۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

نکوداشت دکتر خانعلی شهید صنف معلمان وسالگرد معلم شهید استاد مطهری


1- از 12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.

نکوداشت دکتر خانعلی شهید صنف معلمان وسالگرد معلم شهید استاد مطهری


2- فرهنگیان تهران در روز يكشنبه 12 اردیبهشت 89 از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی واقع در بابویه شهرری و مراسم سالگرد معلم شهید استاد مطهری در شهرستان قم  در همان روز و ساعت توسط همکاران  استان قم برگزار می گردد .  ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید. 
از همکاران فرهنگی دعوت می شود در اين مراسم  پرشکوه شركت نمايند  .

تصحیح یک خبر

كانون صنفي معلمان ايران -   در خبري كه ديروز از توفيق مرتضي پورعضو کانون صنفی معلمان تبریز به دست ما رسيد،به اشتباه بازداشت ايشان نيز قيد شد. ديروز بعدازظهر پس از شنيدن اين خبر به دليل اين كه ما با تلفن همراه ايشان نتوانستيم تماس بگيريم،متآسفانه دستگيري ايشان به نادرست ذكر گردید كه بدين وسيله از ايشان و همه ي خوانندگان گرامي پوزش مي خواهيم. در تماس امروز مشخص شد كه مآموراني كه به خانه ي مرتضي پور رفته اند با حكم دادستاني بوده و تنها كيس و يك سري مدارك مربوط به تشكل را ضبط كرده و با خود برده اند. در ضمن برخورد مآموران نيز محترمانه و مناسب بوده است.  

نکوداشت دکتر خانعلی شهید صنف معلمان وسالگرد معلم شهید استاد مطهری


1- از 12 تا 18 اردیبهشت 89 اعضای شورای مرکزی (هیأت مدیره) کانون معلمان و فعالان صنفی به نشانه اعتراض به احکام غیر قانونی اعدام و حبس غیر قانونی همکاران و در روز 12 اردیبهشت عموم همکاران اعتصاب غذای کامل خواهند نمود.

نکوداشت دکتر خانعلی شهید صنف معلمان وسالگرد معلم شهید استاد مطهری






2- فرهنگیان تهران در روز يكشنبه 12 اردیبهشت 89 از ساعت 13:30 تا 17:30 بر سر مزار دکتر ابوالحسن خانعلی واقع در بابویه شهرری و مراسم سالگرد معلم شهید استاد مطهری در شهرستان قم  در همان روز و ساعت توسط همکاران  استان قم برگزار می گردد .  ودر شهرستان های دیگر نیز از معلمان فرهیخته تجلیل به عمل می آید. 
از همکاران فرهنگی دعوت می شود در اين مراسم  پرشکوه شركت نمايند  .

سخن روز : " همه کارگران و معلمان زندانی را آزاد کنید "


همه کارگران و معلمان زندانی را آزاد کنید
جرس: در مصاحبه های خارج از کشور که سردمداران دولت فعلی انجام می دهند، مضمون یکی از مصاحبه ها نظر مرا به خود جلب کرد و البته بسیار متأثر شدم. آقای احمدی نژاد در یکی از مصاحبه هایی که در خارج از کشور داشته اند، ادعا کرده اند که در ایران آزادی وجود دارد، و مصداق آن را آزاد گذاشتن و آزاد بودن سران مخالفان خود دانسته اند.


دراینجا من زهرا رهنورد بعنوان فرد کوچکی از ملت - همانطور که در گذشته بارها اعلام کرده ام – اعلام می کنم که به شخصه ترجیح می دادم که هزار بار خونم ریخته شود، قطعه قطعه شوم، اما قطره خونی حتی از سرانگشت کسی به زمین نریزد. سران جنبش سبز نیز بارها چنین مضمونی را در سخنان خود اعلام کرده اند که از جان خود گشته اند و هیچ یک چیزی نمی خواهند جز سرافرازی و سعادت ملت؛ یعنی آزادی، دموکراسی، و قانونگرایی و رفاه ملی.
• اما این چه منتی است که بر سر ما می گذارید که محیطی امنیتی و پلیسی در جامعه برقرار کرده اید؟


