معادل فارسی | تعریف | واژه لاتین |
رفتار درمانی | کاربرد منظم و سازمان یافته اصول و روشهای یادگیری برای معالجه اختلالات رفتاری | Behaviour therapy |
روانکاوی | کمک به بیمار از راه آشنا کردن با انگیزههای درونی خود که از آنها بیاطلاع است | psychoanlysis |
روان رنجوری | ناشی شده از اضطراب و منشا اضطراب ترس غیر واقعی | Neurosis |
پیشگیری | تکنیک جلوگیری از پیدایش و گسترش ناراحتیهای روانی | preventive Techniques |
اختلال شخصیت گروههای خودیار | عدم سازگاری اجتماعی و کجروی فرد در رفتار هدف آن ارائه حمایت گروهی و اجتماعی به افراد در جلسات مختلف از طریق طرح مشکلات و تبادل تجربیات | self help group |
بیماریهای روان تنی | اختلال جسمی توام با ناراحتیهای روانی | psychosomatic illness |
روان پرشی | از شدیدترین انواع اختلالات روانی توام با هذیان و توهم | psychosis |
مشکلات ساده عاطفی | از متداولترین انواع اختلالات روانی مثلا خجالتی بودن | simple emotional problems |
اسکیزوفرنی | کج اندیشی در فکر و احساس و عواطف و تحریف واقعیتها | paranoia schizophrenia |
روان گروهی | شامل گروه راهنمایی ، گروه آموزشی ، گروه آموزش حساسیت ، گروه رویارویی ، درمان و بالاخره مشاوره گروهی است. | psyche group |
راهنمایی گروهی | هدف آن بیشتر اطلاع رسانی و آگاه کردن افراد از اطلاعات سازمان یافته شده در زمینههای مختلف | group cuidance |
گروه آموزشی | هدف آن ایجاد آگاهی بیشتر و پویایی گروهی در رسیدن به مهارتهای مورد نظر | T.group |
گروه حساسیت | به اعضا گروه کمک میکند تا آگاهی خود را در بیان احساسات واقعی افزایش دهد و در احساسات دیگران شریک شود | sensitivity group training |
گروه رویارویی | گروه درمان بطریق آموزشهای مناسب به اظهار نظر و ابراز وجود تدریجی نزدیک میشود و در گروهی به نام گروه دریایی خود را نشان میدهد | Encaunter group |
روان درمان گروهی | مجموعهای از افراد که با حضور درمانگر با هدف درمان گرد هم میآیند | group psychotherapy |
مشاوره گروهی | مشاورهای که به فرد در داخل گروه کمک ارائه میکند و هدفش نیل به سازگاری و خود شکوفایی است | group counseling |
پویایی گروه | به جنبههای مختلف کار گروهی اطلاق میشود از جمله نقش کنشهای متقابل گروهی ساختار گروهی و اهداف گروهی | group dynonics |
کنشهای متقابل گروهی | تعامل پیوسته و یا گسسته در فرایند تعامل گروهی که نتیجه همکاری یا عدم همکاری گروه است | mutual group excevations |
همدردی و همدلی | عبارت است از ابراز احساس عاطفی نسبت به انسان دیگر | Empathic |
فرایند گروهی | فعالیت موثر گروهی در ایجاد وحدت روحیه و همکاری | group process |
گروه سنجی | ابراز اندازهگیری شناختی ارتباطهای گروهی افراد | group measuring |
هنجار گروهی | قاعده رفتار گروه را هنجار گروه گویند. | |
بازی درمانی | کودکان در بازیها ، نقاشیها ، ناکامیها و تعارضات درونی خود را آشکار میکنند | play Therapy |
جنبش درمانی | یک روش برای تنشزدایی با شرکت در حرکات دسته جمعی مثل نرمش و سرود است | Movement Therapy |
شعردرمانی | روشی که در آن از طریق نوشتن شعر و خواندن آن در حضور دیگران به حالات روحی بیماران میتوان پی برد | Lyric Therapy |
پذیرش و احترام | هر فرد در گروه قابل احترام و پذیرش است و فشاری بر او اعمال نمیشود | Acceptance &Respect |
رهبر گروه | کسی که با ارائه خط مشی به گروه جهت میدهد | group Leader |
درک همدلی | مشاور باید و نباید را از دریچه شم دیگران ببینند و خود را به جای آنها بگذارد تا بهتر آنها را درک کند | Empathic understanding |
۱۳۸۹ فروردین ۱۴, شنبه
واژه نامه فارسي و لاتين اصطلاحات روانشناسي1
وضعیت جسمانی نامناسب هاشم خواستار در زندان
...آقای خواستار بازنشستهی آموزش و پرورش است. ۵۷ سال سن دارد، آرتروز زانو، ناراحتی گوارشی و دنداندرد دارد. زمانی که اولین بار او را دستگیر کردند، دنداناش را پانسمان کرده بود که پر کند. اما بعد از این که دستگیر شد، در زندان هیچ اقدامی برای این دندان نکردند. هرچه نامه نوشتم و پیگیری کردم که بگذارند دنداناش را پر کند که از بین نرود، نتیجه نداد... از ناراحتی گوارشی هم شدیداً رنج میبرد. در زندان تغذیهی مناسبی ندارد و اجازه نمیدهند از خانه هم هیچ مادهی غذایی به زندان فرستاده شود... یک بار که آقای خواستار به خانه زنگ زده بود، ما در خانه دعای کمیل داشتیم و چندنفر از همکارهای ایشان در منزل ما بودند. ما تلفن را روی آیفون گذاشتیم و ایشان با همکاراناش صحبت کرد. گفتند این جرم بوده و نباید از زندان با دوستان و همکاراناش صحبت میکرده و به همین خاطر اجازه هم نداشته تا دو هفته به خانه زنگ بزند...
