۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه

واژه نامه فارسي و لاتين اصطلاحات روانشناسي 3

 واژه نامه فارسي و لاتين اصطلاحات روانشناسي 3










































معادل فارسی
تعریف
واژه لاتین
محرکهای ناخودآگاه
انگیزه‌هایی که شخص را وادار به انجام اعمالی می‌کند که خود از دلیل واقعی آن آگاه نیست.
 Unconsius motivation
اختلالات زودگذر شخصیت
شامل واکنشهای مرضی شخصیت در مقابل فشارهای شدید و غیر عادی مثل جنگ.
 Transient Personality              reactions
کنش درونی
حالتی که در اثر متحرک شدن قدرتهای روانی و بدنی برای مقابله با تهدید و خطر بوجود می‌آید.
 Tension
جنون سمی
جنونی که در اثر سمی بوجود آمده یا با سمی مربوط باشد.
 Toxic psychosis
از جا پریدن فشار
عکس‌العمل غیرارادی حرکتی در بدن در مقابل انگیزه‌های ناگهانی هر گونه انگیزه یا وضعی که شخصی را وادار به واکنشهای ناگهانی می‌کند.
 Startle reaction stress
آستانه فشار
میزان ، ماهیت و مدت دوام فشاری که شخصی می‌تواند تحمل کند بدون آنکه اختلالات شدید شخصیتی بر او عارض شود.
 stress toeranc
برتر کردن
یکی از مکانیسمهای دفاعی روحی که توسط آن قسمتی از نیروهای ناکام در مسیر فعالیتهای اجتماعی پسند بکار می‌رود.
 Sublimation
شوک روحی
اختلالات گذرنده شخصیت که در اثر یک فشار شدید روحی حادث شده.
 Shock reaction
ارزیابی شخصی
طرز تفکر شخص راجع به ارزش و لیاقت و کفایت خود.
 self erauation
امنیت فردی
مربوط به برقرار نگاه داشتن اوضاعی است که برای ارضا احتیاجات ضروری است.
 Self Security
سادیسم
یکی از انحرافات جنسی که در آن ارضای جنسی از راه درد رساندن به دیگران است.
 Sadism
دفاع بازگشت
یکی از مکانیزمهای دفاع روحی که در آن فرد به نوعی رفتار مختص یکی از مراحل ناپخته و قبلی زندگی بازگشت می‌کند.
 Regression
جنون جوانی
یکی از انواع مهم جنون که مشخصه آن کند شدن و انحراف عواطف و پیدا شدن اختلال در روندهای فکری و قطع تمایل با دنیای واقعی است.
 Schizophrenia
خودفریبی
یکی از مکانیزمهای دفاعی که در آن شخص بطور ناخودآگاه دلایل منطقی برای موجه جلوه دادن اعمال و افکار ناپسند خود برقرار می‌کند.
 Ralianalization
واکنش سازی
یکی از مکانیزمهای دفاعی که توسط آن آرزوها و تمایلات خطرناک شخص سرکوفته می‌شود.
 Reaction formotion
روان درمانی
معالجه امراض روحی توسط روشهای روانی.
