۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

گزارش آخرین وضعیت اعضای دربند کانون صنفی معلمان ایران

خبرهايي از مختار اسدي ، محمود باقري ، محمود بهشتي لنگرودي ،هاشم خواستار ، رسول بداقي و باغاني و اسماعيل عبدي اعضاي در بند كانون صنفي معلمان ايران.
جرس: با وجود گذشت چهار روز از بازداشت مختار اسدی، عضو کانون صنفی معلمان کرج و محمود باقری، عضو هیات مدیره‌ کانون صنفی معلمان، تاکنون هیچ گونه خبری در دست نیست. این دو، پس از بازداشت با منزل تماس نگرفته‌اند و هنوز محل نگهداری آنها نیز مشخص نیست.

بامداد خبر همچنین خبر می‌دهد که روز پنج‌شنبه خانواده محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی دربند کانون صنفی معلمان، برای دیدار با او به زندان اوین رفتند اما به دلیل دستور جدید دادستانی مبنی بر یک هفته در میان شدن ملاقات‌های کابینی زندانیان، اجازه‌ ملاقات نیافتند.

محمود بهشتی نیز که از روز 16 خرداد ماه و تنها چهار روز پس از آزادی از زندان، برای بار دوم بازداشت و روانه‌ زندان اوین شد، همچنان در سلولی چهار نفره نگهداری می‌شود. وی در تماسی تلفنی در روز یک‌شنبه‌ از تداوم بازجویی‌هایش خبر داد و روحیه خود را خوب توصیف کرد.

محمود بهشتی در دور اول بازداشت، بیش از یک ماه را در بند 209 زندان اوین سپری کرده بود.


وضعیت نامساعد جسمی هاشم خواستار در زندان

همزمان با این اخبار، کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گزارش می‌دهد که همسر هاشم خواستار، معلم زندانی که در دادگاه تجدیدنظر حکم دو سال حبس دریافت کرده بود، می‌گوید که مسئولان دلیل آزاد نکردن همسرش را "متنبه" نشدن وی عنوان کرده‌اند.

صدیقه مالکی فر، همسر هاشم خواستار، از شرایط نامساعد جسمی همسرش خبر داد و گفت: همسرم در شرایط بد جسمی به سر می برد، بیماری قلبی و فشار خون، موجب آسیب دیدگی شبکیه چشم راست وی شده و بینایی‌اش تا حد زیادی کاهش یافته است. او دچار مشکل گوارشی شده و به شدت از بیماری آرتروز رنج می برد.

مالکی‌فر همچنین اعلام کرد: پیش از انتخابات، ستاد آقای موسوی از افرادی که در زمینه دفاع از حقوق معلمان، تلاش کرده بودند تقدیر کرد. بعد از انتخابات همه‌ افرادی که از آن‌ها تجلیل شده بود، دستگیر شدند و شوهر من هم یکی از آن افراد بود.

هاشم خواستار، مهندس کشاورزی، معلم بازنشسته و رئیس کانون صنفی معلمان مشهد که در هنرستان کشاورزی تدریس می کرد، در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و بعد از یک ماه و نیم با وثیقه‏ ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد.

وی در تاریخ ۲۵ شهریور ۸۸ در پارک ملی مشهد، در حال پیاده روی مجددا دستگیر و به زندان وکیل آباد مشهد، منتقل و در دادگاه بدوی به شش سال حبس، محکوم شد. حکم او در دادگاه تجدید نظر به دو سال زندان تعزیری کاهش یافت.

دادگاه بداقی 13 تیر ماه برگزار می‌شود

 همچنین در خبری دیگر است که نخستین جلسه محاکمه‌ رسول بداقی، عضو هیات مدیره‌ کانون صنفی معلمان، روز یکشنبه سیزدهم تیرماه برگزار می‌شود.

بداقی که از تاریخ دهم شهریورماه سال گذشته در بازداشت به سر می‌برد، از سوی دادستانی تهران به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده است.

وی هشت ماه نخست بازداشت خود را در زندان اوین سپری کرد و هم اینک به همراه چند روزنامه‌نگار به زندان رجایی‌شهر تبعید شده است.

