۱۳۸۸ آذر ۱۳, جمعه

4میلیون کودک بازمانده از تحصیل در ایران

خبرگزاری مهر: معاون اسبق حقوقی و امور مجلس وزارت آموزش و پرورش در حالی که معاون نهضت سواد آموزی از وجود یک میلیون و 800 هزار کودک لازم تعلیم بازمانده از تحصیل خبر می دهد گفت: این آمار غیر واقعی است و هم اکنون چهار میلیون بازمانده از تحصیل در سن آموزش در کشور حضور دارند.



حسن الحسینی افزود: بر اساس تحقیقاتی که در زمان حضور من در آموزش و پرورش انجام شد، بیش از سه میلیون دانش آموز بازمانده از تحصیل در کشور وجود داشت و هم اکنون این رقم به مرز چهار میلیون نفر در سن تحصیل رسیده که این به معنای پمپاژ بی سوادی به جامعه است.



این اظهارات در حالی از سوی حسن الحسینی مطرح می شود که بر اساس تحقیقی که در دفتر آمار سال تحصیلی 87-86 وزارت آموزش و پرورش در سال تحصیلی گذشته انجام شده است، 709 هزار و 854 دانش آموز در پایه های تحصیلی اول ابتدایی تا اول متوسطه در امتحانات خرداد ماه تجدید و 276 هزار و 440 دانش آموز در سال گذشته مردود شده اند.



این کارشناس مسائل آموزشی درباره علت افزایش بازماندگان از تحصیلان گفت: خانواده های فقیر تحت شرایط سنگین مالی قطعا تمام پول سبد مصرفی خود را صرف هزینه های ضروری تر می کنند و بدین ترتیب فرزندانشان از تحصیل محروم می مانند. کما اینکه هم اکنون این وضع در کشور وجود دارد.



معاون اسبق حقوقی وزارت آموزش و پرورش افزود: با توجه به فقری که در جامعه وجود دارد حتی اگر هم اعتبارات آموزش در سبد مصرف خانوار ایرانی افزایش یابد باز هم تعداد بازماندگان از تحصیل افزایش خواهند یافت.
صداي معلم

گزارشی از مراسم تودیع علی احمدی و معارفه حاجی بابایی وزیر جدید آموزش و پرورش

من یک " معلم " هستم و می خواهم چند دقیقه صحبت کنم !


به عنوان " یک معلم " آمده ام تا مشکلات آموزش و پرورش را بگویم !
... چرا هزاران معلم را در تمام شهرها و تهران گرفتید ، محاکمه کردید ، به دادگاه انقلاب فرستادید ، زندانی کردید ، تبعید کردید و... مگر آن ها چه می خواستند ؟


صبح دوشنبه 9 آذر سالن اجلاس سران میزبان یک مراسم بود : تودیع علی احمدی ، وزیر قبلی آموزش و پرورش و معارفه حاجی بابایی وزیر جدید.


این جلسه ساعت 10 صبح با سخنرانی آقای علی احمدی شروع شد . پس از آن آقای احمدی نژاد و سپس آقای حاجی بابایی به ایراد سخن پرداختند .

در این مراسم تعدادی از مسئولان آموزش و پرورش و نمایندگان مجلس حضور داشتند .


یکی از همکاران فرهنگی در منطقه 2 تهران به " سخن معلم " چنین گفت :


" با زحمت فراوان توانستم برگه دعوت نامه ای جهت شرکت در این مراسم جور کنم . با این که جلسه قرار بود ساعت 10 شروع شود اما من ساعت 8 صبح در آن جا حضور داشتم .


ما را به طبقه دوم این مکان فرستادند . از قبل متنی را آماده کرده بودم تا اگر شد بتوانم در آن جا چند دقیقه ای صحبت کنم . اما گفتند که چنین چیزی امکان پذیر نیست ...


به ناچار آن ها را دسته بندی و خلاصه کرده و در یادداشتی آن را تقدیم مجری مراسم کردم .


در کمال ناباوری ، آن فرد به جای آن که برگه سوال من را تحویل مسئول مربوطه دهد آن را در جیب خود گذاشت !


پیش آن فرد رفته و خواهان تحویل برگه ام به مسئول مربوطه شدم .اما او توجهی نکرد !

پس از مدتی ، زمانی که آقای احمدی نژاد به جایگاه رفت و شروع به سخنرانی کرد برخاسته و خطاب به او گفتم که من یک معلم هستم و می خواهم چند دقیقه صحبت کنم!

در کم تر از چند ثانیه چند نفر مرا از هر طرف احاطه کرده و مرا به بیرون از سالن بردند ...

از من پرسیدند شما جزء گروه سبزها هستید ؟!

من هم گفتم سبز و سفید و... چیست! من به عنوان یک معلم آمده ام تا مشکلات آموزش و پرورش را بگویم !

تا پایان سخنرانی و اتمام مراسم اجازه حضور به بنده را ندادند ! حتی به من گفتند که به خانه ات برو و این جا نباش ! اگر نروی خودمان می بریم ...

حتی موقع نماز ، اجازه خواندن نماز را هم به من ندادند !

این همکار فرهنگی ، از برخورد بد و نامناسب مجریان و مسئولان گلایه داشت ...

حتی وقتی که خطاب به علی احمدی و حاجی بابایی صحبت می کرد آن ها کوچک ترین واکنشی نشان ندادند !