هاشم خواستار معلم بازنشسته مشهدی پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران در دو نوبت بازداشت شد. آقای خواستار در دادگاه بدوی به شش سال حبس محکوم شد. حکم وی در دادگاه تجدید نظر به دوسال زندان تعزیری کاهش یافته است.
خانم صدیقه مالکی فر همسر آقای خواستار مي گويد که همسرش در شرایط بد جسمی بسر می برد و حتی برای تعطیلات نوروزی نیز با مرخصی او از زندان موافقت نشده است.
خانم خواستار، همسر شما از چه زمانی در بازداشت بهسر میبرند؟
آقای خواستار یک بار در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ دستگیر و بعد از یک ماه و نیم به قید وثیقهی ۳۵ میلیون تومانی آزاد شد. بعد از ۴۹ روز یعنی از ۲۵ شهریور ۸۸ دوباره ایشان را به زندان بردند و تا این تاریخ هنوز در زندان بهسر میبرد.
مقامات مسئول دلایل بازداشت ایشان را چه مورد یا مواردی اعلام کردهاند؟
چون پیش از انتخابات ریاست جمهوری، یعنی در سال ۱۳۸۷، به سازمان دانشآموختگان ادوار تحکیم وحدت برای برگزاری جلسات شان جا دادهاند و مکانی هم برای برگزاری جلسات دانشآموزان شرق کشور در اختیار آنان گذاشتهاند. در صورتی که مسئولین میدانند که خود ایشان در هیچ کدام از این جلسات شرکت نداشته است . دانشآموزان شرق کشور از مقامات مختلف دعوت میکردند که برای آنان سخنرانی کنند. این سخنرانیها در خانهی ما بوده و در منزل هم برای عموم باز بوده و همه میتوانستند در آن شرکت کنند. افرادی مانند آقای سید هادی خامنهای، دکتر احسان شریعتی، خانم اعظم طالقانی، آقای درایتی، آقای احمد قابل، آقای احمدزاده اولین استاندار خراسان و… سخنرانان این جلسات بودهاند. یعنی همه افراد شناخته شدهای برای رژیم هم بودهاند و افراد گمنامی نبودهاند.
همچنین ستاد آقای مهندس میرحسین موسوی از معلمانی که برایشان مشکلی پیش آمده، از حقوقشان کم کردهاند، زندان بودهاند و… دعوت کرده بودند که از آنان قدردانی کنند. آقای خواستار هم چون عضو «کانون صنفی فرهنگیان خراسان» بودند، در این جلسه شرکت داشتند. همانجا از افراد بسیجی هم بودهاند و او را شناختهاند.
روز ۲۵ خرداد که شلوغ شده بود، ایشان در پارک قدم میزده است. پارک هم آرام بوده و فقط از کوی دانشگاه صدای "اللهاکبر" به گوش میرسیده. همان بسیجیای که قبلا ایشان را در ستاد آقای میرحسین موسوی دیده بود، او را میشناسد و میگوید که باید با ما بیایید. به این شکل دستگیرش میکنند و با خود میبرند.
تنها جرم ایشان هم حضور در پارک بود. بعد که دیدهاند در این رابطه اتهامی نمیتوانند به او وارد کنند، میگویند که شما در ستاد آقای میرحسین موسوی بودهاید و از شما تشکر شده است.
همچنین ستاد آقای مهندس میرحسین موسوی از معلمانی که برایشان مشکلی پیش آمده، از حقوقشان کم کردهاند، زندان بودهاند و… دعوت کرده بودند که از آنان قدردانی کنند. آقای خواستار هم چون عضو «کانون صنفی فرهنگیان خراسان» بودند، در این جلسه شرکت داشتند. همانجا از افراد بسیجی هم بودهاند و او را شناختهاند.