علی اکبر باغانی آزاد شد
بنا به گزارش هاي رسيده از وبلاگ برادر بهلولي روز سه شنبه89/4/8 پس از 63 روز بازداشت،علی اکبر باغانی،دبیرکل کانون صنفی معلمان ایران آزاد شد. این آزادی که با سپردن وثیقه می باشد،پس از بیست روز بی خبری کامل از ایشان روی داد. در تماس با خانواده ی باغانی،خوشبختانه حال عمومی او خوب گزارش گردید. گفتنی است که فردا روز مراسم ازدواج دختر ایشان است که به راستی این آزادی به یادماندنی،می تواند برحال و هوای این جشن نیکو و ارزشمند سایه اندازد و بر شادی هایش بیفزاید. 

اسماعیل عبدی آزاد شد

 آزادی اسماعیل عبدی، عضو کانون صنفی معلمان ایران، در شب گذشته و پس از 44 روز بازداشت تنها خبر خوبی است که این روزها، برای اعضای کانون شنیده می‌‌شود.

به گزارش بامدادخبر، آزادی اسماعیل عبدی، در حالی صورت گرفت که علی‌رغم تودیع وثیقه در آغاز هفته‌ی گذشته، روند آزادی وی تا روز گذشته به طول انجامید.

اسماعیل عبدی روز 29 اردیبهشت ماه و به دنبال گفت‌وگو با یکی از رسانه‌های خارجی بازداشت شد. وی 33 روز از زمان بازداشت خود را در انفرادی و چند روز پایانی را در بند عمومی بسر برده است. با این وجود وی پس از آزادی از شرایط روحی خوبی برخوردار است. 

۱۳۸۹ تیر ۴, جمعه

آخرین خبر از برخی آموزگاران دربند ، باغاني ، عبدي ، بهشتي

امروز پنج شنبه 89/4/3 نزدیک به دوهفته است که از علی اکبر باغانی،دبیرکل  کانون صنفی معلمان،هیچ خبری در دست نیست. باغانی، پنج شنبه هفته ی پیش، ملاقات ممنوع بود و با این که خانواده ی او به اوین رفته بودند،پس از ساعت ها سرگردانی،نتوانستند او را ببینند. متاسفانه امروزنیز،با این که خانواده ی او، نامه ی دادستان را در دست داشتند،نتوانستند با ایشان دیدارنمایند. نامه ی دادستان، مجوز دیدار حضوری را داده بود که حتی اجازه ی دیدار کابینی نیز داده نشد!  این دوهفته بی خبری،بر نگرانی خانواده و دوستان باغانی،سخت افزوده است،به ویژه که ایشان مدت هاست از بیماری پروستات نیز رنج می برد. همسرش می گفت امروزهمه ی بچه ها را هم با خود برده بودم که در دیدار حضوریی که از پیش، مجوز آن را از دادستان داشتیم، فرارسیدن روز پدر را هم تبریک بگوییم که متاسفانه چنین نشد! همچنین هفته ی آینده گویا،مراسم عروسی دخترباغانی است.  یکی از دغدغه های کنونی خانواده ی ایشان این است که پدر،در این مراسم حضور داشته باشد. پدری  فرهنگی و بازنشسته،که 28 سال ازعمر خویش را،درراه تربیت جوانان این مرز و بوم نهاده است . آموزگاری که سال ها، با شادی شاگردانش شاد بوده است و با اندوه آنها،اندوهگین.
  اما امروز،از اسماعیل عبدی،دیگرعضو کانون صنفی معلمان، خبرهای خوشحال کننده ای رسید. گویا دیروز از دادستانی به خانواده ی عبدی زنگ زده اند و به آنها گفته اند که به دنبال وثیقه ای باشند تا در روزهای آینده،او را آزاد نمایند. عبدی،در تاریخ 89/2/29 بازداشت گردید وپس از یک ماه انفرادی،چند روزپیش به سلولی 3-4 نفره برده شد.   
  امروزهمچنین خانواده ی محمود بهشتی لنگرودی،سخنگوی کانون صنفی معلمان، با ایشان دیداری کابینی داشته اند. بهشتی در این دیدار گفته است که پرونده اش مراحل خود را طی می کند و بازجویی هایش ادامه دارد. همچنان با سه نفر دیگر،در یک سلول است و از مدت زمانی که قرار است در بازداشت بماند،آگاهی درستی ندارد.  

