نبی ا... باستان، امروز پنجشنبه23 تیر ماه 1390 آزاد شد. این کنشگر صنفی و دبیر ادبیات دبیرستان های فارسان استان چهار محال و بختیاری ومعاونت پرورشی دبیرستان ولایت فقیه در این شهر، شانزدهم دی ماه 1389 برای گذراندن یک سال زندان، روانه ی زندان مرکزی استان چهارمحال و بختیاری شد. وی پس از سپری کردن شش ماه و هفت روز زندان توانست از آزادی مشروط بهره مند شود. از همان روزها ، با اینکه با درخواست مرخصی یک ساله ی ایشان موافقت شده بود، حساب حقوقی اش بسته شد. امروز نیز در زمان آزادی، حکم هیات بدوی آموزش و پرورش استان را به ایشان داده اند که در آن اخراج از آموزش پرورش نوشته شده است. این حکم تا مدت یک ماه قابل اعتراض است. اگر چه می توان به لغو این حکم امیدوار بود، اما تحویل آن در هنگام آزادی باستان، کام وی و خانواده اش را بسیار تلخ کرده بود، به گونه ای که در گفتگویی که با آنها داشتم باستان بسیار گرفته سخن می گفت و خانم اش نیز با گریه پاسخگوی پرسش های من بود. ما این آزادی را به این فرهنگی آزاده و خانواده ی بسیار مقاوم اش شاد باش گفته و امیدواریم هرچه زودتر رای هیات بدوی استان نیز لغو گردد.
۱۳۹۰ تیر ۲۴, جمعه
نامه ی تکان دهنده ی امید کوکبی در شرح شکنجه ها و بازجویی هایش
کلمه- امید کوکبی، دانشجوی فوق دکترای فیزیک اتمی در آستانه ی تشکیل دادگاه خود در نامه ای تکان دهنده به آملی لاریحانی با توصیف شرح شکنجه ها و انفرادی های خود درخواست تشکیل دادگاهی عادلانه با امکان دفاع داده است.
این دانشمند جوان در بخشی از نامه ی خود شرح داده است: تهدیدات مکرر به بازداشت اساتیدم در ایران که به علت مشترکات علمی و همکاری تحقیقاتی مرا به دانشگاه دعوت کرده بودند و علاقه دو طرفه بین بنده و آن ها وجود دارد . تهدید به تحویل به بازجویانی که در شرایط طاقت فرساتری من را تحت شکنجه و ضرب و شتم فیزیکی در شرایط قطع غذا و سرویس های بهداشتی و هرگونه تماس با بیرون قرار دهند . مهمتر از همه اینها ، تکرارهای چندین باره بازجویان درباره اینکه پدرم که بخاطر عمل جراحی باز اخیر قلبش همچنان در شرایط نامناسبی قرار دارد ، دچار حمله قلبی شده و بخاطر بازداشت من روانه بیمارستان شده و آنقدر من را در بازداشت و سلول انفرادی و در شرایط قطع کامل ارتباطی با خانواده نگه خواهند داشت که وی را هرگز نبینم و از داشتن پدرم به علت فشارهای وارده به وی محروم شوم و همچنین عنوان کردن مشکل قلبی خواهرم که می گفتند وی نیز با شرایط نامطلوبی در به در دنبال کارهای من است و تحت فشارهای شدید روحی و روانی و نامساعد بودن روحیه خانواده حل و روز خوبی ندارد.
بر اساس گزارش های رسیده به کلمه در ابتدای خرداد ماه امسال جهت افزایش فشار بر این دانشمند جوان ایرانی، وی را برای تهیه مصاحبه علیه خود و اساتید علمی به بند ۲۰۹ اوین منتقل کرده بودند.
گزارش های آن روز ها حاکی از آن بود که فشارهای بازجویی برای تهیه مصاحبه ها و سناریو سازی اعتراف از سوی بازجوها از سر گرفته شده بود.
امید کوکبی که از هموطنان اهل سنت و ترکمن است و هیچ گونه سابقه فعالیت سیاسی ندارد، بهمن ماه سال ۸۹ هنگامی که برای دیدار با خانواده اش به ایران سفر کرده بود، بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل و بیش از یک ماه در سلول انفرادی نگه داشته و سپس به بند ۳۵۰ منتقل شد.