ایشان متن سوالات خود را در اختیار " سخن معلم " قرار داد و ما نیز آن را منتشر می کنیم :

" آقای احمدی نژاد !

1-در دوره اول به تمام نامه های مردمی جواب می دادند . 80 درصد جواب مثبت می دادند و 20 درصد هم اگر کاری انجام نمی دادند باز پاسخ آن ها را ارسال می کردند ؛ به این دلیل اکثریت مکاتبه کنندگان رضایت نسبی داشتند ولی این دوره دفتر شما " فشل " شده است ! یا جواب نمی دهند و یا خیلی دیر جواب می دهند .

2-همکاران فرهنگی خواب را برخود حرام کرده در انتخابات شما رئیس جمهور شدید ... ولی تا حال حق الزحمه آن ها را پرداخت نکرده اید ! چرا ؟

3-در مورد طرح نظام هماهنگ پرداخت پس از چند سال تاخیر آن را به خدمات کشوری تبدیل کردید .

آقای حداد عادل در زمانی که آقای خاتمی رئیس جمهور بودند فرمودند اگر طرح نظام هماهنگ پیاده می آمد به مجلس رسیده بود !

ما می خواهیم حقوق ما هماهنگ شود .

4-در مورد ما به التفاوت طرح نظام هماهنگ پرداخت همکاران محترم فرهنگی دو سال طلبکار هستند و از سال 1386 تاکنون این مبالغ پرداخت نشده است !

5-در مورد دو ماه پاداش معلمان از زمان آقای فرشیدی تاکنون پرداخت نشده است در حالی که اکثر سازمان ها آن را دریافت کرده اند !

6- یارانه های مسکن فرهنگیان پرداخت نشده است !

7- 80 هزار تومان بن غیر نقدی فرهنگیان را وزیر محترم قبلی قطع کردند و اثر روانی بن بیشتر از اثر اقتصادی آن است و جالب آن که تعاونی مصرف فرهنگیان پس از قطع این بن ها در حال ورشکستگی است !


8-سوال بعدی در مورد نهادهای مردم نهاد و یا غیر دولتی است .


شما چقدر اعتقاد به این ها دارید ؟


اگر اعتقاد دارید چرا هزاران معلم را در تمام شهرها و تهران گرفتید ، محاکمه کردید ، به دادگاه انقلاب فرستادید ، زندانی کردید ، تبعید کردید و... مگر آن ها چه می خواستند ؟

9- به عنوان یک معلم توصیه ای به آقای حاجی بابایی دارم .


اگر شما بخواهید تحول اساسی در آموش و پرورش ایجاد کنید باید از نظر معلمان استفاده کنید و اگر تنها کار کنید این 4 سال هم زود تمام خواهد شد ...


والسلام ".


نام این همکار نزد " سخن معلم " محفوظ است

باز هم داستان کهنه و تکراری " تغییر ساختار " از سوی وزیر جدید !


پس از اعلام برنامه های آقای حاجی بابایی که قبلا مورد نقد و تحلیل " سخن معلم " قرار گرفت ( 1 ) به تازگی ایشان محورهایی را جهت شروع کار اعلام کرده است و ما نیز به تدریج به آن ها خواهیم پرداخت .

یکی از این اقدامات که البته امر جدیدی به شمار نمی آید بازهم روی آوردن به داستان کهنه " تغییر ساختار " آموزش و پرورش " است .

بخوانید :


« مي‌خواهم براي هر يك از مقاطع تحصيلي معاونت ويژه تشكيل دهم

وزير جديد آموزش و پرورش در ادامه به اين نكته اشاره كرد كه اين روزها صرفا مشغول آمارگيري و خبرگيري از مسائل آموزش و پرورش است تا از ريز مسائل اين دستگاه آگاهي داشته باشد.

وي تاكيد كرد: من آمده‌ام تا همه امكانات كشور را در حد وسع و توانم براي رشد هر سه مقطع مهم تحصيلي و پيشرفت آموزش و پرورش كشور به كار گيرم كه در اين راستا پيش‌بيني شده است كه در صورت فراهم شدن زمينه‌ها، براي هر يك از مقاطع تحصيلي معاونت ويژه‌اي تشكيل شود ».

منبع : ایسنا - 1388/09/09

متاسفانه آموزش و پرورش ما ساختار به شدت متمرکزی دارد که البته شاید برگرفته از ساختار سیاسی نیز باشد و این که غالبا از سوی سطوح فوقانی نسبت به سطوح پایین اعتمادی وجود ندارد ضمن آن که سطوح فوقانی نیز کم تر نظارت سطوح پایین را می پذیرند !

افراد جامعه نیز معمولا تحولات را در راس هرم می جویند و نقش خود را در این کنش و واکنش ها فراموش می کنند ، و این چرخه در طول زمان یکدیگر را تقویت و پشتیبانی کرده اند .

شاید از این رو باشد که هر گونه اصلاح با رویکرد ساختاری به سرانجام نمی رسد و پس از مدتی دوباره همان سازه ها و روابط بازتولیدمی شوند .

هر فردی که به وزارت آموزش و پرورش رسیده است سعی کرده است که تغییراتی در ساختار ایجاد کند اما معمولا این تغییرات در برون داد و عملکرد سیستم نقش مثبت و یا معنی داری نداشته اند و احتمالا بی ثباتی را نیزدر کل سیستم به وجود آورده اند !