برشي از دغدغه هاي يك آموزگار

۱۳۸۹ تیر ۳, پنجشنبه

بیانیه کانون صنفی معلمان ایران

 به نام خداوند جان و خرد

حدود دو ماه از بازداشت دبیرکل و سخنگوی کانون صنفی معلمان ایران گذشت . دوماهی که سخت اما صبورانه پشت سرگذاشتیم. هنگام اعلام خبر بازداشت ، نخستین پرسش هر شنونده ی خبراین بود: به چه دلیل؟
کانون صنفی معلمان ایران با ملاحظه شرایط حساس کشور درسال تحصیلی جاری علیرغم وجود انتقادات و اعتراضات به عملکرد مدیران آموزش و پرورش از انجام هرگونه اقدام جمعی اعتراضی و یا حتی صدور بیانیه انتقادی خودداری نمود. بازداشت طولانی مدت تعدادی از همکاران خود به ویژه آقای رسول بداقی و قطع حقوق وی را به امید طی مراحل قانونی در اسرع وقت و تعیین تکلیف و آزادی وی صبورانه با سکوت تحمل نمود و شاهد شرایط دشوار خانواده او به ویژه کودکان خردسالش در نبود پدر بود. همچنین ما شاهد ادامه بازداشت و احضارهمکاران دیگر نظیر آقایان هاشم خواستار ، عبدالله مومنی ، محمد داوری ، اسماعیل عبدی و... هستیم.

همکاران گرامی
اکنون که نزدیک به دوماه از بازداشت آقایان باغانی دبیر کل و بهشتی سخنگوی کانون صنفی معلمان می گذرد:


- درهای خانه ی ملت به روی خانواده بازداشت شدگان و همکاران آن ها بسته شده است.
- وزیر محترم آموزش و پرورش برخلاف پیشینه نسبتاً مثبت دوران نمایندگی مجلس ازدیدارو گفت وگوبا نمایندگان تشکل های صنفی معلمان خودداری می نماید.
- روزنامه ها و خبرگزاری ها از درج اخبار نهادهای صنفی معلمان منع شده اند.
- وبلاگ کانون صنفی معلمان با تعداد مراجعین اندک در شبانه روز فیلتر و سپس هک شده است.
- ...
در این شرایط اقدام فردیِ سخنگوی کانون درمنزل خویش به منظور جلوگیری از فراموش شدن افرادی نظیر رسول بداقی جرم تلقی شده و به این اتهام بازداشت می شود !
صدور بیانیه ای در شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور برای دبیر کل کانون تهران جرم تلقی شده و بازداشت می شود!
اکنون پرسش این است:
- امنیتی نمو دن فضای جامعه برای تشکل های صنفی به سود چه کسانی است؟ به کدام دلیل فضای کار صنفی باید این گونه نا امن گردد؟
- وزیر محترم به درستی بخشی از خواسته های معلمان را کسب منزلت اجتماعی از دست رفته می داند. اما حداقل در یکسال گذشته که برخوردها ی غیر محترمانه با معلمان افزایش یافته است کوچکترین اعتراضی را از زبان ایشان نشنیده ایم. رسول بداقی به چه دلیل با شرایط بسیار نامناسب به زندان رجایی شهر منتقل شد؟ اساساً چرا زندان رجایی شهر ؟ در حالیکه هنوز دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات او تشکیل نشده است؟
- آقایان بهشتی ، باغانی و سایر بازداشت شدگان برفرض وارد بودن اتهام ، آیا امکان متواری شدن یا برهم زدن صحنه ی ارتکاب جرم را دارند که باید در این مدت در زندان بمانند؟ آیا نمی توان تا زمان تشکیل دادگاه احتمالی با قرار وثیقه آن ها را آزاد نمود؟
- در فضای یکطرفه کنونی آیا می توان سخن از اعتماد متقابل گفت؟اساساً کدام عقل سلیم حکم می کندبا نهادهای مدنی که درچارچوب قانون فعالیت می کنند با چنین رویکردی برخورد نمود؟
- به راستی آیا امنیت در کشور ما تا این حد آسیب پذیر است که با صدور یک بیانیه صنفی یا اقدامی فردی و یا حتی گفتگو با یک رسانه خارجی (در حالیکه تمامی راه های قانونی دیگر به روی افراد بسته شده ) موجب وارد شدن خدشه به آن گردد؟ طرح عنوان برهم زننده امنیت برای چنین اقداماتی آیا خود موجب نزول وجهه ی نهادهای امنیتی و قضایی کشور نیست؟
- با فرض واقعی بودن اتهام سرپرست خانواده قطع حقوق و ایجاد فشارمالی برای همسر و فرزندان او چه توجیه شرعی- عقلی ویا انسانی دارد؟
  کانون صنفی معلمان ایران بی صبرانه منتظر آزادی همه ی همکاران خود و رسیدگی به اتهامات آنان در یک فضای غیر امنیتی است.
لازم به یادآوری است معلمان ایران به دلیل نقشی که در دوران انقلاب و پس از آن داشته اند خود را بخشی
از صاحبان این انقلاب می دانند. انقلابی که از هدف های اصلی آن گسترش عدالت و آزادی بوده است . لذا ادامه بازداشت همکاران خود و محدودیت های ایجاد شده برای نهادهای صنفی را عملی خلاف اصول و ارزشهای انقلاب ارزیابی می نمایند.
 