روز ۲۵ خرداد که شلوغ شده بود، ایشان در پارک قدم میزده است. پارک هم آرام بوده و فقط از کوی دانشگاه صدای "اللهاکبر" به گوش میرسیده. همان بسیجیای که قبلا ایشان را در ستاد آقای میرحسین موسوی دیده بود، او را میشناسد و میگوید که باید با ما بیایید. به این شکل دستگیرش میکنند و با خود میبرند.
تنها جرم ایشان هم حضور در پارک بود. بعد که دیدهاند در این رابطه اتهامی نمیتوانند به او وارد کنند، میگویند که شما در ستاد آقای میرحسین موسوی بودهاید و از شما تشکر شده است.
آیا در این مدت آقای خواستار به وکیل دسترسی دارند؟
نوبت اول که به ایشان حکم ۶ سال زندان دادند، کار خیلی سریع انجام شد و ایشان به وکیل دسترسی نداشت. اما در نوبت دوم وکیل گرفتند. وکیل دفاعیه داد و باز به دو سال زندان محکوم شد.
الان وضعیت آقای خواستار در زندان به چه صورت است؟
آقای خواستار بازنشستهی آموزش و پرورش است. ۵۷ سال سن دارد، آرتروز زانو، ناراحتی گوارشی و دنداندرد دارد. زمانی که اولین بار او را دستگیر کردند، دنداناش را پانسمان کرده بود که پر کند. اما بعد از این که دستگیر شد، در زندان هیچ اقدامی برای این دندان نکردند. هرچه نامه نوشتم و پیگیری کردم که بگذارند دنداناش را پر کند که از بین نرود، نتیجه نداد.
وقتی بار اول آزاد شد، مجبور شد دندانش را بکشد و در حالی که مشغول مداوای دندان دوم بود، باز دستگیر شد و باز در اثر عدم مداوا آن دندان هم از بین رفت و در همان بهداری زندان آن را کشیدند. از ناراحتی گوارشی هم شدیداً رنج میبرد. در زندان تغذیهی مناسبی ندارد و اجازه نمیدهند از خانه هم هیچ مادهی غذایی به زندان فرستاده شود.
چه انتظاری از مقامات قضایی ایران در این شرایط دارید؟
وقتی بار اول آزاد شد، مجبور شد دندانش را بکشد و در حالی که مشغول مداوای دندان دوم بود، باز دستگیر شد و باز در اثر عدم مداوا آن دندان هم از بین رفت و در همان بهداری زندان آن را کشیدند. از ناراحتی گوارشی هم شدیداً رنج میبرد. در زندان تغذیهی مناسبی ندارد و اجازه نمیدهند از خانه هم هیچ مادهی غذایی به زندان فرستاده شود.
چه انتظاری از مقامات قضایی ایران در این شرایط دارید؟
من درخواست دادم و پیگیری کردم که به ایشان اجازه بدهند به مرخصی بیاید که دستکم دندانهایاش را مداوا کند. نزد آقای انوری که رییس حوزهی نظارت بر زندان در مشهد هستند، رفتم اما نتوانستم ایشان را ملاقات کنم و هربار گفتند: هفتهی دیگر، ۵ روز دیگر… تلفنی هم که اصلا جواب نمیدهند. کتباً هم نامه نوشتم و درخواست ملاقات کردم که پاسخ دادند تا اول اسفند صبر کنیم.
در این فاصله پیش آقای فروزانی دادستان دادگاه انقلاب مشهد رفتم. ابتدا که پیش همکارهایشان به من توهین کردند و تهدیدم کردند. بعد که کمی آرامتر شدند، گفتند از دست من کاری ساخته نیست و شما باید با دادستان کل، آقای ذوقی صحبت کنید.
در این فاصله پیش آقای فروزانی دادستان دادگاه انقلاب مشهد رفتم. ابتدا که پیش همکارهایشان به من توهین کردند و تهدیدم کردند. بعد که کمی آرامتر شدند، گفتند از دست من کاری ساخته نیست و شما باید با دادستان کل، آقای ذوقی صحبت کنید.
وعدهی آقای انوری هم از اول اسفند به دهم اسفند موکول شد و دهم اسفند هم گفتند باید از حفاظت اطلاعات زندان جواب بیاید. به آقای علیزاده در حفاظت اطلاعات زندان مراجعه کردم. ایشان گفتند تا اواسط هفتهی آینده نامه را میفرستیم.
اما آنها هم نامه را نفرستادند و در نهایت گفتند که تصمیم گرفتهاند آقای خواستار را به مرخصی نفرستند. در نتیجه به دادستان کل، آقای ذوقی مراجعه کردم. آقای ذوقی بعد از تهدید و توهین، گفتند که ایشان اجازهی مرخصی نداده است.