وی که به «ارتباط با دولت متخاصم» و « کسب درآمد نامشروع» متهم شده است، از بزرگترین نخبگان فیزیک اتمی جهان است و پیش بینی می شود در سالهای آینده به یکی از بزرگترین دانشمندان این رشته تبدیل شود، اما در صورت تداوم حضور در زندان این فرصت برای وی و کشور از بین خواهد رفت. امری که به نظر می رسد بخش هایی از وزارت اطلاعات با برنامه ریزی قصد آن دارند، چه گرایشی در این وزارتخانه عزم خود را جزم کرده تا از رشد علمی نخبگان ایرانی که اقلیت قومی یا مذهبی هستند ممانعت به عمل آورد.
پیش از این نیز زندانیان سیاسی دیگر در نامه هایی از شکنجه ها و اعتراف گیری های غیر انسانی علیه خود پرده برداشته بودند.
همچنین ۲۶ نفر از زندانیان به نام و گمنام سیاسی در نامه ای با شرح شکنجه ها و فضای بازجویی های خود از وزارت اطلاعات و سپاه شکایت کرده بودند.
هر روز که می گذرد کوس رسوایی بازجویی ها و اعتراف گیری های نمایشی بلندتر نواخته می شود.
متن کامل این نامه ی تکان داده که گویای عدالت در سیستم قضایی است و در اختیار سایت کلمه قرار داده شده به شرح زیر است:
۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران،به مناسبت روز معلم ۱۲ اردیبهشت 90
به نام خداوند جان وخرد
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران،به مناسبت روز معلم ۱۲ اردیبهشت ۹۰
بیانیه کانون صنفی معلمان ایران،به مناسبت روز معلم ۱۲ اردیبهشت ۹۰
روزمعلم،دوازدهم اردیبهشت،روز بزرگداشت آگاهی و دانایی را گرامی می داریم؛امیدواریم که این روز، برای همه ی ما،یادآور درس ها و آموزه های بزرگی باشد که از آموزگاران خویش آموخته ایم،آنانی که در نیک اندیشیدن و نیک زیستن،راهنما و یاور ما بوده اند.
امروز از دوازده اردیبهشت ۱۳۴۰ درست نیم قرن می گذرد؛ازآن روزی که فرهنگی فرهیخته،ابوالحسن خانعلی،در میدان بهارستان،با گلوله ی سرگرد شهرستانی به شهادت رسید. خانعلی مانند دیگر فرهنگیان معترض آن روز،در یک گردهمایی آرام و مسالمت آمیزشرکت کرده بود و درخواست و پرسشی صنفی داشت،اما پاسخی آتشین گرفت. همان پاسخی که هجده سال بعد،در همان روز و نزدیک همان میدان،شهید مطهری،اندیشمند اسلامی،از اندیشه وری و پرسش گری هایش گرفت و خاموش گردید. اما این بار نه از کارگزاران حکومتی،بلکه از تاریک اندیشانی که جمود و تعصب،اسلحه به دستشان داد تا به نبرد با اندیشه و اندیشیدن برخیزند و آزادی بیان و قلم را نادیده انگارند.
۱۳۹۰ فروردین ۱۰, چهارشنبه
حاج میر اسماعیل موسوی پدر میر حسین موسوی در آرزوی دیدار فرزند، دیده از جهان فرو بست
اطلاعیه فرزندان میرحسین به مناسبت درگذشت میراسماعیل موسوی
جــرس: در پی درگذشت میر اسماعیل موسوی پدر میر حسین موسوی، فرزندان این راهبر جنبش سبز، با انتشار اطلاعیه ای در این زمینه، تالمات خود را با مردم ایران در میان گذاشتند. به گزارش کلمه، پدر میرحسین موسوی، پدر بزرگ شهیدان علی و ابراهیم موسوی، پس از حصر و بازداشت خانگی میرحسین، مدام سراغ فرزند خود را می گرفت چرا که پیش از آن به صورت منظم با ایشان ملاقات داشت این مرحوم مقارن ظهر امروز چهارشنبه دهم فروردین به ملکوت اعلی پیوست.
