۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

خواهران اجاره ای یا کرایه ای کیستند ؟!




خیلی کنجکاو بودم بدانم این خواهران کرایه ای دارای چه شخصی هستند ؟ چگونه و توسط چه نهاد ها و سازمانهایی بکار گیری میشوند ؟ چقدر دستمزد میگیرند ؟ از چه قشر و طبقه اجتماعی و اقتصادی هستند ؟ . ... برای همین به سراغ برادر شوهر خواهرم که در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ( فرماندهی انتظامی تهران بزرگ ) شاغل است رفتم . بعد از گپ و گفتگویی کوتاه چند تا از عکسهای این خواهران کرایه ای را ( که در گوشی موبایلم بود ) به ایشان نشان دادم و پرسیدم جریان اینها چیست ؟ یک لبخندی زد و گفت میخواهی ازدواج کنی ؟ گفتم اولا نه در ثانی خدا نکند روزی بخواهم با همچین افرادی ( از نظر شخصیتی ) ازدواج کنم فقط میخواستم بدانم اینها با این سر و وضع چطور در این مراسم ها شرکت میکنند . و علیرغم تضاهای ظاهری که با حکومت دارند از حکومت طرفداری میکنند ؟ ایشان گفتند ما به اینها میگوییم خواهران پورسانتی یا مامور دو صفر ول !!! اکثر این زنان و دختران به جرمهایی مثل فرار از خانه . اعتیاد به مواد مخدر و روسپیگری و سرقت و.... دستگیر میشوند و بعد از تشکیل پروند و تحقیقات مقدماتی و سپس دادسرا و صدور حکم در دادگاه به زندان و بندهای مربوط به نسوان ( زنان ) فرستاده میشوند در زندان از بین این زنان افرادی را که دارای تحصیلات و ضریب هوش بالاتر هستند و یا پیش بینی میشود بعد از آزادی دوباره به کارهای خلاف روی می آورند شناسایی کرده و بهشان پیشنهاد همکاری میشود که بعد از آزادی از زندان برای آن نهاد مربوطه ( وزارت اطلاعات . اطلاعات سپاه و پلیس آگاهی و پلیس امنیت و ... ) کارکنند و اکثر این زنان هم قبول میکنند ( چون هم خانواده و شوهر درست و حسابی ندارند و هم کاری که حقوق مکفی داشته باشد در اختیارشان قرار نمیگیرد )


سپس برادر شوهر خواهرم ادامه داد : مثلا همین اداره ما ( پلیس اطلاعات و امنیت عمومی فاتب ) از این دختران و زنان بعنوان طعمه برای نفوذ به شرکتهای هرمی ( گلد کوئستی ) و خانه ها و باند های فساد و فحشا و شناسایی دختران فراری و معتاد در پارکها و خیابانها و ... استفاده میکند و چون خودشان قیافه آنچنانی دارند کسی بهشان شک نمیکند ولی چون شخصیت سالمی ندارند و بخاطر پول این کارها را میکنند باید دایما تحت کنترل باشند وگرنه زیر آبی میروند و میخواهند ما را دور بزنند .از ایشان سوال کردم خوب اینهایی که گفتی کارشان جاسوسی و خبر چینی هست چه ربطی دارد که توی مراسم تظاهرات حکومتی شرکت میکنند و عکس خمینی و خامنه ای را بالا میرند و در مصاحبه تلویزیونی حرفهای رژیم را میزنند ؟



ایشان گفت خوب اداره ما از این خواهران ( کرایه ای ) میخواهد که کار خبر چینی و اطلاعاتی انجام بدهند ولی نهادهایی مثل اطلاعات سپاه یا وزارت اطلاعات یا حتی حراست صدا و سیما بنا به اهدافشان میتوانند از این افراد درجهت انجام مقاصد سیاسی و عقیدتی استفاده کنند کافی هست قبل از مراسم یک برگه نوشته به آنها بدهند و از ایشان بخواهند آن را حفظ کرده و سپس جلوی دوربین صدا و سیما تکرار کند و اینگونه به بیننده القا کنند که زنانی با قیافه های آنچنانی هم طرفدار رژیم هستند .


جناب سروان در ادامه گفت همانطور که بسیج یا سپاه از اراذل و اوباش معروف و شناسنامه دار بعنوان لباس شخصی و چماغدار استفاده میکند از بین این زنان ویژه هم میتواند در جهت مقاصدش استفاده کند و یک موردش هم همان زنی بود که ادعا میکرد زن صیغه ای عطاالله مهاجرانی است و از وی در دادگاه خانواده شکایت کرده بود که بعدا معلوم شد یک پروژه طراحی شده از سوی دستگاه اطلاعات موازی بوده است و عقیم ماند .


در انتها ایشان به من پیشنهاد کرد از اینگونه زنان دوری کنم چون هم خودشان خطرناک هستند و هم معمولا چند لات و لوت بعنوان بادی گارد ( محافظ ) همیشه همراه اینها هستند که مصونیت قضایی هم دارند و از کشتن کسی هم باکی ندارند .