• این چه منتی است که بر سر اصلاحات و رهبران آن که جوانان، زنان، و مردان را در خیابانها به گلوله بسته اید، و زندانها را پر کرده اید از انسانهای شریف، انسانهایی که فریادرسی جز خدا را ندارند؟
• این چه منتی است که آزادیخواهان را در انفرادیهای مخوف به غل و زنجیر کشیده اید؟ و عده ای را به بهانه های واهی و من درآوردی اعدام کرده اید؟
• و زنان را که عزت و آبروی ملتند در هلفدونی ها به اقرار وادار می کنید و البته موفق هم نمی شوید؟
ای کاش به جای این همه اقدامات بی فایده، با سران اصلاحات و معترضین ملت به گفت وگو می نشستید و گره ای را که با دست باز می شود، به دندانهای کند خودتان نمی سپردید.
حالا هم فرصت باقی است. به مبارکی دو روز بزرگ، روز کارگر و معلم می توانید - به طور نسبی - نشان دهید که می خواهید دروغی را، که ادعا کرده اید، به راست و حقیقت نزدیک کنید:
1. همه کارگران و معلمان زندانی را بعنوان مقدمه اولیه آزاد کنید.
2. پس از مقدمه فوق، زنان را آزاد کنید و سپس باقی زندانیانی را که گمنام یا مشهور در سراسر کشور پخش کرده اید آزاد کنید.
3. یک انتخابات آزاد و دموکراتیک را در کشور برگزار کنید
4. به نصیحت مخالفان و نقد آنان توجه کنید که به ورشکستگی کشاندن اقتصاد ملی که حاصل آن بیکاری، اعتیاد و در هم ریختن خانواده ها است و بارها هشدار داده اند؛ یعنی کمربندها را محکم کنید، از واردات بی رویه که تراز تجاری کشور را منفی کرده است دست بردارید. بورکینافاسو و زیمبابوه و چین و امثالهم را که تاج سرتان کرده اید، کنار گذارید، تا طومار کارخانه های ورشکسته و شکم های گرسنه و کودکان چشم انتظار غذا و لباس، و کارگران بیکار، محصول سیاست های افتصادی غلط است، بسته شود.
5. مطبوعات را که رکن چهارم نظامهای تفکیک قوا است آزاد کنید.
6. با ایجاد فضای فرهنگی (نه امنیتی) شادی تنفسی فکورانه را به ملت هدیه کنید...
و البته همه این ها، برای اینکه بیش از این در سطح بین المللی و داخلی دروغگو جلوه نکنید، یک قدم از هزار قدمی است که پیش رو دارید.
نقل از :سخن معلم

بیانیه ی انجمن صنفی معلمان استان کردستان در خصوص روز معلم

به نام خدا وند جان و خرد 
"گرامي باد  دوازده  ارديبهشت  روز  معلم "
دوباره در آستانه ي دوازدهم ارديبهشت روز معلم قرار داريم .اما چونان سا ل هاي گذشته با دلي پر از اندوه و گلويي پر از بغض و صدايي گرفته از خشم به استقبال چنين روزي مي رويم.روزي كه تقويم هاي رسمي روز معلمش خوانده اند .روز كساني كه در كلاس هاي درس، دنيايي بهتر را بر دل تاريك تخته سياه حك كرده و پيش چشمان حزين كودكان مي گذارند. و شعله هاي اميد را در دل هاي كوچكشان زنده نگاه مي دارند.اما دريغ كه در دل اين " شعبده بازان لبخند در شب كلاه درد " اندوهي جانكاه برپاست.اندوه همكاران در بند ،اندوه فرزاد كمانگر ورسول بداقي ، هاشم خواستار و ديگر عزيزان زنداني.
اندوه تحقير ، آنگاه كه تمامي رسانه ها كرامت انساني ما را به بازي مي گيرند .وقتي كه تمام امكانات بكار گرفته مي شود تا معلمان سكوت اختيار كنند.حق تشكل ،حق تجمع ، حق ابراز آزادنه ي عقايد و حق انتقاد از آنان سلب مي شود.حال با حذف پايه اي ترين و جهان شمول ترين حقوق اجتماعي بشر ، از معلمان چه بر جاي مي ماند ؟انسانهايي ايزوله شده  در فضاي بيگانه شده ي كلاس هاي درس .هماره روز معلم براي تشكل هاي صنفي فرصتي بوده است كه معلمان در اتحادي مثال زدني به طرح مطالبات انباشته شد ه ي خود بپردازند.زيرا مسئولان آموزش و پرورش كه منافع خود را در به سكوت واداركردن معلمان زحمتكش مي دانند با اتكا به هيئت ها و دواير اداري فضايي استبدادي را در محيط مدارس ايجاد كرده اند .ما نيز چون ديگر همكارانمان در سراسر ايران رو به جامعه ي فرهنگ دوست ايران به طرح خواسته هاي خود مي پردازيم.نظام آموزش و پرورش ايران از بيماري هاي مهلك زيادي رنج مي برد كه مي توان برخي از مهمترين آنها را اينگونه برشمرد:

1-      اساسنامه ي آموزش و پرورش يا همان فلسفه ي آموزش و پرورش ،كتب درسي ،فضا هاي آموزشي ،آيين نامه هاي اجرايي ،همگي نظام آموزشي ايران را تشكيل مي دهند.اما تا چه حد مي شود اين دالانهاي تو در توي نظام آموزشي را به زير تيغ نقد سپرد و كارآيي واقعي آن را سنجيد.؟اگر راندمان تحصيلي به صورت دقيقي مورد بررسي قرار گيرد،هرساله شاهد افت تحصيلي نگران كننده خواهيم بود.اما هيچ كدام از مسئولين آ.پ حاضر به اعتراف به اين فاجعه ي ملي نيستند.بهتر است بگوييم اجازه ي طرح اين سئوال به هيچ كس داده نمي شود كه چرا كودكان آموزش مي بينند؟ وآموزش چه جايي را در زندگي آينده ي كودكان اشغال خواهد كرد؟؟ما قرار است كودكان را به كدام راه رهنمون شويم ؟ كتا ب هاي درسي ما آيا به بازشناسي و ارزيابي كودك از محيط اجتماعي كمك خواهد كرد؟ آيا به آنان ابزار لازم براي شناخت طبيعت  خواهد داد؟ آيا آنان قادر به تشخيص موقعيت خود در اجتماع هستند؟ به ياري كتابهاي ما ، كودكان از پايين ترين سن ها با خشونت جنسي آشنا شده و ريشه هاي بزهكاري را در وجود شان قرارداده  مي شود.تازه امروز مسئولين آ.پ از تفكيك كتب درسي بر اساس جنسيت مي گويند.اما هيچ گاه از تاثير اين نگرش درجامعه سخني به ميان نمي آيد؟در حاليكه دگر آزاري و خود آزاري جنسي موجود در جامعه ريشه در همين سياست دارد.انتظار مي رفت كميسيون آموزش و پرورش مجلس و وزارت آ.پ با تشكيل كميته هاي ويژه علت بي انگيزگي دانش آموزان را تحت بررسي قرار مي دادند.اما مسئولان راه جبران را در سياست هاي فله اي و كمي مي دانند. سال هاست براي جلوگيري از آشكار شدن واقعيت ،تحت عنوان تمركززدايي با حذف امتحانات نهايي مديران مدارس و معلمان را تحت انواع فشار ها قرار مي دهند تا از مردودي خبري نباشد.معلمان هر روزه شاهد قرباني شدن نظارت كيفي بوده و هستند..نظام آموزشي مترقي فقط با نگاه مترقي به انسان بوجود خواهد آمد.كودكان بايد در مدارس مفاهيم پايه اي چون نفي جنگ طلبي وخشونت ، دفاع از صلح و برابري انسانها ،آزاد انديشي ،پرسشگري ،شهامت علمي وعشق به محيط زيست را ياد گيرند.تنها آن وقت است كه مي توان شاهد شكوفايي استعداد ها ي واقعي كودكان بود.با رواج سياستهاي طبقاتي تحت عنوان خصوصي سازي ،هر روز كودكان بيشتري از آموزش بي بهره مي مانند.با وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي بچه هاي زيادي كلاس هاي درس را رها كرده و به صف كودكان كار مي پيوندند.آيا بدون در نظر گرفتن عدالت آموزشي براي همه ،آموزش رايگان و اجباري و ممنوعيت كار كودكان مي شود در انتظار تغييري بنيادين در نظام آموزشي بود.متاسفانه با تاكيد بر بومي سازي تمام دستاوردهاي قرن هاي متما دي بشريت هيچ انگاشته شده و مورد غفلت آگاهانه قرار مي گيرند.پيشرفت هاي محيرالعقول بشر در رشته هاي مختلف علمي مي تواند آموزش ما را بر اساس آخرين استانداردهاي بين المللي بيمه كرده وشاهد خروجي مناسب در دستگاه آموزش و پرورش باشيم.همانگونه كه ما به خيام وسعدي مي باليم ،آن دانشمندان بزرگ به تمام بشريت نيز تعلق دارند .پس تدوين نظام آموزشي مدرن بدون استفاده از آرا بزرگان مغرب زمين كاري عبث خواهد بود. 