علت آن هم ظاهرا این بود که یک بار که آقای خواستار به خانه زنگ زده بود، ما در خانه دعای کمیل داشتیم و چندنفر از همکارهای ایشان در منزل ما بودند. ما تلفن را روی آیفون گذاشتیم و ایشان با همکاراناش صحبت کرد. گفتند این جرم بوده و نباید از زندان با دوستان و همکاراناش صحبت میکرده و به همین خاطر اجازه هم نداشته تا دو هفته به خانه زنگ بزند.
آقای ذوقی در پایان، زیر همان نامهای که من برای همسرم درخواست مرخصی کرده بودم، خطاب به آقای انوری نوشتند: «در مورد مرخصی آقای خواستار از اطلاعات زندان استعلام شود». نامه را پیش آقای انوری بردم و ایشان هم استعلام کردند، اما تا این تاریخ (۹ فروردین) به ایشان مرخصی ندادهاند.
۱۳۸۹ فروردین ۱۳, جمعه
علامه جعفری و زیباترین دختر دنیا
از علامه جعفری می پرسند چی شد که به این کمالات رسیدی ؟!
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .
سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».منبع : سايت علمي دانشجويان ايران // اسپرانسي
ایشان در جواب خاطره ای از دوران طلبگی تعریف میکنن و اظهار میکنند که هر چه دارند از کراماتی ست که بدنبال این امتحان الهی نصیبشان شده :«ما در نجف در مدرسه صدر اقامت داشتیم . خیلی مقید بودیم که ، در جشن ها و ایام سرور ، مجالس جشن بگیریم ، و ایام سوگواری را هم ، سوگواری می گرفتیم ، یک شبی مصادف شده بود با ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) اول شب نماز مغرب و عشا می خواندیم و یک شربتی می خوردیم آنگاه با فکاهیاتی مجلس جشن و سرور ترتیب می دادیم . یک آقایی بود به نام آقا شیخ حیدر علی اصفهانی ، که نجف آبادی بود ، معدن ذوق بود . او که ، می آمد من به الکفایه ، قطعا به وجود می آمد جلسه دست او قرار می گرفت .
آن ایام مصادف شده بود با ایام قلب الاسد (۱۰ الی ۲۱ مرداد ) که ما خرما پزان می گوییم نجف با ۲۵ و یا ۳۵ درجه خیلی گرم می شد . آنسال در اطراف نجف باتلاقی درست شده بود و پشه های بوجود آمده بود که ، عربهای بومی را اذیت می کرد ما ایرانیها هم که ، اصلا خواب و استراحت نداشتیم . آنسال آنقدر گرما زیاد بود که ، اصلا قابل تحمل نبود نکته سوم اینکه حجره من رو به شرق بود . تقریبا هم مخروبه بود . من فروردین را در آنجا بطور طبیعی مطالعه می کردم و می خوابیدم . اردیبهشت هم مقداری قابل تحمل بود ولی دیگر از خرداد امکان استفاده از حجره نبود . گرما واقعا کشنده بود ، وقتی می خواستم بروم از حجره کتاب بردارم مثل این بود که وردست نان را از داخل تنور بر می دارم ، در اقل وقت و سریع !
با این تعاریف این جشن افتاده بود به این موقع ، در بغداد و بصره و نجف ، گرما ، تلفات هم گرفته بود ، ما بعد از شب نشستیم ، شربت هم درست شد ، آقا شیخ حیدر علی اصفهانی که ، کتابی هم نوشته بنام « شناسنامه خر » آمد. مدیر مدرسه مان ، مرحوم آقا سید اسماعیل اصفهانی هم آنجا بود ، به آقا شیخ علی گفت : آقا شب نمی گذره ، حرفی داری بگو ، ایشان یک تکه کاغذ روزنامه در آورد .
عکس یک دختر بود که ، زیرش نوشته بود « اجمل بنات عصرها » « زیباترین دختر روزگار » گفت : آقایان من درباره این عکس از شما سوالی می کنم . اگر شما را مخیر کنند بین اینکه با این دختر بطور مشروع و قانونی ازدواج کنید – از همان اولین لحظه ملاقات عقد جاری شود و حتی یک لحظه هم خلاف شرع نباشد – و هزار سال هم زندگی کنید . با کمال خوشرویی و بدون غصه ، یا اینکه جمال علی (ع) را مستحبا زیارت و ملاقات کنید . کدام را انتخاب می کنید .