ايران آزاد

واکنش‌های مختلف به بیانیه جدید میرحسین موسوی



Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: محسن رضایی در نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت که بیانیه موسوی، «هر چند دیر هنگام بود ولی می‌تواند سرآغاز یک حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد». (عکس از آرشیو)

بیانیه‌ ‌۱۷ موسوی با عناوین "معتدل"، "هوشمندانه" یا "زیرکانه" تحلیل شده، ولی محسن رضایی آن را "عقب‌نشینی" خواند و از آیت‌الله خامنه‌ای خواست، در آن فرصتی برای برون‌رفت از بحران ببیند. برخی بیانیه را "اتمام حجت" می‌دانند.

به گزارش سایت "کلمه"، ابوالفضل فاتح، رییس کمیته رسانه‌های ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، در مورد بیانیه ۱۷ موسوی گفت، این بیانیه اعلام یک «حسن نیت بزرگ و خواسته‌های حد‌اقلی» برای خروج کشور از بحران و یک امتحان خطیر برای مسئولان امر است.
«موسوی حجت را بر همه تمام کرد»
به نظر فاتح، «تفاوت مردان بزرگ و پرمایه با مدعیان بی‌ریشه‌ی استیلاطلب همین جا روشن می‌شود. اینک موسوی حجت را بر همه تمام کرده است».
این همکار پیشین میرحسین موسوی در ستاد انتخاباتی افزود: «اگر مسئولان فرصت را از دست دهند، دشواری‌های سهمگین آینده بر عهده‌ی آنان خواهد بود و مهر حسرت و تباهی از این فرصت‌سوزی تا ابد بر پیشانی‌شان حک خواهد شد».

محسن رضایی: بیانیه موسوی عقب‌نشینی است
با انتشار بیانیه‌ی میرحسین موسوی، محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت، نامه‌ای به آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی نوشت. وی در این نامه، نخست اجتماعات و تظاهرات دولتی روز چهارشنبه در مخالفت با تظاهرات مردم معترض در روز عاشورا را ستود. در این اجتماعات دولتی برگزارکنندگان سه شخصیت اصلاح‌طلب میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی را مورد حملات شدید قرار دادند و آنها را عامل "بیگانه" معرفی کردند.

محسن رضایی در رابطه با این تظاهرات‌های دولتی نوشت: «بعد از انتخابات، این اولین بار بود که ملت ایران یکپارچه و یک صدا دیده می‌شدند. زنان و مردان و جوانان بسیاری را از نزدیک می‌دیدم که ضمن آنکه از حوادث روز عاشورای تهران متاثر بودند ولی اشک شوق هم در چشمانشان حلقه زده بود و از اینکه دوباره خود را در پرتو امام حسین و ولایت یافته‌اند شاد بودند».
رضایی که مدتی خود جزو کاندیداهای ناراضی انتخابات ریاست جمهوری بود و به نحوه‌ی شمارش آرا اعتراض داشت، در این نامه‌ که خطاب به ولی فقیه است، خود را «سرباز رهبری» خوانده و بیانیه‌ی میرحسین موسوی را یک «عقب‌نشینی» ارزیابی کرده است.
رضایی خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشت: «عقب‌نشینی آقای میرحسین موسوی از انکار دولت آقای احمدی‌نژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی می‌تواند سرآغاز یک حرکت وحدت‌بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد».

تقاضای پیام از آیت‌الله خامنه‌ای برای حرکت در جهت «وحدت»
محسن رضایی به ولی فقیه توصیه می‌کند: «صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یك سخنرانی می‌تواند حركت جدیدی که برای وحدت، همدلی، برادری، گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناح‌های سیاسی اشتباهاتی داشته‌اند، از اشتباه خود برگردند و همكاری با یكدیگر را آغاز كنند و هم از شروع فعالیت افراط گرایان جلوگیری و دشمن كمین‌كرده را ناامید سازند».

باید اشاره کرد که میرحسین موسوی در بیانیه‌ی خود خواستار اعلام مسئولیت‌پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه شده است، به نوعی که از دولت "حمایت‌های غیرمعمول در مقابل کاستی‌ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد".
میرحسین موسوی در عین حال خواستار تدوین قانونی شفاف برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی، آزادی رسانه‌ها و آزادی اجتماعات شده است.
احمد خاتمی: جنبش‌سبزی‌ها یزیدی هستند
سید احمد خاتمی، عضو تندرو و محافظه‌کار مجلس خبرگان رهبری، در واکنش به بیانیه میرحسین موسوی گفت که «آقای موسوی در بیانیه شماره ۱۷ خود اشتباهات و خطاها و گفتار نادرست گذشته خود را تكرار كردند».
احمد خاتمی که امام جمعه موقت تهران نیز هست و بارها از تریبون نماز جمعه خواستار اعدام "اغتشاش‌گران" جنبش اعتراضی شده، گفت که موسوی و کروبی برای تظاهرات عاشورا بسترسازی کرده‌اند. وی افزود: «بدین‌گونه نیازی نبوده مردم را به تظاهرات فرابخوانند».
این عضو تندروی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، به دفاع از خود پرداخت، زیرا موسوی در این بیانیه به یک خطبه وی در نماز جمعه انتقاد کرده است. احمد خاتمی گفت که او در نماز جمعه دو "اردوگاه حسینی و یزیدی" را برشمرده است. اردوگاه حسینی یعنی "اردوگاه ولایتمداری" و اردوگاه یزید، "اردوگاه ولایت‌ستیزی" است.