شاید منظور آقای حاجی بابایی از این اقدام آن باشد که می خواهند اختیارات جدیدی را برای زیر شاخه ها تعریف کنند .

اما در این صورت ، باز هم جهت پیکان تحولات از بالا به پایین خواهد بود و مفهومی از مشارکت را ایجاد نخواهد کرد !

به عنوان مثال چرا تاکنون پرداختن به اصل 15 قانون اساسی تقریبا جزء خطوط ممنوعه بوده است ؟

چرا هیچ وزیری به صورت جدی در این مبحث وارد نمی شود ؟

از سوی دیگر ، به فرض پذیرش فرضیات آقای حاجی بابایی در مورد تزریق قدری انعطاف در ساختار متصلب آموزش و پرورش باید قبل از آن فرآیند " اعتماد سازی " صورت گیرد تا " مقاومت و یا بی تفاوتی " به حداقل برسد تا راه برای تعریف جدید از " مشارکت " هموار شود ، آیا این مهم صورت گرفته است ؟

به نظر می رسد تنها در سایه نهادینه کردن فضایی از حداقل گفت و گو بدون سایه هاو روشن های امنیتی و تحدیدنگر است که می توان نوعی از " مشارکت " را در این ساختار متمرکز تعریف و تبیین کرد .

آقای حاجی بابایی باید دخالت سیاست را در امر آموزش به حداقل برساند وگرنه با زهم همان " دور باطل " تکرار خواهد شد و بی اعتمادی و بدبینی عمیق تر و وسیع تر خواهد شد و دوباره روز از نو و روزی از نو....
( 1 ) مقایسه دو برنامه از دو نفر که ادعای وزارت داشته و دارند ....

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

شكرانه وحدت يا نمايش اختلافات؟...واقعاً مگر خدا کارها را اصلاح کند!


نمایندگان دوره هشتم ترجیح داده بودند به جای حضور در این نشست به برنامه های دیگر خود بپردازند به نحوی که خبرگزاری ها خبر دادند امسال برای پر کردن صندلی های مجلس کارمندان مجلس به کار گیری شدند!


عصرايران - دومین نشست "شکرانه اتحاد" امسال در حالی از سوی علی لاریجانی رئیس مجلس هشتم برگزار شد که در جریان آن نه تنها اتحادی به چشم نمی خورد بلکه به نحوی بود که لاریجانی به جای شکر کردن خداوند به خاطر وحدت ، محبور شد برای « اصلاح امور » از خداوند استعانت کند! نشستی که لاریجانی با اعمال فشار برخی نمایندگان مجبور شد مهمانان سال گذشته را فاکتور بگیرد و بر خلاف سال قبل ، روسای مجالس قبلی را به آن دعوت نکند.




بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فضایی در کشور حاکم شد که بیشتر به صحنه نزاع گروهی شباهت داشت و به همین دلیل رسانه ها اظهار خوشبینی و اظهار امیدواری کردند که با ابتکار لاریجانی شاید این فضای سیاسی تا حدی تلطیف شود ؛ نکته ای که لاریجانی آن را داستانسرایی رسانه ها نام نهاد.




البته وي در اين باره توضيح نداد که آیا پیش قدم شدن مجلس در وحدت جریان های سیاسی حتی به صورت نمادین در این کشور داستان و افسانه است که مطرح کنندگان آن داستانسرا نامیده شوند؟!




با اين حال ، مهمانی امسال لاریجانی سوت و کور تر از آن بود که بتوان به آن نشست سران قوا گفت چرا که رئیس قوه مجریه ترجیح داد همچون نشست اول لاریجانی در این مهمانی نیز حاضر نشود؛ هرچند غیبت احمدی نژاد در نشست سال گذشته یک مفهوم داشت و غیبت او در نشست امسال و بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری یک معنا و مفهوم دیگر.




احمدی نژاد سال قبل در این اجلاس شرکت نکرد چون قرار بود در جریان آن ناطق نوری هاشمی رفسنجانی و کروبی و حداد که هرکدام به نوعی با او چالش هایی داشتند سخنرانی کنند . علاوه بر این اعلام شده بود سید محمد خاتمی و برخی دیگر از چهره های اصلاح طلب مهمان نشست شکرانه اتحاد هستند و قابل پیش بینی بود احمدی نژاد خود را در حلقه مخالفانش گرفتار نکند.




در حالی که امسال بعد از اعلام اولیه مبنی بر اینکه تنها سران سه قوه به نشست شکرانه اتحاد دعوت شده اند عملا انتظار می رفت رئیس دولت به عنوان یکی از سران قوا در مراسم حاضر شود اما چنين نشد و صندلي رئيس جمهور باز هم خالي ماند.




شاید اعلام دقیقه نودی دعوت از هاشمی رفسنجانی عاملی برای تردید احمدی نژاد اعلام شود در حالیکه نوع دعوت از هاشمی و آن هم تنها ساعاتی به برگزاری نشست همه حکایت از این داشت که هاشمی قطعا در این مراسم شرکت نمی کند و اتفاقا حضور او در این مراسم می توانست منشا سوال و حیرت شود به وي‍ژه آن كه پيشتر ، باهنر نائب رئيس مجلس گفته بود كه هامشي دعوت نشده است!