 
کانون صنفی معلمان ایران  
۸۹/۴/۱ 
   
برشي از دغدغه هاي يك آموزگار

۱۳۸۹ خرداد ۲۶, چهارشنبه

فرزندان رسول بداقي چشم به راه بازگشت پدر


 زبان حال فرزندان رسول بداقي معلم در بند:


خدايا همه بابا ها رو از جمله بابا رسول ما را از زندان آزاد كن !!! ما منتظريم!!!

منبع عكس  اصلي : شير زاد عبداللهي

۱۳۸۹ خرداد ۲۱, جمعه

آخرین خبر از محمود بهشتی،سخنگوی دربند کانون صنفی معلمان


  چهار روز پیش بود که محمود بهشتی،سخنگوی کانون صنفی معلمان، تنها پس از یک آزادی چهار روزه، بازداشت گردید. سه شنبه شب هفته پیش 11/3/89 پس از 35 روز بازداشت، محمود بهشتی به همراه علی رضا هاشمی،دبیر کل سازمان معلمان،از اوین آزاد شد. اما صبح یکشنبه 16/3/89 بهشتی را با تلفنی از اوین، دوباره به زندان فراخواندند. او ساعت یک ظهر،به همراه همسر به اوین رفت و بازداشت  گردید. در مراجعه ی یکی دو روز بعد خانواده ی بهشتی به دادسرا،گفته شد که شعبه ی یک بازپرسی اوین،که دستور آزادی ایشان را داده است،از دستگیری دیگر بار اوهیچ گونه آگاهی ندارد و از نظر این شعبه،هم اینک  ایشان با سپردن وثیقه آزاد می باشد! همسر بهشتی می گفت که اگر خودم محمود را تا اوین همراهی نمی کردم، اکنون می شد محمود را ربوده شده به شمار آورد! این سردرگمی تا امروز ادامه یافت.  این که بهشتی پس از دیدار با جعفری دولت آبادی،دادستان تهران، آزاد شده بود و پس از آن، نهاد قضایی از بازداشت دوباره ی او اعلام ناآگاهی کند،سخت بر نگرانی ها می افزود. 
  اما امروز،همسر بهشتی برای ملاقات به اوین رفت که پس از گذشت چند ساعت،به ایشان گفته شد که همسرش در انفرادی و از ملاقات ممنوع است. اما در برگشت، بهشتی با ایشان تماس می گیرد و حال خود را خوب اعلام می کند. همچنین گویا خانواده،می توانند پنج شنبه هفته ی آینده،با ایشان دیداری از نزدیک و حضوری داشته باشند. بهشتی شعبه ی دستگیری دوباره ی خود را همان شعبه ی یک گفته است وپرسش ها را هرچند جدید،اما در پیوند با گذشته – پیش از آزادی چهار روزه – دانسته است.
  با تماس امروز و نوید دیدار هفته ی آینده، اکنون شاید بتوان گفت، کمی از نگرانی ها کاسته شده است. اما، این دستگیری نابهنگام،همه و بی گمان خود بهشتی را،بسیار شگفت زده و اندوهگین کرد. به ویژه که در روز پایانی بازداشت 35 روزه ی پیش، محمود بهشتی به بند عمومی رفته بود که بیش و کم از شرایط بهتری برخوردار است . اکنون اما، دیگر بار ناگزیر است سختی روزها و شب های انفرادی را تاب آورد  و تنهای تنها، گردش روزگار را به تماشا بنشیند. 

*عکس بهشتی در این پست،پس از آزادی او و درتاریخ 12/3/89 گرفته شده است.

منبع : برشي از دغدغه هاي يك آموزگار

۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

"آن سه پدر ، این سه پسر!"