احمد خاتمی گفت، کسانی که آرم جنبش سبز دارند و مخالف ولی فقیه هستند، در اردوگاه یزیدی قرار دارند.

نماینده مجلس: «موسوی پذیرفت که مسئول اغتشاشات است»

یک عضو افراطی فراکسیون اصولگرایان مجلس شورای اسلامی گفت: «بیانیه موسوی به معنای پذیرش مسوولیت حرمت‌شکنی‌های روز عاشورا است».

حمید رسایی که از طرفداران سرسخت احمدی‌نژاد است و برای نطق‌های آتشین‌اش علیه موسوی و کروبی شهرت دارد، به خبرگزاری دولتی ایرنا گفت: «موسوی با بیانیه اخیرش پذیرفته است عامل به وجود آمدن اغتشاشات پس از انتخابات بوده و همچنین کسانی که در روز عاشورا به دین و نظام اهانت کردند هواداران او بوده‌اند».

پارلمان نیوز: پیشنهادهای موسوی اصولی است

سایت "پارلمان نیوز"، متعلق به نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس، در پی انتشار بیانیه‌‌ی میرحسین موسوی نوشت: «رسانه‌هایی که خود را اصولگرا معرفی می‌کنند اما نقشی اصلی را در فتنه‌انگیزی و تحریک لباس‌شخصی‌ها بر عهده دارند»، در قبال مواضع میرحسین موسوی که امروز اعلام شد «تا این لحظه سکوت کرده‌اند».

پارلمان نیوز افزود: «علی‌رغم گذشت چند ساعت از انتشار بیانیه مهم مهندس موسوی که حاوی راهکارهایی برای خروج کشور از بحران و نیز اعلام مواضع اصولی اوست» این رسانه‌های اصولگرا همچنان خواهان اعلام مواضع موسوی در قبال حوادث عاشورا هستند.

از نظر نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس، «تعلل بیش از حد قوه قضائیه و دستگاه‌های مسئول در قبال این توپخانه‌های دروغ و تهمت، وضعیت بحرانی کشور را بحرانی‌تر می‌کند».

نمایندگان اصلاح‌طلب، ۱۸ مورد از مواضع میرحسین موسوی در این بیانیه را برجسته کرده‌اند که در آن راه برون‌رفت کشور از بحران نشان داده می‌شود.

واکنش هم‌زمان "کلمه" به شایعه‌ی خروج موسوی از تهران

به گزارش سایت "کلمه"، رسانه‌های دولتی و نیمه‌دولتی اصولگرایان در روزهای اخیر برای دامن زدن به فضای تنش بیشتر، شایعه‌هایی مبنی بر خروج میرحسین موسوی و مهدی کروبی از تهران بر خروجی سایت‌های خبری خود قرار داده‌اند. گفته می‌شود که خبرگزاری رسمی دولت "ایرنا" پیشتاز طراحی این شایعه‌ها بوده است.

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی، پیشتر در گفت‌وگو با دویچه وله این ادعای ایرنا را قویا تکذیب کرد.

سایت "کلمه"، سایت نزدیک به موسوی، نیز امروز نوشت: «میرحسین موسوی در منزل شخصی خود در یکی از کوچه‌های فرعی پاستور همانند گذشته زندگی می‌کند و در روزهای اخیر به هیچ وجه از تهران خارج نشده‌اند. جالب آنکه در روزها و هفته‌های گذشته هم همین بولتن‌های خبری از محله‌های نیاوران و پاسداران به عنوان محل زندگی میرحسین نام می‌بردند در حالی که قاعدتا با توجه به ارتباط بسیار نزدیک نیروهای امنیتی با این بنگاههای خبرپراکنی، آنها باید بدانند که منزل موسوی که اتفاقا منزل محقری هم هست، واقع در یکی از فرعی‌های خیابان پاستور و در نزدیکی‌های نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری است نه در نیاوران و فرمانیه و پاسداران…»
DK/BB
دویچه وله

خصوصیات خوارج به قلم شهید مطهری


وای به حال جامعه مسلمين از آن وقت كه گروهی خشكه مقدس يك دنده جاهل‏ بی‏خبر، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند. چه قدرتی‏ می‏تواند در مقابل اين مارهای افسون ناپذير ايستادگی كند؟

توصیف علی علیه السلام از روحیه خوارج: "مردمی خشن، فاقد انديشه عالی و احساسات لطيف، مردمی پست، برده‏ صفت، اوباش كه از هر گوشه‏ای جمع شده‏اند و از هر ناحيه‏ای فراهم‏ آمده‏اند. اينها كسانی هستند كه بايد اول تعليمات ببينند. آداب اسلامی‏ به آنها تعليم داده شود، در فرهنگ و ثقافت اسلامی خبرويت پيدا كنند. بايد بر اينها قيم حكومت كند و مچ دستشان گرفته شود نه اينكه آزاد بگردند و شمشيرها را در دست نگه دارند و راجع به ماهيت اسلام اظهار نظر كنند".