در نشست سال گذشته شکرانه اتحاد آیت ا... هاشمی شاهرودی، آیت ا... هاشمی رفسنجانی، دکتر علی لاریجانی،آیت ا... جنتی، حجت الاسلام محمدی گلپایگانی، آیت ا... مهدوی کنی، حجت الاسلام علی اکبر ناطق نوری، حجت الاسلام مهدی کروبی ، دکتر حداد عادل، حجت الاسلام سید محمد خاتمی ( به عنوان نماینده اردکان در مجلس اول و رئیس جمهور سابق کشورمان) ، ‌آیت ا... محمد یزدی ،حجت الاسلام دری نجف آبادی، آیت ا... امامی کاشانی ، عباسی وزیر تعاون، حاضر شده و عزت ا... سحابی، اسدا... کیان ارثی، هاشم صباغیان ،‌سید محمود دعایی ،‌ علی حکمت ( سر دبیر روزنامه توقیف شده خرداد) ، ابراهیم بای سلامی، علی اکبر محتشمی پور، صلواتی، جعفری و هادی غفاری نیز از جمله نمایندگان شاخص اصلاح طلبی بودند که دعوت لاریجانی را پذیرفتند و به بهارستان رفتند. نکته قابل توجه این بود که صندلی عزت ا... سحابی در کنار روح ا... حسینیان قرار گرفته بود.



با این حال امسال علی لاریجانی در اجلاس شکرانه اتحاد علاوه بر برادرش صادق که رئیس قوه قضاییه است تنها شاهد حضور حجت‌الاسلام گلپایگانی،، آیت‌الله مهدوی کنی، آیت‌الله جنتی، محسن رضایی، پورمحمدی، قالیباف، سردار نقدی و برخی وزرای دولت بود و از آن نشست پرجمعيت پارسال نه نامي بود و نه نشاني!




نمایندگان دوره هشتم نیز عليرغم استقبال از برگزاری شکرانه اتحاد در روز سه شنبه که معمولا مجلس در این روز جلسه علنی دارد ترجیح داده بودند به جای حضور در این نشست به برنامه های دیگر خود بپردازند به نحوی که خبرگزاری ها خبر دادند امسال برای پر کردن صندلی های مجلس کارمندان مجلس به کار گیری شدند!




با این حال لاریجانی انتظار نداشت احمدی نژاد برای دومین مرتبه دعوتش را اجابت نکند و به همین دلیل نارضایتی خود را در نخستین دقایق آغاز جلسه به اصطلاح شکرانه اتحاد اعلام کرد و گفت: آقایان احمدی‌نژاد و هاشمی رفسنجانی تشریف نیاوردند و از خداوند سلامت و صحت برای آنها آرزو می کنیم وامیدوارم ان شاءالله خداوند امورات را اصلاح کند!




اما توجيهات دو طرف براي نيامدن نيز جالب توجه بود: دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام اعلام کرد که هاشمي دعوت نامه مجلس را ديروز دريافت كرد و به دليل تعيين شدن وقتي ديگر براي او كه از قبل در نظر گرفته شده امكان حضور در مجلس مهيا نشد .




احمدی نژاد هم به گفته رابط پارلمانی دولت ، قرار مصاحبه داشت و به همين دليل نتوانست بيايد و حال آن كه هر دوي اين ها مي توانستند ،‌با اندكي تغيير در برنامه هايشان-كه امري متعارف است- و اين همه حرف و حديث را به وجود نياورند.




در هر صورت برگزاری نشست شکرانه اتحاد برخلاف سال گذشته که با استقبال جریان های سیاسی مواجه و عاملی برای تعریف و تمجید از لاریجانی شد امسال باعث آزردگی خاطر لاریجانی شد و البته شاید برخی در کشیده شدن ماجرا به وضع فعلی بی تقصیر نبودند اما انفعال لاریجانی باعث شد با عدم دعوت از برخی مهمانان سال گذشته بهانه را از احمدی نژاد و دوستدارانش در مجلس بگیرد در حالی که احمدی نژاد نشان داد به جز حضور آن مهمانان دلایل دیگری نیز برای حاضر نشدن در مجلس دارد.




مراسم روز مجلس فرصتی بود برای نزدیک کردن افکار، نرم شدن دلها و باز شدن گره کور فضای سیاسی فعلی کشور که این فرصت بدون هیچ دستاوردی از دست رفت و عدم دعوت هاي معنا دار و غيبت هاي پرمعناي ديگر معادلات را پيچيده تر كرد... باید منتظر ماند تا این داستان به کجا ختم خواهد شد.

خیلی ها ماهواره دارند...خیلی ها انگلیسی بلد هستند...بعضی ها هنوز در خواب اند

در صداوسیما در به همان پاشنه قبلی می چرخد
خیلی ها ماهواره دارند...خیلی ها انگلیسی بلد هستند...بعضی ها هنوز در خواب اند
ما فقط از مدیران صداوسیما می خواهیم برای دریافتن اینکه چرا با ریزش مخاطب مواجه اند ، خبر چهارشنبه شب ساعت 21 خود را با این گزارش مقایسه کنند و ببینند چگونه دست بردن در اصل خبر و تحریف آن اعتماد بینندگان را بر باد می دهد.