 Psychtherapy
دوگانگی احساس
وجود دو نوع احساس متضاد یا روش فکری در شخص.
 Ambivalence
کمپلکس یا عقده
گروهی از آرزوها و یا خاطراتی که از نظر عاطفی و احساسی یک نوعند و تماما یا قسمتی از آنها سرکوفته شد.
 Complex
انکار حقیقت
نوعی مکانیزم دفاعی که فرد خود را از آسیب ناگواری‌های موجود توسط عدم درک آن محافظت می‌کند.
 Denial of reality
تشخیص
اتخاذ تصمیم راجع به نوع و حدود موقعیت
 Diathesis
جابجا کردن
تغییر مسیردادن عواطف از اشخاص و اشیا خطرناک به اشخاص یا اشیا کم‌خطرتر ، مثلا تنبیه کودک به جای رئیس اداره.
 Displa cement
انگیزه
محرکهای رفتاری که شخص را وادار به فعالیت می‌کند.
 Drive
اقتصاد روانی
مواجه شدن با موقعیت از ساده‌ترین و کوتاه‌ترین راه ممکن با ایجاد فشار و استرس.
 Economy,Principle
عایق سازی
مکانیزم دفاعی که در آن شخص از رنج کششهایی که زائیده اضطراب و احتیاج‌اند با محدود کردن توقعات و پناه بردن به درون حصار از رنج آن می‌کاهد.
 Emotional insuation
برون گرایی
توجه داشتن به محیط و مردمک و اشیا در مقابل توجه به حالات و تجربیات درونی
 فرد.
  Extrovert
تخیل
مکانیزم دفاعی که فرد از دنیای حقیقت فرا رو آرزوهای خود را با موقعیتهای تخیلی ارضا می‌کند.
 Fantasy
خطای هواس
تعبیرات اشتباه ادراک حسی
  Illuson
تعقل
مکانیزم دفاعی که شخص را از زخمهای روحی توسط منحرف کردن از احساسات مربوط به ناراحتی حفاظت می‌کند.
 Intellectualization
درون افکنی
باطنی کردن یا روحا پیوستن به فرد یا شیئی با تمایل همانند شدن با آن و تحت تاثیر قرار گرفتن توسط آن.
 Introjection
مکانیسم
وسیله ناخودآگاه روحی که توسط آن شخص تمامیت خود را حفظ می‌کند.
 Mechanism
نیاز
حاجت و وضعیت بدنی یا روحی که ارضا آن برای ثابت ماندن و برقراری حد اعلای عملکرد بدن یا تحقق بخشیدن به امکانات بدنی و روحی.
 Need
توهم ترس
وجود عامل ترس زاد برای فرد در حالت عدم وجود
 Delusional
پاسخ طبیعی
واکنش فیزیولوژیک که از کل ارگانیزم صادر می‌شود.
 Innate responses
وقفه
قطع امکان دسترسی به یکی یا تمامی رویدادهای مطبوع
 Time Out
رفتار تهاجمی
رفتارهایی که اشارات و تقویت کننده‌های مشروط آن شناخته شده و قابل اداره نیستند.
 Assaultive
تقویت کننده
محرکهایی خوشایند یا ناخوشایند که سبب افزایش یا کاهش یک رفتار می‌شوند.
 Reinforcer
وسواس
افکار ، تصاویر ذهنی و تکانه‌های ناخواسته و مزاحم.
  obsessions