به خاطر ظلم رفته بر  یادگار امام گفتم شاید بد نباشد طی مطلبی که پیش از این نیز در همین وبلاگ و دیگرسایت انتشار یافت از زبان هارولد لارسون با عنوان "آن سه پدر ، این سه پسر!" به تشریح دیدگاه های پدران و فرزندان رهبران جمهوری اسلامی  بپردازم. 

                                        
علی مطهری، احمدی نژاد را لیبرالی فرهنگی می داند. سید حسن خمینی با رئیس جمهور مهرورز چنانکه باید مهرورزی نمی کند . وبه تعبیر به اصطلاح مبصرین چشم بصیرت ندارد و  علیرضا بهشتی نیز در نقد عملکرد دولت و دفاع از "حق موسوی "، سخن ها گفته.

هارولد لاسول، یکی از عالمان سیاسی قرن بیستم، در بحث روانشناسی رهبران انقلابی، آنها را به سه گروه رهبران بسیج گر، ایدئولوگ ها و رهبران مدیر تقسیم می کند.
رهبران بسیج گر برانگیزاننده توده مردم در جهت اهداف انقلابی اند. ایدئولوگ ها بنای تئوریک انقلاب را بالا می برند. رهبران مدیر نیز ساماندهی نهادها و ساز و کارهای نظام برآمده از انقلاب را بر عهده دارند.

در انقلاب اسلامی ایران، امام خمینی و شهید مطهری و آیت الله بهشتی، به ترتیب، رهبر بسیج گر، ایدئولوگ و رهبر مدیر انقلاب محسوب می شدند.
البته هر یک از این سه روحانی کمابیش واجد سایر شئون رهبری انقلابی هم بودند. مثلاً امام خمینی ایدئولوگ انقلاب هم بود و یا شهید بهشتی رهبر بسیج گر هم بود ، ولی وجه غالب امام بسیج گری مردم انقلابی ایران و وجه غالب شهید بهشتی معماری نهادها و مدیریت نظام سیاسی کشوربود.

به هر حال با این مقدمه مختصر می توان گفت که امام خمینی، مطهری و بهشتی اضلاع مثلثی بودند که سنگ بنای جمهوری اسلامی محسوب می شود. به غیر از نقش بی بدیل امام خمینی در تاسیس و تداوم نظام جمهوری اسلامی، آثار نظری شهید مطهری ،مهم ترین مکتوبات ایدئولوژیک رهبران فکری این نظام و آثار
عملی شهید بهشتی ( قانون اساسی، قوه قضاییه، حزب جمهوری اسلامی، تحزب و تشکل سیاسی روحانیان و ... ) مهم ترین نهادهای موجود در نظام جمهوری
اسلامی بوده است.

اگر امام خمینی، شهید مطهری و آیت الله بهشتی امروز زنده بودند چه موضعی در قبال وضع موجود اتخاذ می کردند؟ پاسخ این سوال هر چه باشد جزو حدسیات است. قطعاً پاسخ اصلاح طلبان به این سوال متفاوت از پاسخ اصولگرایان است ؛بی تردید مهدی کروبی و احمد جنتی، پاسخ هایی کاملاً متناقض به این سوال می دهند.

در میانه این معرکه آرای متناقض، می توان نیم نگاهی به مواضع فرزندان و اذناب سه شخصیت نامبرده انداخت بی آن که لزوماً حکم به رابطه "این همانی" ، میان رأی اینان و آنان داد.

 یعنی می توان مواضع سید حسن خمینی، علیرضا (و محمد رضا) بهشتی و علی ( و محمد ) مطهری را هم در این باره لحاظ کرد. چه سه این سه نفر، لااقل تا پیش از انتخابات ریاست جمهوری، از دید عموم روحانیان و نیروهای حزب اللهی به عنوان فرزندان خلف و صالح پدران خویش شناخته می شدند.آنان تا پیش از انتخابات اخیر هیچ گاه از این سه – چهار نفر به عنوان فرزندان ناصالح بزرگان انقلاب یاد نمی کردند. حساب سید حسن خمینی برای بسیجیان و حزب اللهی ها جدا از سید حسین خمینی بود. فرزندان بهشتی و مطهری نیز به عنوان افرادی بری از قدرت طلبی و ثروت اندوزی شناخته می شدند که به رغم برخورداری از " رانت پدر "،آقازاده نشدند.
 آنها در سیاست مداخله چندانی نمی کردند، نظام را در طریق حق می دیدند و اگر هم گهگاه نکته ای می گفتند و خرده ای می گرفتند، تنها از سر خیرخواهی و  دلسوزی و رفورگری بود وبس.