سوال خیلی حساب شده بود . طرف دختر حلال بود و زیارت علی (ع) هم مستحبی . گفت آقایان واقعیت را بگویید . جا نماز آب نکشید ، عجله نکنید ، درست جواب دهید. اول کاغذ را مدیر مدرسه گرفت و نگاه کرد و خطاب به پسرش که در کنارش نشسته بود با لهجه اصفهانی گفت : سید محمد! ما یک چیزی بگوئیم نری به مادرت بگوئی ها؟معلوم شد نظر آقا چیست؟ شاگرد اول ما نمره اش را گرفت! همه زدند زیر خنده. کاغذ را به دومی دادند. نگاهی به عکس کرد و گفت: آقا شیخ علی، اختیار داری، وقتی آقا (مدیر مدرسه) اینطور فرمودند مگر ما قدرت داریم که خلافش را بگوئیم. آقا فرمودند دیگه! خوب در هر تکه خنده راه می افتاد. نفر سوم گفت : آقا شیخ حیدر این روایت از امام علی (ع) معروف است که فرموده اند « یا حارث حمدانی من یمت یرنی » (ای حارث حمدانی هر کی بمیرد مرا ملاقات می کند) پس ما انشاالله در موقعش جمال علی (ع) را ملاقات می کنیم! باز هم همه زدند زیر خنده، خوب ذوق بودند. واقعا سوال مشکلی بود. یکی از آقایان گفت : آقا شیخ حیدر گفتی زیارت آقا مستحبی است؟ گفتی آن هم شرعی صد در صد؟ آقا شیخ حیدر گفت : بلی گفت : والله چه عرض کنم (باز هم خنده حضار ) نفر پنجم من بودم. این کاغذ را دادند دست من. دیدم که نمی توانم نگاه کنم، کاغذ را رد کردم به نفر بعدی، گفتم : من یک لحظه دیدار علی (ع) را به هزاران سال زناشویی با این زن نمی دهم. یک وقت دیدم یک حالت خیلی عجیبی دست داد. تا آن وقت همچو حالتی ندیده بودم. شبیه به خواب و بیهوشی بلند شدم. اول شب قلب الاسد وارد حجره ام شدم، حالت غیر عادی، حجره رو به مشرق دیگر نفهمیدم، یکبار به حالتی دست یافتم. یک دفعه دیدم یک اتاق بزرگی است یک آقایی نشسته در صدر مجلس، تمام علامات و قیافه ای که شیعه و سنی درباره امام علی (ع) نوشته در این مرد موجود است. یک جوانی پیش من در سمت راستم نشسته بود. پرسیدم این آقا کیست؟ گفت : این آقا خود علی (ع) است، من سیر او را نگاه کردم. آمدم بیرون، رفتم همان جلسه، کاغذ رسیده دست نفر نهم یا دهم، رنگم پریده بود. نمی دانم شاید مرحوم شمس آبادی بود خطاب به من گفت : آقا شیخ محمد تقی شما کجا رفتید و آمدید؟ نمی خواستم ماجرا را بگویم، اگر بگم عیششون بهم می خوره، اصرار کردند و من بالاخره قضیه را گفتم و ماجرا را شرح دادم، خیلی منقلب شدند. خدا رحمت کند آقا سید اسماعیل ( مدیر ) را خطاب به آقا شیخ حیدر گفت : آقا دیگر از این شوخی ها نکن، ما را بد آزمایش کردی. این از خاطرات بزرگ زندگی من است».
مردان کوچک و کارهای بزرگ !!
ابن خلدون نقل می کند،بزرگی اندیشمند، از ساسانیان را پرسیدند
- شما با آنکه قدمتی چهارصد ساله داشتید، چگونه شد که حکومتتان به دست مردمانی از صحرا رسیده به اندک زمانی سرنگون شد ؟!!
...وی بعد ار سکوتی معنا دار پاسخ داد :
" از آن رو که کارهای بزرگ را به انسان های کوچک و کارهای کوچک را به انسان های بزرگ دادیم "
باری، حرف درستی است، گو اینکه سنّت تغییر ناپذیر تاریخ است که هر گاه "افراد بر سر جای خود" نباشند و کارهای بزرگ به انسان های کوچک سپرده شود و به قول آن هنر پیشه معروف" آدمها اشتباهی" باشند !!! طبیعی است که کم کم پایه های قدرت سست و متزلزل و چه بسا در نهایت رو به فرو پاشی خواهد آورد
هفتصد سال پیش، شیخ اجل سعدی شیرین سخن نیز اینگونه گفته است
گرت مملکت باید آراسته / مده کار ُمعظم به نوخاسته
سپه را مکن پیشرو، جز کسی / که در جنگها بوده باشد بسی
به خُردان مفرمای کار دُرشت / که سندان نشاید شکستن به مُشت!!