خوارج، روحشان روح عصبيتهای ناروا و خشكه مقدسيها و جهالتهای خطرناك و رفتارشان خشك و خشونت آمیز بود.

خوارج به عنوان طرفداران يك مذهب، دست به‏ فعاليتهای تبليغی حادی زدند. كم كم به فكر افتادند كه به خيال خود ريشه‏ مفاسد دنيای اسلام را كشف كنند. به اين نتيجه رسيدند كه ما بايد با مفاسدی كه به وجود آمده‏ مبارزه كنيم، امر به معروف و نهی از منكر نمائيم.

خوارج روی همان جمود و خشكی و تعصب خاصی كه داشتند می‏گفتند تكليف امر به معروف و نهی از منكر تعبد محض است. شرط احتمال اثر و عدم ترتب مفسده ندارد. نبايد نشست در اطرافش حساب كرد. مدعی بودند بايد با چشم بسته‏ انجام داد. طبق همين عقيده قيام می‏كردند و يا ترور می‏كردند. می‏گفتند امر به معروف‏ و نهی از منكر مشروط به چيزی نيست و در همه جا بدون استثنا بايد اين‏ دستور الهی انجام گيرد.
خوارج معتقد بودند ايمان تنها عقيده قلبی نيست، بلكه عمل به اوامر و ترك نواهی جزء ايمان است. ايمان امر مركبی است از اعتقاد و عمل. خوارج معتقد بودند کسیکه مرتكب گناه كبيره‏ شود مثلا دروغ يا غيبت يا شرب خمر، كافر است و از اسلام بيرون است و مستحق‏ خلود در آتش است. عليهذا جز عده بسيار معدودی از بشر همه مخلد در آتش‏ جهنمند. تنگ نظری مذهبی از خصيصه‏های خوارج است. اينها به واسطه اين عقائد، صبح كردند در حالی كه تمام مردم روی زمين‏ را كافر و همه را مهدور الدم و مخلد در آتش می‏دانستند.
خوارج مردمی عبادت پيشه و متنسك بودند. شبها را به عبادت می‏گذراندند. بی‏ميل به دنيا و زخارف آن بودند. ابن عباس آنها را چنين وصف‏ كرد: "از كثرت عبادت پيشانيهايشان پينه بسته‏ است. دستها را از بس روی زمينهای خشك و سوزان زمين گذاشته‏اند و در مقابل حق به خاك افتاده‏اند همچون پاهای شتر سفت شده است". خوارج به احكام اسلامی و ظواهر اسلام سخت پايبند بودند. دست به آنچه‏ خود آن را گناه می‏دانستند نمی زدند. از كسی كه دست به گناهی می‏زد بيزار بودند. غلام يكی از آنان به زيادبن‏ابيه گفت نه روز برايش غذائی بردم و نه شب برايش فراشی‏ گستردم. روز را روزه بود و شب را به عبادت می‏گذرانيد.

خوارج مردمی جاهل و نادان بودند. در اثر جهالت و نادانی حقايق را نمی فهميدند و بد تفسير می‏كردند. همه كسريهای خود را می‏خواستند با فشار آوردن بر روی ركوع و سجودهای طولانی جبران كنند.

مردمی تنگ نظر و كوته ديد بودند. در افقی بسيار پست فكر می‏كردند. اسلام و مسلمانی را در چهار ديواری انديشه‏های محدود خود محصور كرده‏ بودند. مانند همه كوته نظران ديگر مدعی بودند كه همه بد می‏فهمند و يا اصلا نمی‏فهمند و همگان راه خطا می‏روند و همه جهنمی هستند. اينگونه كوته‏ نظران اول كاری كه می‏كنند و اينست كه تنگ نظری خود را به صورت يك‏ عقيده دينی در می‏آورند، رحمت خدا را محدود می‏كنند، خداوند را همواره‏ بر كرسی غضب می‏نشانند و منتظر اينكه از بنده‏اش لغزشی پيدا شود و به عذاب‏ ابد كشيده شود. بعضی از خشك مغزان را می‏بينيم كه جز خود و عده‏ای بسيار معدود مانند خود، همه مردم جهان را با ديد كفر و الحاد می‏نگرند و دائره اسلام و مسلمانی را بسيار محدود خيال می‏كنند. خوارج زود تكفير و تفسيق می‏كردند تا آنجا كه اسلام و مسلمانی را منحصر به خود می‏دانستند و ساير مسلمانان را كه اصول عقائد آنها را نمی‏پذيرفتند كافر می‏خواندند. هر صاحب فضيلتی را به نوعی متهم كردند به طوری كه در تاريخ اسلام كمتر صاحب فضيلتی را می‏توان يافت كه هدف تير تهمت اين‏ طبقه واقع نشده باشد. يكی را گفتند منكر خدا، ديگری را گفتند منكر معاد، سومی را گفتند منكر معراج جسمانی و چهارمی را گفتند صوفی، پنجمی را چيز ديگر و همينطور، به طوری كه اگر نظر اين احمقان را ملاك قرار دهيم‏ هيچوقت هيچ دانشمند واقعی مسلمان نبوده است.
وای به حال جامعه مسلمين از آن وقت كه گروهی خشكه مقدس يك دنده جاهل‏ بی‏خبر، پا را به يك كفش كنند و به جان اين و آن بيفتند. چه قدرتی‏ می‏تواند در مقابل اين مارهای افسون ناپذير ايستادگی كند؟
منبع: کتاب جاذبه و دافعه علی (ع) اثر استاد مطهری