علی مطهری در دوران ریاست جمهوری خاتمی، منتقد دولت اصلاحات بود و از غربگرایی اصلاح طلبان انتقاد می کرد. سید حسن خمینی نیز چندی پس از آنکه اکبر گنجی " مانیفست جمهوریخواهی " را نوشت، تاکید کرد که فرزندان انقلاب اسلامی، دموکراسی را در چارچوب اسلام می خواهند و شیوه های دموکراتیک نمی توانند و نباید به نفی و نقض احکام اسلامی منجر شوند.
بهشتی ها نیز هیچ گاه زیر علم دولت خاتمی سینه نزدند و در دوران اصلاحات ، همچون میرحسین موسوی "جریده می رفتند که گذرگاه عافیتشان تنگ بود."*

اما اینک در عصر پسااصلاحات، پس از چهار سال تلاش احمدی نژاد برای برپایی "دولت اسلامی " مهرورز، صدای فرزندان سه رهبر ( بسیج گر، ایدئولوگ و مدیر )
انقلاب درآمده است و هر سه آنها به صد زبان از دولت محمود احمدی نژاد انتقاد کرده اند.

 علی مطهری، احمدی نژاد را لیبرالی فرهنگی می داند که با شعارهای ارزشی و انقلابی به قدرت رسیده اما عملکردی لیبرال را در حوزه فرهنگ در پیش گرفته است.
 مطهری اذعان می کند که دوستان اصولگرایش در انتخابات اخیر " با چشمی گریان " به احمدی نژاد رای دادند. به نظر فرزند ارشد شهید مطهری، محمود احمدی نژاد باید بابت رفتار و گفتارش در مناظره های انتخاباتی از مردم عذرخواهی کند.

سید حسن خمینی با رئیس جمهور مهرورز چنانکه باید مهرورزی نمی کند ؛ سفر به پاکستان را به شرکت در مراسم تنفیذ او ترجیح می دهد و در مراسم تجدید عهد هیات دولت با بنیانگذار انقلاب اسلامی، غیبت را جایگزین حضور می کند.

علیرضا بهشتی نیز در نقد عملکرد دولت و دفاع از "حق موسوی "، سخن ها گفته و هرگز تقابل اش با دولت را کتمان نکرده است.

باری وضع موجود در نظام جمهوری اسلامی برای بسیاری از مردم حزب اللهی و مومنی که هم دوام و قوام نظام را می خواهند و هم دوستدار امام خمینی و شهید مطهری و شهید بهشتی اند، وضعی تردیدآفرین و حیرت آور است.

 این قسم ایرانیان بی تردید نمی توانند بپذیرند که فرزندان برجسته ترین شخصیتهای انقلاب اسلامی، یک شبه از راه به در شده اند. از سوی دیگر آنان تداوم نظام را نیز خواستارند و این روزها دائماً جملاتی تلویحی می شنوند که تصریح این جملات چیزی جز این نیست که سید حسن خمینی و علیرضا بهشتی و علی مطهری به هر حال با قول و فعلشان آب به آسیاب دشمن می ریزند.

 به راستی در این " زمانه تردید " چگونه می توان " زمینه یقین " را در دل مومنان امام دوستی برانگیخت که سالها شنیده اند که مطهری پاره تن امام بود و بهشتی معمار قانون اساسی جمهوری اسلامی؟


۱۳۸۹ خرداد ۱۷, دوشنبه

محمود بهشتی لنگرودی دوباره بازداشت گردید

محمد سرايلو : محمود بهشتی لنگرودی،سخنگوی کانون صنفی معلمان،بعداز ظهر روز 89/3/16 دوباره بازداشت گردید. این دستگیری دیگر بار،درحالی روی می دهد که ایشان روز سه شنبه هفته گذشته89/3/11 پس از سپری کردن 35  روز بازداشت، با سپردن وثیقه،از اوین آزاد گردیده بود. بر پایه سخنان همسر بهشتی،ایشان امروز صبح به دادسرای یک اوین فراخوانده شد که در ساعت 13 به همراه همسر به اوین مراجعه می نماید؛اما پس از گذشت چند ساعت، از درون زندان با همسرش تماس تلفنی می گیرد و از بازداشت خود خبر می دهد. بهشتی همچنین دلیل این بازداشت را، در پیوند با اتهام پیشینش اعلام کرده است.