به واقع باریک اندیشان و اهل نکته فریاد می زنند ... هان !! ای خداوندان قدرت و زور ،درس عبرت بگیرید از تاریخ که چگونه حکومت هایی با آن همه هارت و هورت و به چه اندازه خدم و حشم و برو و بیا و سینه چاک زن و فدائی و جان نثار و گردن زن و زبان قطع کن، در اوج خیال اینکه ماندگار ابدی اند اما سنّت تاریخ دامن آنان را گرفت و اکنون باید آنان را در موزه های تاریخ جستجو کرد
چه حکیمانه امام علی در سخنی پُر نغز" تقدیم اراذل و تاخیر افاضل" پیش انداختن کم مایه ها و نادیده گرفتن اهل فضل و دانش را یک علت مهم سرنگونی و از هم پاشیدگی حکومت ها می داند
۱۳۸۹ فروردین ۱۲, پنجشنبه
آدرس جديد وبلاگ انجمن صنفي فرهنگيان كردستان ( زانياري )
آدرس جديد وبلاگ انجمن صنفي فرهنگيان كردستان ( زانياري ):
آغاز به كار مجدد
وبلاگ انجمن صنفي فرهنگيان كردستان ( زانياري ) را همزمان با سال نو به
دوستان و همكاران محترم تبريك و تهنيت عرض مي نمايم .
۱۳۸۹ فروردین ۶, جمعه
جملاتی زیبا از بزرگان جهان در باره ی علم
گاوس:ریاضیات ملکه ی علوم است و نظریه ی اعداد سلطان آن!
انیشتین:ما در فیزیک تا زمانی که اثبات های ریاضی هستند چیزی را آزمایش نخواهیم کرد!
پیر سیمون لاپلاس:تمام آثار طبیعت نتایج ریاضی چند قانون تفسیر ناپذیرند.
انیشتین:مسائلی که بدلیل سطح فعلی تفکر ما بوجود میآیند، نمیتوانند با همان سطح تفکر حل گردند.
نیوتن : کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد .
انیشتین :تخیل مهمتر از دانش است.علم محدود است اما تخیل دنیا را دربر میگیرد.
ژرژ کانتور :جوهر ریاضی در آزادی آن نهفته است این علم فارغ از تمام سیاست های جهان به توسعه خود ادامه می دهد و برخلاف سایر موارد توسعه با اقبال جهانی مواجه شده است.
انیشتین:نگران مشکلاتی که در ریاضی دارید نباشید. به شما اطمینان میدهم که مشکلات من در این زمینه عظیمتر است.
افلاطون:خداوند در کار ریاضی است.
انیشتین:همزمان با گسترش دایرهٔ دانش ما، تاریکیای که این دایره را احاطه میکند نیز گسترده میشود.
گالیله:ریاضیات زبان طبیعت است.
انیشتین:یک فرد باهوش یک مسئله را حل میکند اما یک فرد خردمند از رودررو شدن با آن دوری میکند.
لایبنیتز:راه حل خوب است به شرطی که از همان آغاز بتوان به شرطی که از همان آغاز پیشبینی کرد که با به دنبال کردن آن میتوان به هدف رسید.
انیشتین: از وقتی که ریاضیدانان از سرو کول «نظریه نسبیت» بالارفتهاند، دیگر خودم هم از آن سر در نمیآورم!
میگل دو سروانتس:علت را بر طرف کنید تا معلول خود به خود بر طرف شود.
انیشتین:در دنیا خط مستقیم وجود ندارد و تمام خطوط بدون استثنا منحنی و دایره وار است و اگر این خط کوچکی که در نظرما مستقیم جلوه میکند در فضا امتداد یابد خواهیم دید که منحنی است.
هنری دیوید بیچر:هر احمقی میتواند قانونی وضع کند که احمق دیگری به آن اهمیت دهد.
انیشتین:اگر واقعیات با نظریات هماهنگی ندارند، واقعیتها را تغییر بده.
گاوس:ریاضیات ملکه ی علوم است و نظریه ی اعداد سلطان آن!
ارسطو:کارهای تکراری ما نشان دهنده ی شخصیت ماست.
انیشتین:علم زیباست وقتی هزینهٔ گذران زندگی از آن تامین نشود.
ژان کوکتو:ما باید به شانس ایمان بیاوریم ، تا کی میتوانیم موفقیت کسانی را که دوستشان نداریم تفسیر کنیم!
انیشتین:دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد .
با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است!
مارک تواین: بهتر است دهانت را ببندی و احمق بنظر برسی ، تا اینکه بازش کنی و همه بفهمند که واقعاً احمقی!
انیشتین:هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدی!
ارنست همینگوی:انسان ها شکست نمیخورند بلکه تنها تلاش کردن شان را متوقف می سازند!