عصر ایران: بدترین چیز برای یک رسانه انتشار اخبار خلاف واقع یا خبرهای دروغ است و هر چه دامنه گستردگی رسانه بیشتر باشد این آفت زیان بار تر شده و تاثیرات سوء آن گریبان طیف بیشتری از جامعه را خواهد گرفت .



در کشور ما تعیین مدیریت صداوسیما از سوی رهبری نظام به این معنا است که این رسانه باید ملی بوده و در خارج از جناح بندی های سیاسی حرکت کند . چرا که قانونگذار اگر می خواست رسانه صداوسیما حکومتی یا جناحی باشد انتخاب مدیراین رسانه را به دست هیئت دولت می سپرد یا اینکه اجازه می داد رسانه های خصوصی نیز در کنار رسانه دولتی تاسیس شوند و به کار اطلاع رسانی بپردازند.

نبود رسانه های خصوصی درقانون اساسی جمهوری اسلامی در کنار سپردن مسئولیت تعیین مدیر سازمان صداوسیما به رهبری نظام به این معنا است که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران هیچ یک از دو فرمول رسانه خصوصی و رسانه حکومتی مورد توجه نبوده بلکه هدف طراحان قانون ایجاد یک رسانه " ملی " بوده است که هم بتواند آزادانه از دولت انتقاد کند و هم اینکه تمامی جناح ها و گروه های سیاسی و اقشار و طبقات مختلف جامعه بتوانند از این تریبون استفاده کنند.


متاسفانه با وجودی که هدف اول طراحان قانون اساسی محقق شده و ما در عملا در ایران از داشتن نعمت رادیو تلویزیون های خصوصی محروم هستیم ، اما در طول 30 سال گذشته ( به ویژه در سال های اخیر) مدیران این رسانه عملا نتوانسته اند یک رسانه به تمام معنا " ملی " ایجاد کنند که آیینه تمام نمای تکثر موجود در جامعه ایرانی ( با همه گرایش های سیاسی ، مذهبی ، قومی و فرهنگی و...) باشد .

در این میان ، شواهد موجود نیز مبین کاهش چشمگیر مخاطبان این رسانه به ویژه پس از رویدادهای پس از انتخابات ریاست جمهوری اخیر در کشور است .

با این حال ظاهرا مدیران سیما پس از افت چشمگیر مخاطبان بیکار ننشستند و برنامه هایی برای افزایش مخاطبان این رسانه تدارک دیده اند که مثلا در یک مورد آن ( که مورد توجه ما خبرنگاران است ) در برنامه های خبری به ویژه دربخش خبری اخبار 21 شبکه اول سیما قابل مشاهده است .

جدای از انتقادات برخی ناظران از کپی برداری بودن این تغییرات ، ( برخی منتقدان معتقدند اگر رنگ آبی زمینه دکورهای این بخش خبری به رنگ قرمز تبدیل شود از لحاظ دکوری و صوری ( رنگ و لعاب) هیچ فرقی با شبکه فارسی بی بی سی نخواهد داشت ) باید اشاره کرد که مدیران سیما متاسفانه متوجه این قضیه نیستند که مشکل مخاطبان با دکور برنامه ها نبود ، بلکه با محتوای خبری و تحلیل های یک جانبه و عدم انتشار اخبار و وقایع روی داده و ارایه تفسیرهای جناحی و تخریب برخی چهره ها و لاپوشانی عیوب برخی چهره های دیگر و ... بوده است و صد البته تحریف هایی که به عنوان خبرهای واقعی به خورد مردم داده می شود!

برای یک نمونه و برای انجام مقایسه ای از اینکه کیفیت برنامه های سیما ( به ویژه در بخش های خبری و تفسیرهای سیاسی ) هیچ تغییری با گذشته نکرده تنها ارایه دو مثال ( یکی از حدود 6 ماه پیش و یکی از زمان حاضر کافی به نظر می رسد )

در هفته اول بعد از برگزاری انتخابات و هنگامی که شهر تهران و برخی دیگر از شهرها از فضای اعتراض جمعی از معترضان به نتایج انتخابات ملتهب بود ، بخش خبری " بیست وسی " شبکه دو مصاحبه ای از باراک اوباما رییس جمهور آمریکا را پوشش داد که مطالب بیان شده در آن خبر به نقل از مصاحبه اوباما به گونه ای فاحش خلاف آن چیزی بود ( که درست یا غلط) از سوی رییس جمهوری آمریکا درباره اعتراضات به نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ایران ، بیان می شد . به گونه ای که شنوندگان متن اصلی این مصاحبه فحوای سخنان رییس جمهور آمریکا را درباره تظاهرات معترضان در تهران را بسیار محتاطانه توصیف کردند ، در حالی که در بخش خبری بیست و سی به گونه ای غیر قابل باور حرف های دیگری به نقل از رییس جمهور آمریکا درباره حمایت صریح و قاطعانه از " اغتشاشگران " در تهران نقل می شد!


نمونه اخیر نیز چهارشنبه شب ( 4 آذر) و در انعکاس خبر " نامه " باراک اوباما به لولاداسیلوا رییس جمهوری برزیل درباره سفر احمدی نژاد به برزیل روی داد.