2-      معلمان چونان بازو هاي اصلي نظام آموزشي با مشكلات و مصائب زيادي دست به گريبان هستند.مشكلات لاينحل معيشتي ،فضاي خرد كننده ي كلاس ،دستورات و بخشنامه هاي غير عقلاني و مديريت هاي غير تخصصي تنها بخشي از مشكلات و مشقات اين قشر زحمتكش است.در سال جاري يعني اواخر فروردين ماه تبليغات رسانه اي شديدي تمام جامعه را در بر گرفته است .از بيمه اي ، داستان ها ساخته اند كه وزارت خانه هاي ديگر سالهاست مبالغ بيشتر آن را دريافت كرده اند.از كارت خريدي سخن مي گويند كه قرار است تمام كاركنان دولت ازآن بهره مند شوند ولي همگي آن فقط به حساب تغيير وضع معيشتي معلمان گذاشته مي شود.از اجرايي شدن طرح حذف سوبسيد ها سخن به ميان مي آيد بدون آنكه با اتحاديه هاي كارگري و سنديكا ها و كانون هاي صنفي معلمان مذاكره اي بعمل آيد.از يك طرف حداقل دستمزد سيصد هزار تومان اعلام مي شود واز سوي ديگر  طرح  رها شدن سوبسيد در سال جاري اجرايي مي گردد. حال اين تناقض بوجود آمده چگونه حل و فصل مي شود؟اجرايي شدن اين طرح فقط يك سويه دارد آنهم بيرون كردن كودكان بي بضاعت از كلاس هاي درس و روانه كردن آنها به بازار پر خشونت و غير انساني كار است.معلمان هر روز در كلاس هاي پر جمعيت  بايد كودكان بيزار از مدرسه را سر نيمكت هاي خشن و بي احساس نشانده و شاهد تحليل رفتن خود وبچه هاي مدرسه باشند كه روزانه در مقياس بيشتري آلوده ي بزهكاري مي شوند.در سيستم نخ نما شد ه ي آموزش وپرورش ،معلمان در تصميم سازي ها مشاركت نداشته و ندارند .مسئولين اداري با روش رضا خاني و كاملا ٌ عمودي در اتاقك هاي فكري خود تصميم گرفته و معلمان را ملزم به اجراي آنها مي كنند.حال آنكه معلمان بيش از هر كس ديگر به طور عملي با ظرفيت ها و كاستي هاي آموزش در ايران امروز آشنا هستند.پس دمكراتيزه كردن آموزش و پرورش يكي  از اصول مسلم آموزش نوين مي باشد.تشكل هاي صنفي معلمان قادر بوده در تمام سطوح آموزش و پرورش با ارايه برنامه و راهكار هاي مناسب آموزش در ايران را علمي نموده و با به نقد كشيدن وضع موجود ،جامعه را به سوي وضع مطلوب سوق دهد.