به نقل از: حیات داوود // صداي معلم

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

بیانیه مهم میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن

بیانیه مهم میرحسین موسوی درباره وقایع عاشورا و روزهای پس از آن


نوروز:

میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد. این نامزد معترض به نتایج انتخابات ضمن خودجوش خواندن اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.

به گزارش نوروز متن کامل بیانیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم



السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم.

فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما


همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .
بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :
1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .
2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .
3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .
4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟
5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .
به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

امام جمعه مشهد معترضان به خامنه‌ای را «بزغاله و گوساله» خواند


سخنران تجمع روز چهارشنبه حامیان دولت در میدان انقلاب با حمله شدید به معترضان و مخالفان دولت و تمجید از رهبر جمهوری اسلامی به عنوان «تنها گزینه رهبری روی کره زمین» معترضان به آیت‌الله خامنه‌ای را «مشتی بزغاله و گوساله» خواند.



احمد علم‌الهدی، امام جمعه مشهد، که در اجتماع هزاران نفر از حامیان دولت که به دعوت سازمان تبلیغات اسلامی و برای محکومیت آنچه «هتک حرمت مراسم عاشورا» خوانده شد سخن می‌گفت، مخالفت با ولایت فقیه را مخالفت با امام زمان، اصل امامت، قرآن و اسلام خواند.


امام جمعه مشهد با تشبیه درگیری‌های معترضان و نیروهای دولتی به جنگ حزب‌الله با حزب شیطان اضافه کرد که امروز جنگ حزب‌الله و حزب‌الشیطان در عرصه این کشور بروز پیدا کرده و این جنگ جنگی قطعی و صریح است.

با گذشت نزدیک به هفت ماه از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران، اعتراض‌هایی که با واکنش به نتایج اعلام شده انتخابات آغاز شد، همچنان ادامه دارد و ابعا گسترده‌تری به خود گرفته است و در تازه‌ترین تجمعات اعتراضی شخص آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، و جایگاه او به عنوان ولی فقیه مورد چالش معترضان قرار گرفت.


این اعتراض‌ها از نخستین روزهای پس از انتخابات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی روبه‌رو شد و در یکی از خشونت‌بارترین این برخوردها، در روز عاشورا دست‌کم هشت تن، به روایت مقامات دولتی، در تهران جان باختند.


با این حال مقامات دولتی که از سوی معترضان متهمند که با رعایت نکردن حرمت ماه محرم به روی راه‌پیمایان آتش گشوده‌اند، معترضان را به حرمت‌شکنی متهم کردند و برای راه‌پیمایی سراسری روز چهارشنبه در پاسخ به این «حرمت‌شکنی» فراخوان دادند.


در همین زمینه آقای علم‌الهدی به سران معترضان خطاب کرد که مطالبه به ناحق ابطال انتخابات بستر را برای جریان‌های الحادی و منافقان آماده کرد و روز عاشورا این مطالبه به ناحق به محاربه انجامید.
وی همچنین منافقین، عنوانی که در ادبیات مسئولان جمهوری اسلامی به اعضا و هواداران سازمان مجاهدین خلق اطلاق می‌شود، را رهبران حوادث روز عاشورای تهران خواند و با استناد به سخنان آیت‌الله خمینی در مورد محارب بودن اعضای سازمان مجاهدین، معترضان روز عاشورا را نیز محارب دانست.


آقای علم‌الهدی که سخنانش در این جمع با شعارهای راه‌پیمایان علیه رهبران مخالفان دولت جمهوری اسلامی همراهی می‌شد، همچون دیگر مقامات دولتی از سران مخالفان به عنوان سران فتنه یاد کرد و افزود که اکنون که رهبری راه توبه را برای سران فتنه باز گذاشته است، آنها باید در ضرب‌العجلی که قوه قضائیه تعیین می‌کند توبه کنند وگرنه محارب شناخته خواهند شد و این مردم و این نظام با آنها به عنوان محارب برخورد می‌کند.


وی اصل محوری نظام را ولایت فقیه خواند و با اشاره به شعارهای معترضان علیه آیت‌الله خامنه‌ای، معترضان را مشتی «بزغاله و گوساله» خطاب کرد، عنوانی که در شعارهای تجمع‌کنندگان هم انعکاس یافت و حامیان دولت با استفاده از این عنوان برای میرحسین موسوی خواستار اعدام وی شدند.