در حالی که در اصل خبر که در روزنامه نیویورک تایمز آمریکا منتشر شده است (که سایت عصر ایران نیز روز گذشته آن را منتشر کرد ) در پاراگراف دوم به نقل از مشاور رییس جمهوری برزیل اشاره شده که اوباما در این نامه از سفر رییس جمهور ایران به برزیل ابراز ناخرسندی نکرده بلکه به رییس جمهور برزیل نوشته است که از فرصت این سفر و در گفت وگوهای خود با احمدی نژاد برای کمک به حل و فصل برنامه اتمی ایران و... استفاده کند ، اما بخش خبری 21 شبکه یک سیما چهارشنبه شب در انتشار این خبر می گوید : " اوباما با نگارش نامه ای به رییس جمهور برزیل از سفر احمدی نژاد به برزیل ابراز ناراحتی کرده و... "

ما فقط از مدیران صداوسیما می خواهیم برای دریافتن اینکه چرا با ریزش مخاطب مواجه اند ، خبر چهارشنبه شب ( 4 آذر ) بخش خبری 21 خود را با این گزارش مقایسه کنند و ببینند چگونه دست بردن در اصل خبر و تحریف اخبار اعتماد بینندگان به رسانه را بر باد می دهد.


البته در خصمانه بودن سیاست های آمریکا علیه کشورمان تردیدی نیست ولی چه نیازی هست برای اثبات مکرر این موضوع ، دروغ پردازی شود؟


واقعیت خبر نیز این بود که اوباما نه تنها از این سفر ابراز ناراحتی نکرده بود ، بلکه از رئیس جمهور برزیل خواسته بود که از فرصت سفر احمدی نژاد استفاده کند و او را برای تکمین از نظر قدرت های غربی ، متقاعد کند.

به نظر می رسد مدیران سیما به جای تغییر دکور و رنگ و لعاب برنامه ها بهتر است محتوای برنامه ها را اصلاح کنند ، تا اینچنین در بخش های خبری به شعور بینندگان توهین نشود و اخبار غیر واقع با هزینه بیت المال مردم به " خورد " آنها داده نشود !

مسئولان محترم صداوسیما باید متوجه شده باشند که دیگر آن روزهایی که تنها منفذ دریافت اطلاعات مردم شبکه های سیما بود گذشته است و مردم امروز به کانال های مختلفی برای دریافت و مقایسه صحت اطلاعات دسترسی دارند و البته ، خیلی ها هم انگلیسی بلدند و لذا این گونه خبر دهی بیش از آنکه منافع سیاسی عده ای را تامین کند آبرو و اعتبار رسانه ملی را خدشه دار می کند ( که تا حدود زیادی کرده است ) .


آقایان فراموش نکنند که صدا و سیما ، ملک مطلق آنها نیست که هر گونه خواستند با آبروی حرفه ای آن بازی کنند ، بلکه این سازمان ، رسانه ای ملی است که ذره به ذره اش متعلق به نفر به نفر همه ایرانیان است.

۱۳۸۸ آذر ۶, جمعه

جمهوري اسلامي ؛ آزمون تاريخي روحانيت شيعه

عصرايران - نظام جمهوري اسلامي ايران، از منظري كلان، صحنه آزمون تاريخي روحانيت شيعه در مقام حكومتگري و عدالت پروري بوده است. روحانيت شيعه در طول تاريخ تقريباً همواره در موضع اپوزيسيون قرار داشته و ناقد قدرت مستقر بوده است.




هر چند كه در دوران صفويه و قاجاريه، برخي روحانيان شيعه نزد حاكمان صفوي و قجري عزت و رفعتي داشتند اما روحانيت شيعه تا پيش از تاسيس نظام جمهوري اسلامي، در هيچ دوره اي از تاريخ ايران، بالاترين مرجع قدرت سياسي را براي مدت زماني طولاني در اختيار نداشت و در واقع در حوزه سياست قادر به " نظام سازي " نشد.



جمهوري اسلامي اما آزموني تاريخي براي روحانيت شيعه محسوب مي شود؛ چه اكنون روحانيت در ايران همه چيز را در اختيار دارد. در ايران امروز ارتش، سپاه، دانشگاه، صدر و ذيل حكومت و تمامي ابزار قدرت اينك در دست روحانيت است.



سرزمين ايران پيش از آشنايي با اسلام، عرصه آزمون تاريخي روحانيت آيين زرتشت بود. روحانيان زرتشتي در دوره ساسانيان البته منشا و مبدا تمامي نابساماني ها و بي عدالتي هاي حاكم بر ايران زمين نبودند ولي در آزمون تاريخي خود كارنامه اي غير قابل قبول از خود بر جاي نهادند. در باب فساد و خرافه سازي و عدالت سوزي روحانيان زرتشتي، سخنان بسيار در متون تاريخي رفته است.



در متون معاصر نيز نمايشنامه " مرگ يزدگرد " بهرام بيضايي به خوبي نشان مي دهد كه روحانيت آيين زرتشت در زمان حمله مسلمانان به ايران، چگونه در خانه اوهام و خرافه نشسته بود و تا چه حد در ركاب قدرت و به دور از درد و رنج رعيت بود.



باري ايرانيان يكبار شكست اخلاقي و عملي روحانيان خود را تجربه كرده اند و همين امر يكي از عوامل اصلي ورود آنان از آتشكده ها به مساجد بود. فساد دامنگير روحانيت زرتشتي در كنار فترت گريبانگير حكومت ساسانيان در نهايت زمينه ساز فرو ريختن " برج موريانه " پادشاهي ساسانيان در ايران آن زمان شد.