همكاران فرهيخته   
همانگونه كه اطلاع داريد گروهي از مسئول ترين معلمان ايران در بازداشت بسر برده و كساني چون فرزاد كمانگر منتظر اجراي حكم اعدام هستند.كساني چون رسول بداقي ماهها بدون آنكه محاكمه شوند در زندان بلا تكليف هستند.بدون شك خانواد ه هاي معلمان در بند در حال سپري كردن سخت ترين روزهاي خود هستند.اما آنچه باعث تاسف است اين است كه روند محكوم كردن معلمان منتقد سرعت بيشتري گرفته است.اين معلمان و خانواده هاي آنان نيازمند توجه بيشتر ما به آنان هستند.فقط با حمايت از دوستان دربند ومحكوم است كه همبستگي و اتحاد ما معنايي مي يابد.انجمن صنفي معلمان استان كردستان ضمن حمايت قاطع از معلمان دربند و اعلام پشتيباني از تشكل هاي صنفي كشور از مقامات جمهوري اسلامي مي خواهد با آزاد كردن اين معلمان جامعه ي فرهنگيان و دانش آموزان ايران را از نگراني برهانند. 

ارديبهشت  1389

گفتگوي تلفني آقاي شير زاد عبدالهي با آقاي نورالله اكبري


 ساعت 6 و 30 دقیقه بعد از ظهرامروز چهار شنبه  با  آقای نوراله اکبری گفتگوی تلفنی کوتاهی انجام دادم :
 چرا تلفن  آقای بهشتی جواب نمی دهد؟
 _ آقای بهشتی و باغانی دیروز احضار شده بودند و صبح امروز هم جهت ادامه تحقیقات مراجعه کرده و تا این ساعت برنگشته اند.
 بچه های دیگر کانون چه؟
_ فقط همین دو نفر را خواسته اند. برای بقیه مشکلی نبوده.
آیا احضار آنها در رابطه با نشست شورای هماهنگی در شهر یزد است؟
_ هم در باره نشست یزد و هم در باره بیانیه ای که بعد از نشست صادر شده است.
این نشست چه زمانی برگزار شد؟
_ روز جمعه 27 فروردین ماه 
چه کسانی در این جلسه شرکت داشتند؟
_ از تهران آقای باغانی حضور داشتند و نمایندگانی از یزد و اصفهان و گیلان و کرمانشاه و همدان و خراسان و چند شهر دیگر . مجموعا نمایندگان 9 شهر یا استان که شورای مرکزی هستند در جلسه بوده اند.
دبیرخانه شودای هماهنگی در کدام شهر است؟
_ نوبتی است و الان در تهران است 
پس چرا جلسه  در یزد برگزار شده؟
_ خوب این از اختیارات اعضای مرکزی شورای هماهنگی است و حتما نباید در محل دبیرخانه برگزار شود
برای بچه های یزد که میزبان بوده اند مشکلی پیش نیامده ؟ مثلا احضار یا بازداشت ؟
_ نه ! مشکلی پیش نیامده
بیانیه را چگونه می نویسند؟
_ در نشست پیرامون محورهای آن بحث می کنند. بعد از اینکه مکتوب شد، برای نمایندگان تشکل ها از پشت تلفن خوانده می شود و بعد از تائید آنها منتشر می شود.
از همدان و شهرهای دیگر چه خبر؟
- فعلا مشکلی نیست  . همین دونفرند و البته بداقی و خواستار و داوری هم از قبل در زندانند.
منبع:

بازداشت باغاني،بهشتي و مرتضي پور

 امروز چهارشنبه ۸/ ۲ / ۸۹  علي اكبر باغاني و محمود بهشتي لنگرودي،دبير كل و سخنگوي كانون صنفي معلمان ايران بازداشت شدند. بنا به احضاريه اي كه ديروز از سوي معاونت دادستاني كشور به اين افراد ابلاغ شد،ايشان رآس ساعت ۹ صبح امروز به دفتر پيگيري اطلاعات مراجعه نمودند كه متآسفانه تاكنون از آنها خبري در دست نيست. امروز همچنين توفيق مرتضي پور از اعضاي كانون صنفي تبريز نيز، در منزل خود بازداشت گرديد. كيس رايانه و برخي وسائل شخصي ديگر ايشان نيز توسط مآموران ضبط و برده شده است.
گفتنی است این بازداشت ها پس از احضار چند تن از فعالان صنفی شهرستان ها از جمله همدان صورت می گیرد.
منبع:: تارنگار کانون صنفی معلمان ایران