انیشتین:در سقوط افراد در چاه عشق، قانون جاذبه تقصیری ندارد.
پاسکال: دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که دیوانه نبودن خود شکل دیگری از دیوانگی است.
انیشتین:کسی که تا به حال عمل اشتباهی انجام نداده ، هیچ کار تازه ای انجام نداده است.
جرج برنارد شاو:مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدستآورید وگرنه ناچارخواهید بود چیزهایی را که بدست آوردهاید دوست داشتهباشید.
آلبرت اینشتین : من هرگز به آینده فکر نمیکنم، چرا که خودش به زودی خواهد آمد.
اسکار وایلد: وقتی همه با من همعقیده میشوند تازه احساس میکنم که اشتباه کردهام.
آلبرت انیشتین :تفاوت بین نابغه و کودن بودن در این است که نابغه بودن محدودیت های خودش را دارد
وینستون چرچیل : بزرگترین درس زندگی اینستکه گاهی احمقها هم درست میگویند!
آلبرت انیشتین :انسانهای باهوش مسائل را حل میکنند ، نوابغ آنها را اثبات میکنند.
رنه دکارت :در بین تمامی مردم تنها عقل است که به عدالت تقسیم شده زیرا همه فکر میکنند به اندازه کافی عاقلند.
آلبرت انیشتین:به جای این که سعی کنید مرد موفقیت باشید، سعی کنید مرد ارزشها باشید.
مارک تواین: وقتی جوانتر بودم همه چیز را به خاطر میآوردم، حالا میخواست اتفاق افتاده باشد یا نه!
وزير آموزش و پرورش: همه مطالبات فرهنگيان پرداخت شد !!!
حميدرضا حاجي بابايي وزير آموزش و پرورش گفت: مطالبات فرهنگيان در سراسر کشور تا پايان اسفند 1388 به طور کامل پرداخت شد.
به گزارش واحد مرکزي خبر، حميدرضا حاجي بابايي افزود: با وجود محدوديت بودجه آموزش و پرورش، 29 اسفند 1388 موفق شديم 30 درصد از پاداش پايان خدمت 9000 بازنشسته مقرر و پيش از موعد را پرداخت کنيم.
وي گفت: بر اين اساس 5 ميليون تومان به ازاي هر يک از بازنشستگان مقرر و دو و نيم ميليون تومان به ازاي هر بازنشسته پيش از موعد به حساب بانکي آنان واريز شده است.
حاجي بابايي افزود: اين درحالي است که براي پرداخت پاداش پايان خدمت 72 هزار بازنشسته فرهنگي، به حدود 1500 ميليارد تومان اعتبار نياز داشتيم که در بودجه ما پيش بيني نشده بود.
وي با بيان اينکه طبق قانون فقط دستگاه هايي که بودجه لازم را در اختيار دارند بايد پاداش پايان خدمت را پرداخت کنند گفت: با اين حال به دستور رئيس جمهور و با کمک معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري موفق به اين کار شديم.
حاجي بابايي اضافه کرد: مابهالتفاوت پاداش پايان خدمت فرهنگيان را نيز به محض تامين اعتبار لازم از معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري پرداخت مي کنيم که البته در حال پيگيري موضوع هستيم.
وي گفت: همچنين دستور پرداخت مطالبات مربوط به مناطق محروم ويژه سال هاي 86 و 87 صادر و همه اقدامات لازم براي تامين اعتبار آن انجام شده است.
وزير آموزش و پرورش افزود: اعتبار لازم براي پرداخت فجرانه 50 هزار توماني به شاغلان و بازنشسته ها نيز به دستور رئيس جمهور تامين و پرداخت شده است.
حاجي بابايي گفت: بر اساس اطلاعات دريافتي برخي استان ها به علت تعطيل شدن بانک ها در پايان اسفند موفق به پرداخت بخشي از مطالبات نشده اند.
وي افزود: بر اساس اقدامات ما، هيچ يک از فرهنگيان نبايد طلب معوقه اي داشته باشد و اگر در برخي مناطق پرداخت نشده باشد يا مسئولان اين استان ها به موقع اقدام نکرده اند يا اعتبارات استاني در اختيار بانک ها قرار گرفته است اما بانک ها تعطيل شده اند.
وزير آموزش و پرورش گفت: با اين حال نمايندگان خود را براي اطمينان از پرداخت کامل مطالبات فرهنگيان به همه استان ها اعزام کرده ام و خود نيز از نخستين روز فروردين تلفني در حال پيگيري موضوع هستم تا در نخستين روز کاري پس از تعطيلات نوروزي پرداخت شود.