سالها پيش عبداكريم سروش در مقاله " تاريخ و كلام "، در تبيين لف و نشر تاريخي مكتب به اين نكته اشاره كرد كه تاريخ آزمايشگاه ايدئولوژيها و مكاتب گوناگون است. بدين معنا كه نظامهاي عقيدتي گوناگون در عرصه تاريخ آزمون خود را پشت سر مي گذارند و ميان شكست عملي يك نظام عقيدتي و خلل نظري آن نسبتي وجود دارد. به عنوان مثال فروپاشي بلوك شرق را نمي توان يكسره بي ارتباط با نادرستي عقايد و يا ناكارآمدي تئوريهاي ماركسيستي دانست.



از اين منظر اگر تاريخ صد بار ديگر نيز تكرار شود، باز هم نظامهاي سياسي برآمده از ماركسيسم فرومي پاشند. البته سروش بعدها از اين راي خود بازگشت و بر نقش عنصر تصادف در تاريخ تاكيد كرد؛ بدين معنا كه بسياري از ظفرها و هزيمت هاي تاريخي را محصول تصادفات تاريخي دانست؛ تصادفاتي كه وقوع آنها گاه موجب حيات يك نظام رو به اضمحلال و گاه موجب ممات نظامي به ظاهر سر پا مي شوند.



مثلاً اگر در سال 1976 جمهوريخواهان در انتخابات رياست جمهوري آمريكا پيروز مي شدند و شعار فضاي باز سياسي از سوي كارتر دموكرات موجب تغيير سياست داخلي رژيم شاه نمي شد، چه بسا كه خاندان پهلوي هنوز بر سرير سلطنت بودند و تحولات سياسي ايران به سمتي مي رفت كه امروز به جاي جمهوري اسلامي، سلطنت مشروطه در ايران محقق شده بود.



فارغ از اينكه نقش عنصر تصادف در شكل گيري تحولات تاريخي تا چه حد است و چگونه مي توان آن را تبيين كرد و نيز فارغ از اينكه چه نسبتي ميان سرنوشت نظامهاي سياسي و سرشت نظامهاي عقيدتي تكيه گاه اين نظامها وجود دارد، اين نكته را نمي توان انكار كرد كه داوري افكار عمومي درباره يك نظام عقيدتي تا حد بسيار زيادي تحت تاثير عملكرد نظام سياسي برآمده از آن نظام عقيدتي است.



هر چند كه صحت و سقم گزاره هاي فكري في نفسه ربطي به عمل سياستمداران معتقد به آن گزاره ها ندارد، ولي عموم مردم هيچ گاه داوري خود در باب يك نظام سياسي را متوقف بر موشكافي زيربناي تئوريك آن نظام سياسي نمي كنند؛ افكار عمومي حكم ايدئولوژي ها را بر اساس عملكرد حاميان و حاملان آن ايدئولوژي ها صادر مي كند.



بنابراين اگر حكومت روحانيان در ايران به ناكامي بيانجامد، در آينده كمتر كسي با اين استدلال كه كارگزاران جمهوري اسلامي نتوانستند آرمانهاي روحانيان را محقق كنند و بايد كارگزاراني كارآمد را جايگزين آنها ساخت، از ضرورت تاسيس مجدد " حكومت روحانيان " دفاع مي كند.



به هر حال آينده جمهوري اسلامي و ايران نشان خواهد داد كه نمره آزمون تاريخي روحانيت شيعه ايران در نظام سازي سياسي چه خواهد بود اما آنچه كه اكنون در اين باره مي توان گفت اين است كه زمان به سرعت مي گذرد و هيچ فرد يا مجموعه اي براي هميشه فرصت عمل در اختيارش نيست و به فرموده حضرت علي ( ع ) فرصتها چون ابر درگذرند. بنابراين انچه كه امروز در اختيار ماست، شايد كه فردا از دست رفته باشد.



تحولات سياسي اخير ايران هشداري به زعماي قوم و علماي قم بود كه به عنوان متوليان حكومت و مذهب، فرصت عمل خويش را پاس بدارند و مانع از آن شوند كه حكومت ديني در ايران امروز به سرنوشت حكومت ديني در ايران باستان و اروپاي قرون وسطي دچار شود و ملت ايران در باب حكومت علماي شيعه همان حكمي را صادر كنند كه ايرانيان و اروپاييان پيشين در باب موبدان و كشيشان صادر كردند.

هومان دورانديش

سايت ايرانيان انگلستان

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

تصاویری که اشک خیلی ها را درآورد

امروز ایمیلی دریافت کردم با عنوان “تصویری که اشک هزاران نفر را ریخت”. ایمیل تصاویری از یک ماده شیر را نمایش می داد که پس از شکار کردن یک بز کوهی آفریقایی متوجه حامله بودن آن می شود و به جای خوردن شکارخود سعی می کند بچه درون شکم بز کوهی را نجات دهد. مطلبی که در ایمیل در مورد این تصاویر آمده بود این بود:



این شیرماده پس ازشکارکردن متوجه می شودکه شکارش بارداربوده وابتدابه نجات بچه شکارخودمی پردازد وبدون دریدن شکاری که بازحمت بدست آورده٬ بروی زمین درازکشیده ودق می کند.