این بخش از اظهارات امام جمعه مشهد، در متنی که در خبرگزاری‌ها منتشر شده است انعکاس نیافت، اما تلویزیون دولتی ایران علاوه بر انعکاس این بخش از سخنان، شعارهایی را از حامیان دولت در این مراسم علیه آقای موسوی و دیگران رهبران معترضان پخش کرد.


پیشتر برخی از سایت‌های خبری منتقد دولت از انتشار گسترده پوسترها و تابلونوشته‌هایی با مضمون مخالفت با میرحسین موسوی و دیگر سران معترضان خبر داده و گفته بودند که در این تابلو نوشته‌هایی در مورد «برخورد انقلابی مردم با سران فتنه» به چاپ رسیده است.


نظیر چنین تجمعاتی در دیگر شهرهای ایران نیز گزارش شده است.


اظهارات آقای علم‌الهدی و شعارهای هواداران دولت بر ضد رهبران معترضان در حالی است که در روزهای اخیر بر حجم اقدامات دستگاه‌های امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی علیه نزدیکان میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محمد خاتمی افزوده شده و پس از آن که در روز عاشورا خواهرزاده میرحسین موسوی به ضرب گلوله به قتل رسید، در روزهای اخیر بسیاری از مشاوران نزدیک میرحسین موسوی و محمد خاتمی نیز دستگیر شده‌اند.


مقامات دولتی قتل سید علی حبیبی موسوی، خواهرزاده میرحسین موسوی، را کار «گروه‌های ترور» می‌دانند و برخی از سایت‌های خبری از جمله پارلمان‌نیوز خبر داده‌اند که «یک مقام عالی‌رتبه نظام» در این زمینه با خانواده حبیبی موسوی ابراز همدردی کرده و خواستار جدیت و تلاش مضاعف دستگاه‌های مربوطه برای شناسایی و برخورد با عاملان این اقدام شده است.


مقام عالی‌رتبه نظام عنوانی است که سایت‌های خبری در نقل قول‌های غیررسمی خود از آیت‌الله خامنه‌ای از آن استفاده می‌کنند.
راديو فردا

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

ترانه زبان آتش

ترانه زبان آتش , جديدترين اثر استاد شجريان در وصف وقايع اخير :
 تفنگت را زمين بگذار , اگر جان را خدا داده , چرا بايد تو بستاني



استاد آواز ايران به تازگي اثري تحت عنوان زبان آتش و آهن با شعري از زنده ياد فريدون مشيري در دستگاه شور ضبط نموده اند. اين اثر با آهنگسازي استاد شجريان و تنظيم مجيد درخشاني با همكاري اركستر سمفونيك و در دستگاه شور اجرا شده است. گويا در ابتدا قرار بر اين بود كه اين اثر در دستگاه ماهور اجرا شود ولي بدنبال وقايع رخ داده در كشورمان دستگاه اجرايي اين اثر طبق تشخيص استاد از دستگاه ماهور به شور تغيير داده شد.

(فريدون مشيري)

تفنگت را زمين بگذار

كه من بيزارم از ديدار اين خونبارِ ناهنجار


تفنگِ دست تو يعني زبان آتش و آهن


من اما پيش اين اهريمني ابزار بنيان كن


ندارم جز زبانِ دل -دلي لبريزِ مهر تو-


تو اي با دوستي دشمن.


زبان آتش و آهن


زبان خشم و خونريزي ست


زبان قهر چنگيزي ست


بيا، بنشين، بگو، بشنو سخن، شايد


فروغ آدميت راه در قلب تو بگشايد.


برادر! گر كه مي خواني مرا، بنشين برادروار

تفنگت را زمين بگذار

تفنگت را زمين بگذار تا از جسم تو


اين ديو انسان كش برون آيد.


تو از آيين انساني چه مي داني؟


اگر جان را خدا داده ست


چرا بايد تو بستاني؟


چرا بايد كه با يك لحظه غفلت، اين برادر را


به خاك و خون بغلطاني؟


گرفتم در همه احوال حق گويي و حق جويي


و حق با توست


ولي حق را -برادر جان-


به زور اين زبان نافهم آتشبار


نبايد جست...


اگر اين بار شد وجدان خواب آلوده ات بيدار

تفنگت را زمين بگذار...


دانلود ترانه زبان آتش : سرور1 سرور2 سرور3
-------------------------------------------------

آهنگ با كيفيت MP3 128
آهنگ با كيفيت 64 OGG
آهنگ با كيفيت WMA 20 ( مخصوص تلفن همراه )
لينك غير مستقيم ( Rapidshare )
آهنگ با كيفيت MP3 128
ايرانيان انگلستان