بيمه طلايي فرهنگيان از اول ارديبهشت اجرا مي شود
وزير آموزش و پرورش گفت: بيمه طلايي فرهنگيان از ابتداي ارديبهشت امسال اجرايي مي شود.
حميدرضا حاجي بابايي افزود: با طي مراحل قانوني، دو شرکت بيمه ايران و دانا بر اساس مناقصه برنده شده اند و همه زمينه هاي لازم براي اجرايي شدن بيمه طلايي فراهم شده است.
وي افزود: بيمه طلايي، بيمه کاملي است که در حد بسيار بالايي مي تواند جايگاه و عزت فرهنگيان را در مسائل درماني حفظ و مشکلات آنان را برطرف کند.
به گفته حاجي بابايي، کارت بيمه طلايي در مقايسه با ديگر دفترچه ها و کارتهاي بيمه، مزاياي بسياري دارد و در آن تا مبلغ 200 هزار تومان براي خدمات دندانپزشکي پيشبيني شده است.
بازتاب آنلاين
به گزارش واحد مرکزي خبر، حميدرضا حاجي بابايي افزود: با وجود محدوديت بودجه آموزش و پرورش، 29 اسفند 1388 موفق شديم 30 درصد از پاداش پايان خدمت 9000 بازنشسته مقرر و پيش از موعد را پرداخت کنيم.
وي گفت: بر اين اساس 5 ميليون تومان به ازاي هر يک از بازنشستگان مقرر و دو و نيم ميليون تومان به ازاي هر بازنشسته پيش از موعد به حساب بانکي آنان واريز شده است.
حاجي بابايي افزود: اين درحالي است که براي پرداخت پاداش پايان خدمت 72 هزار بازنشسته فرهنگي، به حدود 1500 ميليارد تومان اعتبار نياز داشتيم که در بودجه ما پيش بيني نشده بود.
وي با بيان اينکه طبق قانون فقط دستگاه هايي که بودجه لازم را در اختيار دارند بايد پاداش پايان خدمت را پرداخت کنند گفت: با اين حال به دستور رئيس جمهور و با کمک معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري موفق به اين کار شديم.
حاجي بابايي اضافه کرد: مابهالتفاوت پاداش پايان خدمت فرهنگيان را نيز به محض تامين اعتبار لازم از معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري پرداخت مي کنيم که البته در حال پيگيري موضوع هستيم.
وي گفت: همچنين دستور پرداخت مطالبات مربوط به مناطق محروم ويژه سال هاي 86 و 87 صادر و همه اقدامات لازم براي تامين اعتبار آن انجام شده است.
وزير آموزش و پرورش افزود: اعتبار لازم براي پرداخت فجرانه 50 هزار توماني به شاغلان و بازنشسته ها نيز به دستور رئيس جمهور تامين و پرداخت شده است.
حاجي بابايي گفت: بر اساس اطلاعات دريافتي برخي استان ها به علت تعطيل شدن بانک ها در پايان اسفند موفق به پرداخت بخشي از مطالبات نشده اند.
وي افزود: بر اساس اقدامات ما، هيچ يک از فرهنگيان نبايد طلب معوقه اي داشته باشد و اگر در برخي مناطق پرداخت نشده باشد يا مسئولان اين استان ها به موقع اقدام نکرده اند يا اعتبارات استاني در اختيار بانک ها قرار گرفته است اما بانک ها تعطيل شده اند.
وزير آموزش و پرورش گفت: با اين حال نمايندگان خود را براي اطمينان از پرداخت کامل مطالبات فرهنگيان به همه استان ها اعزام کرده ام و خود نيز از نخستين روز فروردين تلفني در حال پيگيري موضوع هستم تا در نخستين روز کاري پس از تعطيلات نوروزي پرداخت شود.
بيمه طلايي فرهنگيان از اول ارديبهشت اجرا مي شود
وزير آموزش و پرورش گفت: بيمه طلايي فرهنگيان از ابتداي ارديبهشت امسال اجرايي مي شود.
حميدرضا حاجي بابايي افزود: با طي مراحل قانوني، دو شرکت بيمه ايران و دانا بر اساس مناقصه برنده شده اند و همه زمينه هاي لازم براي اجرايي شدن بيمه طلايي فراهم شده است.
وي افزود: بيمه طلايي، بيمه کاملي است که در حد بسيار بالايي مي تواند جايگاه و عزت فرهنگيان را در مسائل درماني حفظ و مشکلات آنان را برطرف کند.
به گفته حاجي بابايي، کارت بيمه طلايي در مقايسه با ديگر دفترچه ها و کارتهاي بيمه، مزاياي بسياري دارد و در آن تا مبلغ 200 هزار تومان براي خدمات دندانپزشکي پيشبيني شده است.
بازتاب آنلاين
اشتراک در:
پستها (Atom)