میرحسین در تمام بیش از ۴۵ روزی که در حصر و بازداشت خانگی به سر می برد تنها یکبار آن هم در شرایط زننده امنیتی با حضور انبوهی از ماموران امنیتی در داخل خانه میراسماعیل موسوی و سه مامور امنیتی مرد و یک مامور زن برای خانم رهنورد در اتاق پدر پیر میرحسین توانست ایشان را ملاقات کند. به طوری که پدر میرحسین نیز متوجه غیر عادی بودن این مساله شده بود.
به همین مناسبت فرزندان آقای موسوی اطلاعیه ای صادر کردند. به گزارش کلمه متن کامل اطلاعیه به شرح زیر است:
۱۳۸۹ اسفند ۲۰, جمعه
هاشمی رفسنجانی: ابزارهای جدید اطلاعرسانی بیش از هر زمانی مردم را آگاه کرده است
آیت الله هاشمی رفسنجانی می گوید: بیداری مردم ممکن است مثل لیبی گران تمام شود اما بالاخره به نتیجه میرسد. علاوه بر کشوری مثل لیبی، این اتفاقان ممکن است جای دیگر هم روی دهد. همانطور که در ۱۵ خرداد اتفاق افتاد رژیم فکر میکرد با برخورد تند میتواند مردم را عقب براند اما امام خمینی و شاگردان ایشان با حضور در اقصی نقاط ایران، مردم را آگاه کردند و نتیجه این آگاهی، پیروزی انقلاب بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، در مراسم تجدید بیعت تعدادی از اعضای مجلس خبرگان در آرامگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی، آیت الله هاشمی رفسنجانی در سخنانی، با تاکید بر آگاهی مردم، گفت: امام از ابتدای مبارزه تاکید داشتند که همت اساسی باید این باشد که مردم آگاه شوند. بدون آگاهی مردم نمیشود کاری کرد. جنایت بزرگ استعمار این است که مردم را در جهل نگه داشته است. استعمارگران اگر اطلاعاتی هم به مردم دادهاند، انحرافی بوده است.
رییس سابق مجلس خبرگان رهبری افزود: من امروز میتوانم به مرجع عظیمالشان خودمان بگویم که ملت اسلام بیش از هر زمان دیگری آگاه شدهاند. شاید ما نتوانستیم این آگاهی را ایجاد کنیم اما ابزارهای جدید اطلاعرسانی این کار را انجام داده است.
وی با اشاره به تحولات جاری در خاورمیانه، گفت: هوشیاری ملت اسلام در اعمال و شجاعت و رفتارشان، بیسابقه است این مسأله در عصر جدید و در تاریخ معاصر کشورهای اسلامی، پدیدهای نو و مبارک است.
آیتالله هاشمیرفسنحانی اظهار داشت: بیداری مردم ممکن است مثل لیبی گران تمام شود اما بالاخره به نتیجه میرسد. علاوه بر کشوری مثل لیبی، این اتفاقان ممکن است جای دیگر هم روی دهد. همانطور که در ۱۵ خرداد اتفاق افتاد رژیم فکر میکرد با برخورد تند میتواند مردم را عقب براند اما امام خمینی و شاگردان ایشان با حضور در اقصی نقاط ایران، مردم را آگاه کردند و نتیجه این آگاهی، پیروزی انقلاب بود.
گفتنی است در این مراسم که اعضای مجلس خبرگان حضور داشتند، آیتالله هاشمی رفسجانی و سید حسن خمینی، پس از قرائت فاتحه بر سر مزار مرحوم سید احمد خمینی، مرحوم آیتالله سلطانی طباطبایی، مرحوم آیتالله توسلی، مرحوم دکتر بروجردی و همسرآیت الله خمینی برای ادای احترام به شهدای ۷۲ تن، عازم بهشت زهرا شدند.
منبع : كلمه
پیام کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵
به نام خداوند جان و خرد
پیام کانون صنفی معلمان به مناسبت چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند ۸۵
همکاران ارجمند
پیشاپیش فرارسیدن جشن بزرگ نوروز را به شما و خانواده ی گرامی تان تبریک می گوییم. امیدواریم همچون این جشن کهن ملی - جهانی،که نماد رویش و سرزندگی است،در تکاپوی آموزش و آموختن، سرزنده و پویا باشید.