۱۳۸۸ دی ۸, سه‌شنبه

هادي قابل : گفتمان حسینی و گفتمان یزیدی

هادي قابل :گفتمان حسینی و گفتمان یزیدی



عن رسول الله صلی الله علیه و آله: "ان لقتل الحسین فی قلوب المومنین حراره لن تبرد ابدا".(1) همانا برای شهادت حسین(علیه السلام) در دل انسانهای با ایمان شعله ای هست که هرگز خاموش نشود.
بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین * الصلوه والسلام علی سیدالا نبیاء والمرسلین* ابی القاسم محمد * صلی الله علیه وعلی اهل بیته الطیبن الطاهرین*
چرا پرچم خونین حسینی از پس قرنها وزمانهای بسیار همچنان در اهتزاز است؟ چرا علیرغم همه ستیزهای دشمنان حسینی، وتلاش فراوان برای محو ونابودی آن، همچون ستاره ای درخشان در آسمان دل واندیشه انسانهای آزاده ، اصلاح طلب، عدالتخواه، می درخشد وسوسو می زند؟ راستی مگر در گذر تاریخ از انسانهای بزرگ، پیامبران، اولیاء وصالحان، کشته وشهیدی نبوده است؟ چرا نام ویاد آنها همچون نام ویاد حسین(ع) جاودانه نمانده است؟ پاسخ آن را در سخن آغازین که از پیامبر(ص) نقل کردم می یابیم. این پیوند دلهای انسانهای آزاده با گرمی خون حسین(ص)، راز ورمز جاودانگی آن است، اما چرا جنین است؟ بدان جهت که حماسه حسینی بزرگترین حماسه انسانی تاریخ بشریت است. حماسه ای که فراتاریخی، فراجغرافیایی، فرا زمانی و حتی فرا دینی برای دمیدن روح حقیقت، آزادگی وعدالت در همگان با هر اندیشه ومرامی است. تا راه را برای رسیدن به تعالی وسعادت بنماید، زیرا او چراغ روشن راه هدایت وسعادت برای گم گشتگان وادی حیرت وگمراهی است. که پیامبر مکرم اسلام (ص) فرمود" ان الحسین مصباح الهدی وسفینه النجاه"(2) حسین چراغ فروزان هدایت وکشتی نجات انسانها به ساحل امن است. بی جهت نیست که حسین(ع) برای هر انسان آزاده از هر مکتب ومرامی الگو می شود. گاندی رهبر استقلال هندوستان گفته است:"من مبارزه را از شهیدان عاشورا آموختم." (3)
برای آنکه به این حقیقت بیشتر پی ببریم به مباحثی که در این دهه تحت" عنوان گفتمان حسینی- علوی وگفتمان یزیدی - اموی" توجه شما حق پویان را جلب می کنم.
مکتب حسین(ع) مکتب آراستن سپاهیان عقل وخرد، در برابر مکتب یزید که مکتب گسترش سپاهیان جهل(4) وحماقت است، می باشد. حسین سپه سالار سپاهیان:

-خرد در برابر بی خردی.


- نور و روشنایی در برابر ظلمت وتاریکی.


- بصیرت وآگاهی در برابرکوردلی ونا آگاهی.


- معرفت و شناخت در برابر جهالت ونادانی.


-دوستی ومحبت در برابر دشمنی وعداوت.


- ارزشها در برابر ضد ارزشها.


- خدمت در برابر خیانت.


- آزادگی در برابر بندگی وبردگی.


- کرامت انسان در برابر تحقیر انسان.


- هدایت وراهنمایی در برابر ظلا لت وگمراهی.


- سعادت وخوشبختی در برابر شقاوت ونگون بختی ، می باشد.

از همین جا است که هر انسانی آنگاه که خودرا در برابر این دو مکتب و دو گفتمان می بیند، عرصه ای برای انتخاب خود می یابد، که یا در اردوی سپاهیان عقل برای مبارزه با سپاهیان جهل قرار گیرد، ویا در زمره سپاهیان جهل باشد وبا عقل وحق بستیزد.
پس راهی که حسین بن علی (ع)در تعریف از زندگی به بشریت نشان داد، راه آزادگی وعزت وسر افرازی است. وپرچمی که او بر افراشت، فرا راه همه آزادیخواهان وعدالت خواهان وعزت جویان است، که رنگ ونژاد وزمان و جغرافیا و حتی دین ومذهب نمی شناسد، وهمگان را در زیر این پرچم قرار می دهد، تا قیام قیامت حق.

ابتدا نگاهی به خواستگاه حسین (ع) بیاندازیم: حسین دست پرورده مکتب محمدی وعلوی وفاطمی است. او در خانه ای زاده وپرورش یافته که ترنم آیات وحی الهی در آن می پیچد. او در آغوش پر مهر پدر بزرگی قرار گرفته که لالاییش ذکر وتسبیح خدا است. او در دامن مادری رشد کرده که طاهره است وبرای زنان مدینه معلم ومربی معارف قرآن واحکام الهی است. او در پای سخن امیر کلام علی بن ابیطالب (ع) بزرگ شده که باب شهر علم پیامبر (ص) است، ویگانه مدعی" سلونی قبل ان تفقدونی"(پیش از آنکه مرا از دست دهید ازمن بپرسید)، است.
حسین دغدغه اش حفظ دین خدا که حاصل رنج های پیامبر(ص) وعلی(ع) وشهادت بزرگانی از اصحاب ویاران پیامبر(ص) است. او می خواهد روش عملی جد وپدرش را در اداره جامعه و احکام وقوانین الهی را پیاده کند. چیزی که در جامعه با حکومت امویان معطل مانده است. او نمی تواند شاهد انحراف از این اصول گرانبها باشد. زیرا این ها ودیعه الهی است.