واژه نامه فارسي و لاتين اصطلاحات روانشناسي2

واژه نامه فارسي و لاتين اصطلاحات روانشناسي 2















































معادل فارسی
تعریف
واژه لاتین
مددکاری اجتماعی
فعالیت در زمینه خدمات اجتماعی بر محور تاثیر محیط بر فرد
 social work
روانشناسی مشاور
فردی که در زمینه بالینی و مشاوره‌ای ، روانکاوی و روان درمانی و اغلب به صورت گروهی مشغول فعالیت است
 counseling or                     psychologist
روان درمانگران
متخصص در درمان مشکلات عاطفی و بیماریهای روانی شامل روانپزشک روانشناسی بالینی ، مشاور ، مددکار اجتماعی است.
 psychotherapists
تحول روانی اجتماعی
جنبه‌ای از تحول شخصیت که تحت تاثیر عوامل فرهنگی و اجتماعی
 Psycholocial                    development
روانشناسی اجتماعی
بررسی نفوذی که مردم بر عقاید یکدیگر می‌گذارند
 Social psychology
همرنگی
تغییر رفتار و یا عقاید در نتیجه اعمال فشار از طرف فرد یا جمع
 Conformity
همانند سازی
نفوذ اجتماعی جنبی بر آرزوی شخص برای هماهنگ شدن با شخصیتی صاحب نفوذ
 Identification
درونی کردن
عمیق‌ترین و پایدارترین پاسخ به نفوذ اجتماعی
 Internalization
تعاون
هماهنگی بین نقطه نظرها یا اعمال که از اشخاص مختلف بروز می‌کند.
 Cooperation
تعادل
رابطه موزون بین درونسازی و برونسازی
 Equilibre Equilibre
بهنجار
قرار گرفتن مشخصات فرد در داخل محدود و تغییرات جمعی متعلق به آن
 Normal
بررسی طولی
بررسی با شیو ، چند بار اندازه‌گیری در طول زمان برای آگاهی از تحول موجود
 longitudinal study
بررسی متوالی
بررسی در یک پهنه زمانی معین
 Sequential Study
برونسازی
تغییر روان بنه آغازین برای سازش با محیط و موقعیت جدید
 Accamodation
الگو
به معنای نمونه ، شکل گشتالت
 pttern
بوم شناسی
رویکردی که عوامل اجباری محیط طبیعی و اجتماعی را بررسی می‌کند
 Ecology
تبلیغات
ترویج و انتشار منظم یک موضوع خاص
 Propagana
قابلیت اعتماد
پذیرش و تاثیرگذاری مثبت یک مبلغ بر روی افراد در ابلاغ یک پیام
 trastworthiness
عقیده
چیزی که شخص بر مبنای واقعیات درست می‌پندارد
 Opinione
نگرش
عقیده‌ای که شامل یک جز ارزیابی کننده و یک جز هیجانی باشد
 Attitude
توجیه خود
تلاش در جهت منطقی و معقول جلوه دادن رفتار
 self justifi
توجیه برونی
توجیهی که بوسیله موقعیت تعیین می‌شود
 External justifi
ناهماهنگی شناختی
حالتی از تنش که از داشتن دو شناخت همزمان و نامتناقص حاصل می شود
 cognitive dissonance
تزاید یا تشدید
فرایندی که خود را تقویت می‌کند، مثلا تعهدی کوچک زمینه تعهدات بزرگتر می‌شود
 escalation
پیشگویی خودکامروایی
عمل توجیه جهت بیرونی و مسامحه
 Self fulfuilling                    prophecy 
چاره ناپذیری
موقعیتی ناخوشایند که فرد از طریق کمینه کردن سعی دارد بهترین نتیجه را عاید خود گرداند.
 inevitability
عزت نفس
ارزش ، اعتماد و اهمیتی که فرد به خود قائل است
 self esteem
پرخاشگری
عملی که هدفش اعمال صدمه و رنج است
 Aggressiveness
ناکامی
شکست در نیل به هدف که مهمترین عامل در ایجاد پرخاشگری است.
 frustration
پاداش
تقویت رفتار با ایجاد موقعیتی خوشایند
 Reward
تنبیه
تقویت منفی رفتار با ایجاد موقعیتی ناخوشایند یا حذف موقعیت خوشایند
 funichment
قالب فکری
اسناد خصوصیات یکسان به همه افراد یک گروه بدون توجه به تفاوت‌ها
 gstereotypes
پیشداوری
تمایل به داشتن رفتاری خصمانه یا دوستانه نسبت به کسی یا چیزی که هنوز اطلاع دقیقی از آن نداریم
 prejudice
اتکای متقابل
موقعیتی که در آن افراد برای نیل به مقصود به وجود همدیگر نیاز دارند
  leaning relince
اصل واقعیت
اصلی که بر حسب آن رفتار در جریان تجربه شخصی متمایل به سازش با واقعیت است.
 Reality anxiety
یادگیری اجتماعی
تغییر رفتار ناشی از تعامل با محیط و اجتماع
 social Lrning
تصور
محتوای عینی فکر فرد را گویند
 representation
متابعت
رفتاری به منظور کسب پاداش یا اجتناب از تنبیه
 Complianc
کشش و جاذبه
مهمترین عامل در همانند سازی
 Attraction
سازگاری
پذیرش و آمادگی مواجهه با موقعیت جدید
 Adjustment
خود پنداری
شناختی که فرد از خود دارد و خود را آنگونه می‌پندارد
 Self concept
شایعه
خبری غیر واقع که بر اثر تبلیغات و یا تکرر بیان بین مردم پراکنده شده است
 Rumor
فرضیه
نظری که هنوز درست یا اشتباه بودن آن به اثبات نرسیده است.
 Hypothesis