مردن ماده شیر آن هم به این خاطر خیلی برایم عجیب بود، هر چند کل این داستان عجیب و تکان دهنده بود. این بود که به دنبال یافتن منبع اصلی تصاویر گشتم و تقریبا بلافاصله با وبسایت آقای Grey van der walt برخورد کردم، منبع اصلی این تصاویر تکان دهنده. اما در منبع اصلی خبری از مردن ماده شیر نبود. این شد که ایمیلی به ایشان نوشتم و از خود ایشان پرسیدم. جالب است که قبل از این خیلی های دیگر نیز در وبلاگ هایشان و یا وب سایت هایی که در مورد این تصاویر مطلبی نوشته اند مدعی شده اند آن ماده شیر پس از کمک به بچه آن بز کوهی می میرد! اما طبق جوابی که ایشان به من دادند نه تنها آن ماده شیر نمی میرد بلکه هم اکنون صاحب ۵ توله شیر هم هست!


و اما داستان واقعی این تصاویر عجیب و تکان دهنده در دنیای وحش:

یک صبح سه شنبه در حالی که عکاس به همراه تیم همراهش برای یافتن رد پایی از شیرها به سمت جنوب Madikawe حرکت می کنند به طور کاملا غیر منتظره با لاشه یک بز کوهی و شیری در حال نفس نفس زدن در کنار لاشه او روبرو می شوند. شیر که مشخص است تازه شکار خود را بر زمین زده است کنار لاشه حرکت می کند. اما بر خلاف آنچه انتظار می رود، شیر ماده شکار خود را نمی خورد. عکاس که از دور شاهد این ماجراست شروع به تصویر برداری می کند. در زیر تصاویر این حادثه نادر را می بینید:

ماده شير و لاشه شكاري كه تازه از نفس افتاده است.



             اولین کار شیر بعد از شکار دریدن شکم شکار است. این را در تمام کتاب های جانورشناسی می توانید بیابید!


تا اینجا همه چیز مانند کتابهایی که خوانده ایم پیش می رود. دوستان من نیز در اتومبیل توسط دوربین دوچشمی و فیلمبرداری مشغول تماشای صحنه هستند. و ما این طور تصور می کنیم که شیر در حال خالی کردن محتویات شکم شکار خویش است. که ناگهان یکی از دوستان من فریاد می زند: آن محتویات شکم نیست!


 و اینجا بود که ما متوجه شدیم بز کوهی آفریقایی کشته شده حامله بوده است.


 و حالا در مقابل خود شیری را می بینم که طعمه کشته اش حامله بوده است. در این مواقع شیرها به کار خوردن خود ادامه می دهند البته اگر مشکلی پیش نیاید. و اما از اینجا به بعد بود که ما را به حیرت واداشت... ماده شیر جنین بز کوهی را به آرامی به زمین گذاشت و شروع به بوییدن او کرد.


 زبان بدن برای یک ماده شیر و در موقعیت او بسیار عجیب بود. او از اتفاقی که افتاده بود سخت متحیر و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه می کرد تا ببیند آیا کسی برای کمک کردن هست...


 بعد از مدتی ماده شیر به خالی کردن محویات شکم بز کوهی ادامه داد و در تمام مدت اینطور به نظر می رسید که سعی می کند تا حد امکان از جنین دور باشد...


 بعد از مدتی دیگر و در حالی که هنوز هیچ قسمت از بند شکار خود را نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنین می رود و به آرامی او را از زمین بلند می کند.


 او ایستاده است در حالی که جنین بز کوهی در دهانش است و برای مدتی به اطراف نگاه می کند. به همه جهت ها، شاید برای یافتن چیزی... و بعد از چند دقیقه به آرامی به سوی بیشه ای که در نزدیکی شکارش است حرکت می کند.


 او مجددا می ایستد و جنین را به آرامی بر زمین می گذارد. و در تمام مدت با نگاهی هیجان زده و عصبی به اطراف نگاه می کند. سپس با نوک بینی به جنین ضربه می زند و به آرامی او را درست مانند توله هایش از پشت گردن میگیرد و بلند می کند...


 او مجددا به اطرف نگاه می کند و به آهستگی به سمت بیشه می رود... با دقت به سمت بیشه زار پیش می رود جایی که تصمیم دارد جنین را در آنجا بگذارد. چندین بار به جنین ضربه می زند و در تمام مدت با حالتی نگران به اطراف نگاه می کند شاید انتظار کمکی یا خطری را می کشد...


بعد از چند دقیقه دوباره به سمت لاشه شکاری بر میگردد که هنوز چیزی از آن را نخورده است. کنار او می ایستد و سپس به آرامی همانجا دراز می کشد. شیر ماده به چه چیزی می اندیشد؟ چرا او این چنین عمل کرد؟


طبق گفته آقای Grey van der walt عکاس این صحنه شگفت آور، این یکی از عجیب ترین و خارق العاده ترین صحنه هایی بوده است که در حیات وحش و درطول عمر خود مشاهده کرده است.


مطالب بالا را همراه با توضیحاتی اضافه که بعداْ آقای Grey van der walt در وبلاگ خود راجع به این تصاویر نوشته است می توانید در لینک های زیر مطالعه نمایید:

Brutal or Amazing. you Decide…


Brutal or Amazing. An Update


The Brutal Lioness is not Dead

منبع : وبلاگ رسانه