همراهان فرهیخته
این روزها برای ما فرهنگیان،یادآور روزهای پایانی سال ۸۵ می باشد. روزهای حق طلبی،دادخواهی و اعتراض به تبعیض هاو بی عدالتی ها؛روزهای گردهمایی های باشکوه و به یادماندنی،که بی گمان در تاریخ بیداری و جنبش های حق خواهانه ی جامعه ایرانی،از جایگاه برجسته ای برخوردار است. آن گردهمایی ها،در اعتراض به تصمیم دولت در بازپس گیری لایحه ای انجام پذیرفت که بعدها به نام "قانون خدمات کشوری" معروف شد. قانونی که می خواست تبعیض میان کارکنان دولت را از میان بردارد،اما دولت،پس از مدت ها که فرهنگیان چشم به تصویب و اجرای آن داشتند،ناگهان تصمیم به پس گیری آن نموده بود. ما فرهنگیان در اعتراض به چنین اقدام نادرست و نسنجیده ای،بنا به اصل ۲۷ قانون اساسی،دست به اعتراض و گردهمایی مسالمت آمیز زدیم؛روبروی خانه مردم،که باید محلی باشد برای شنیدن دردها و فریادهای شهروندان. اما متاسفانه،در ۲۳ اسفند ۸۵ حقوق شهروندی ما پایمال گردید و شآن و جایگاه فرهنگ و فرهنگیان،سخت آسیب دید و تن و جان آنها،زخم ها برداشت. با بسیاری از ما،آن چنان رفتار شد که باورناپذیر بود و شمار زیادی دستگیر و روانه زندان شدند. این که آموزگاران یک مملکت،خواستار حقوق برابر با دیگر کارکنان دولت گردند،"گناهی" نمی توانست باشد که این چنین حرمت شان نادیده گرفته شود! ما خواستار منزلت و معیشت فراخور شآن انسانی و صنفی خویش بودیم – و البته هنوز هم هستیم – و در چارچوب قانون،به پیگیری خواست و طلب خود برآمده بودیم. ما،همان پرورش دهندگان فرزندان این مرز و بوم بوده و هستیم،کسانی که بر پایه ی آیین های ملی و دینی مان،باید از ارزش و جایگاه شایسته ای برخوردار باشند. اما متاسفانه،آن روز شآن و منزلت انسانی و حقوق شهروندی ما زیر پا گذاشته شد و به خواست های حق مدارانه ی ما توجهی نگردید.
برای ما آموزگاران،درد بزرگ آن روز،رفتار کسانی بود که دانش آموز و دانش آموخته ی همین دستگاه آموزشی اند. کسانی که باید یاد می گرفتند حقوق انسانی و قانونی افراد را پاس بدارند. ۲۳ اسفند ۸۵ و رخدادهای تلخ فراموش ناشدنی اش،خبر از ضعف و کاستی های بسیاری می داد که متآسفانه پاره ای دستگاه ها و مسئولان حکومتی از آن رنج می برند. آن روز،برای ما معلمان به ویژه،نارسایی و ناتوانی نظام های آموزشی را آشکارتر ساخت و نشان داد که هدف های آموزشی ما،درست برگزیده نشده اند. در بند ۲ ماده ی ۲۶ اعلامیه ی جهانی حقوق بشر می خوانیم : " هدف آموزش،رشد کامل شخصیت انسانی،تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی های بنیادین خواهد بود. آموزش باید تفاهم،مدارا و دوستی در میان همه ی ملت ها و گروه های نژادی و مذهبی را ترویج کند و به فعالیت های (سازمان) ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند." اما دستگاه آموزشی ما،سخت در دست یابی به این هدف ها،درمانده و ناتوان است و اصولآ چنین رویکردی در دستور کارش نیست . از این رو دانش آموختگان آن نیز،در زندگی های شخصی و حرفه ای خویش،دغدغه ی رعایت این مفاهیم بلند انسانی را ندارند و یا آنچنان که شایسته زندگی نوین است،به آن اهمیت نمی دهند. باری روزهای پایانی اسفند۸۵ و پیامدهای گوناگونش را می توان از زاویه های بسیاری نگریست و واکاوید؛به ویژه در بستر کنش های پرفراز و نشیب اجتماعی ایرانیان،بی گمان این روزها،درخور درنگ و سزاوار وارسی هاست. روشن است که این مهم،فرصت بسیار می خواهد.