در مقابل یزید کیست: دست پرورده مکتب ابوسفیان وهند جگرخواره ومعاویه است. او در خانه ای رشد یافته که ترنم کنیزکان آوازه خوان و اشعار جاهلی عرب وصدای جامهای شراب وعربده های مستانه درآن پیچیده است. او در آغوش پدر بزرگی قرار گرفته که همواره در سر سودای برگرداندن پادشاهی عرب را داشته وبا پیامبر(ص) در ستیز بوده است.
او در آغوش مادر بزرگی رشد کرده که به آلودگی وبه کینه توزی شهره و از گوش وبینی حمزه عموی پیامبر(ص) برای خود گردن آویز درست کرد. او در کنار پدری رشد کرده که همواره در ستیز با علی (ع) واهل بیت (ع) وشیعیان آنها بوده است. پدری که مجسمه مکر وفریب وآلودگی، وناقض احکام الله است. و یزید جوانی عیاش، قمارباز و همبازی سگها ومیمو نها است. او دغدغه اش رسیدن به آرزوهای دیرینه اجدادش که پادشاهی موروثی است، می باشد.



حال با این شناخت مختصر از دو چهره مقابل هم، در این مجلس اول فهرستی از گفتمان متقابل این دو مکتب ومرام را تقدیم شما می کنم تا در جلسات بعد به تفصیل پیرامون هر یک سخن بگویم:

1)ولایت حسینی- علوی، در برابر ولایت یزیدی- اموی.


2) اصل حریت و آزادگی، در برابر استبداد وبردگی.


3) اصل عدالتخواهی وظلم ستیزی، در برابر ستمگری وتجاوز.


4) اصل اصلاح طلبی وخیر خواهی، در برابر جنگ وخون ریزی.


5) اصل امر به معروف ونهی از منکر، در برابر انکار دین ودستمایه قرار دادن آن.


6) اصل حفظ حدود الهی وقانون مداری، در برابر تعطیل حدود الهی وقانون شکنی.


7) اصل آگاهی بخشی وبیدار سازی جامعه، در برابر نگهداشتن جامعه در جهل و بیخبری.


8) اصل حق محوری وحق خواهی، در برابر انحراف از حق وخود محوری.


9) اصل پایبندی به عهد وپیمان ووفاداری وامانتداری، در برابر خیانت ونقض پیمانها.


10) اصل بکارگیری وسایل درست وصحیح در رسیدن به اهداف متعالی، در برابر اصل هدف وسیله را توجیه می کند.

انشاء الله در جلسه بعد پیرامون اصل اول سخن خواهیم گفت.

چند جمله هم ذکر مصایب حسین و اهل بیت (علیهم السلام) از مقتل لهوف سید ابن طاووس داشته باشم.
خبر شهادت مسلم بن عقیل پسر عموی بزرگوار حسین (ع) در منزل زباله به آن حضرت رسید. جمعی از اطرافیان حضرت با این خبر ترسیدند واز همانجا جدا شدند. راوی می گوید وقتی خبر شهادت مسلم به اهل بیت (ع) رسید صدای شیون وگریه فضای بیابان را پر کرد، وسیلاب اشگ از دیدگان همه جاری شد. فرزدق عرض کرد ای حسین چگونه به سوی این قوم می روی که با فرستاده تو وپسر عمویت چنین رفتار کردند؟ امام(ع) در حالیکه اشک از دیدگانش جاری بود، فرمود خدای رحمت کند پسر عمویم مسلم را او به راحتی وریحان وبهشت ورضوان الهی بازگشت ووظیفه اش را انجام داد، اکنون نوبت ماست که به وظیفه عمل کنیم. آنگاه اشعاری به این مضمون خواند:

دنیا اگر به چشم لئیمان گرانبها است /پاداش حق گرانتر وبرتر به نزد ما است


گر بهر مرگ پیکر مارا سرشته اند /در راه دوست کشته شدن افتخار ما است


چون سهم ما زروزی دنیا مقدر است/ زیبا تر آن که حرص طلب در دلش بکاست


چون جمع مال عاقبتش ترک گفتن است/ مالی چنین بخیل شدن بهر وی چرا است (5)

پروردگارا به ما راه حسین ، مرام حسین، مکتب حسین، عشق حسین، دوستی حسین، لطف حسین وگرمی خون حسین عطا بفرما. آمین رب العالمین. والسلام علیکم ورحمت الله وبرکاته. اول محرم الحرام 1431هجری قمری
----------------------------------------------
منابع:

1- نوری میرزا حسین، مستدرك الوسائل، ج 10 ص 318.


2- طبری- جامع البیان- جزء 16،ص 343.


3- حکیمی، محمد رضا، قیام جاودانه، چاپ اول، ص 87، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1373ش.


4- کلینی، محمدبن یعقوب، الکافی، ج1، صص 21-23، حدیث جنود عقل وجهل، دارالکتب الاسلامیه،تهران،1388ق.


5- سید ابن طاووس،اللهوف، ترجمه سید احمد فهری، صص 73-74، انتشارات جهان، تهران

صداي معلم