کانون صنفی معلمان،در آستانه ی چهارمین سالگشت ۲۳ اسفند،یک بار دیگر از همه ی فرهنگیان ارزنده ای که با حضور دلیرانه و با شکوه خویش،سرزندگی و پویایی این قشر فرهیخته را به نمایش گذاشتند،سپاسگزاری می نماید و از آنها درخواست دارد یاد،بررسی و روشنگری رخدادهای آن روزها را پیگیر باشند و اهتمام ورزند.
در پایان بایسته است یادی کنیم از همکاران بزرگوار دربندمان : هاشم خواستار،رسول بداقی،محمد داوری،نبی اله باستان،عبداله مومنی و ... که مدت هاست در زندان بسر می برند. این نوروز دوم است که برخی از این دوستان،جشن نوروز خویش را،به دور از همسر و فرزند در زندان برپا می کنند.
کانون صنفی معلمان
19 /12 /89
سیستم بانکی به افتی ویرانگر مبتلا شده است
روزنامه “تهران امروز” در سرمقاله خود با عنوان «زنگهای خطر برای بانکها و ضرورت چارهجویی فوری» نوشت:
گزارش روز چهارشنبه کمیسیون اقتصادی که در جلسه علنی مجلس قرائت شد روشن کننده زوایایی از مبتلا شدن سیستم بانکی به افتی ویرانگر است که چارهجویی فوری برای مهار تبعات منفی این افت را ضروری ساخته است.
بدهکار بودن نزدیک به ۷٫۵ میلیون نفر به سیستم بانکی که حاضر به پرداخت بدهیهای معوقه خود نیستند به معنای این است که از هر ۱۰ ایرانی یک نفر به سیتم بانکی کشور بدهی معوقه دارد و در این میان حدود ۷ میلیون نفر دستکم یک و نیم میلیون تومان به سیستم بانکی بدهی دارند. نزدیک ۴۰ هزار نفر بدهی بالای ۱۰۰ میلیون دارند و انگونه که در مجلس عنوان شد ۹ نفز هم مجموعا رقم نجومی ۱۵۰۰ میلیارد تومان بدهی معوقه دارند که ۷ نفر از این ۹ نفر حاضر به بازپرداخت بدهی خود نیستند. تا پیش از این تصور بر این بود که صرفا برخی بزرگ بدهکاران بانکی با زدوبندهای پیدا و پنهان راه فراری برای خود جستهاند تا هر چه بیشتر بازپرداخت بدهی خود را تعویق بیندازند.
اما گزارش مجلس نشان داد که طفره رفتن از بازپرداخت معوقات بانکی به یک اپیدمی تبدیل شده است که از بزرگ بدهکاران به خرده بدهکاران بانکی هم سرایت کرده است. واقعیت این است وقتی افرادی خارج از ضوابط و انگونه که پیشتر رییس دستگاه قضایی خبر داد که برخی وام گیرندگان حتی وثیقه قلابی گذاشته و از سیستم بانکی ارقام نجومی وام گرفته و اکنون هم با قلدری از بازپرداخت آن شانه خالی می کنند و در همان حال هم برخوردی موثر با انان نمیشود و حتی نامشان نیز علنی نمی شود، طبیعی است چنین شیوهای یک فرهنگ غلط را در جامعه جا میاندازد که وام بگیر و پس نده.
تحلیل نموداری ۷٫۵ میلیون بدهکار بانکی که مجموعا ۳۲ هزار میلیارد تومان معادل ۳۲ میلیارد دلار بدهی معوقه دارند نشان میدهد که در بین بدهکاران بانکی از هر سنخی وجود دارد. از خرده بدهکاران تا کلان بدهکاران. از تولیدکنندگان تا دلالان و مردم عادی. سئوال این است چرا سیستم بانکی به چنین افتی مبتلا شده است؟ آیا اگر همان روز که کلان بدهکاران که عمدتا هم دلال مسلک هستند و براساس برخی روابط خارج از ضوابط از بازپرداخت بدهی معوقه خود طفره رفتند به جای اینکه با گرفتن وام مجدد تشویق نمیشدند و در عوض با برخورد قاطع قانونی مواجه میشدند آیا امروز با اپیدمی به نام معوقات گسترده بانکی مواجه بودیم؟
منبع : كلمه
اشتراک در:
پستها (Atom)

