۱۳۸۸ مرداد ۲۷, سه‌شنبه

تلاش گسترده محافل خبری اقتدار گرايان برای منحرف ساختن افکار عمومی از جنايت كهريزك



هشدار سازمان مجاهدين انقلاب؛

تلاش گسترده محافل خبری اقتدار گرايان برای
منحرف ساختن افکار عمومی از جنايت كهريزك


سلام ــ هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن‌ها جنایات کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است.
سازمان مجاهدين انقلاب با صدور بيانيه اي محمود احمدی نژاد را به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور را مسئول اجرايي اصلي وقايع زندان كهريزك دانسته است.
به گزارش سلام متن كامل اين بيانيه به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحیم ملت شریف ایران به رغم دستور تعطیل زندان غیر قانونی کهریزک هر روز شاهد اخبار جدیدی در باره این زندان هولناک هستیم. علاوه بر این براساس اخبار متواتری که ظاهراً قابل انکار نیستند، رفتارهای وحشیانه با زندانیان کهریزک آن گونه که در نامه آقای کروبی به آقای هاشمی رفسنجانی آمده است، به مراتب دلخراش تر و دردناک تر از مرگ و شهادت براثر ضرب و شتم در این زندان است. امروز که پس از گذشت دو ماه هر روز ابعاد تازه تر و جزئیات بیشتری از این زندان هولناک علنی می شود، شاهد تلاش گسترده محافل خبری و رسانه ای وابسته به جریان اقتدار گرا برای منحرف ساختن افکار عمومی از این جنایات و به حاشیه بردن موضوع زندان کهریزک هستیم. جنجال آفرینی های تبلیغاتی و فرار به جلو عوامل دست دوم وسوم جریان اقتدارگرا نظیر درخواست دستگیری و محاکمه مهندس موسوی و خاتمی و هاشمی و کروبی و یا اظهارات هتاکانه عوامل مذکور علیه خاتمی و هاشمی همگی تلاش هایی برای انحراف اذهان عمومی از موضوع زندان ابو غریب کهریزک است. همزمان شاهد تحرکاتی برای تقلیل این ماجرای اسفبار به آن چه که «کوتاهی یکی دو افسر جزء در انجام وظیفه» خوانده می شود، هستیم. خبر دستگیری این یکی دو افسر جزء درحالی منتشر می شود که جنایات رخ داده، در حد تخلفاتی نظیرعدم استاندارد بودن شرایط زندان کهریزک، نگهداری تعداد بیش ازحد ظرفیت در این زندان و یکی دو مورد تنبیه بدنی که معلوم نیست علت فوت باشند، اعلام می شود. این اقدامات انسان را به یاد صحنه سازی های پس از فاجعه جنایت بار حمله لباس شخصی ها به کوی دانشگاه می اندازد که نهایتاً به محکومیت یک مأمور جزء به اتهام دزدیدن ریش تراش ختم شد. اما ابعاد جنایات ابوغریب کهریزک، شواهد و مدارک برجای مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نیز حساسیت عمومی نسبت به این فاجعه بسیار بیشتر از آن است که به اقتدارگرایان حاکم اجازه دهد آن را به سرنوشت ماجرای کوی دانشگاه تهران تبدیل کنند. زندان کهریزک یک زندان غیر قانونی و خارج از نظارت و کنترل سازمان زندان ها بوده است. مسئول نهایی و پاسخگوی اصلی حوادث این زندان که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شده است، شخص آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس شورایعالی امنیت ملی و آقای محصولی به عنوان وزیر کشور و رئیس شورای امنیت کشور است. این دو تن مسئول تمام تخلفات و رفتارهای غیر قانونی و اسفناک دو ماهه اخیر از جمله در زندان کهریزک علیه شهروندان هستند. فرمانده نیروی انتظامی زیر نظر وزیر کشور فعالیت می کند و شواهد و قرائن موجود نشان می دهد که رئیس دولت و وزیر کشور وی در طول دو ماهه اخیر نه تنها کمترین حساسیت و تلاشی برای نظارت بر عملکرد این نیرو و ممانعت از اقدامات غیر قانونی آن از جمله وجود و فعالیت زندان کهریزک نداشته اند...
رئیس دولت نهم در حالی اقدام به حرکات تبلیغاتی نظیر نوشتن نامه به رئیس قوه قضائیه و درخواست رأفت اسلامی با بازداشت شدگان حوادث اخیر می کند که درحمایت از رفتارهای غیر قانونی علیه مردم، وزیر اطلاعات را به دلیل «کم کاری و عدم برخورد فعال وزارت اطلاعات با حوادث دو ماهه اخیر» عزل می کند و ضمن برعهده گرفتن مسئولیت مستقیم این وزارتخانه و ابراز رضایت از ارگان ها و نهادهای نظامی و انتظامی در حوادث مذکور، پرسنل این وزارت را مورد انتقاد قرار می دهد و بلافاصله چند تن از معاونان این وزارت را تنها به خاطر این که توهماتی نظیر انقلاب مخملی و برخوردهای سرکوب گرانه اخیر با معترضان را تأیید نکرده اند، از کار برکنار می کند. با توجه به آنچه که ذکر شد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران اعلام می کند هرگونه اقدامی برای رسیدگی به تخلفات و قانون شکنی های دوماهه اخیر در نقض حقوق شهروندان و در رأس تمام آن ها جنایات ابوغریب کهریزک بدون توجه به مسئولیت وزیر کشور و رئیس دولت نهم به عنوان مسئولان اجرایی اصلی این تخلفات، اقدامی ناتمام و غیر بنیادین است و نمی تواند نگرانی ها را نسبت به امکان تکرار چنین جنایاتی در آینده منتفی سازد.

آیت الله بیات زنجانی: خبرگان، به آيين نامه دوران امام برگردد


خبرگان، به آيين نامه دوران امام برگردد

سلام ـ آيت‌الله بيات زنجاني در ديدار با اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام گفت: ولي فقيه غير از اينكه بايد عادل باشد بايد از قانون اساسي و خبرگان رهبري هم تبعيت كند وهرگاه اين شرايط را از دست بدهد خود به خود از جايگاه خود محروم مي شود.
در اين ديدار اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام، ضمن ارائه گزارشي از روند فعاليت سايت نسبت به دور شدن از خط امام اظهار نگراني كرده و خواستار مداخله بزرگان قوم از جمله مراجع معظم براي جلوگيري از انحراف از خط امام شدند.
آيت الله بيات زنجاني نيز با تاكيد بر مستقل بودن رسانه ها و بيان واقعيت از جانب آنها نسبت به تحولات بعد از انتخابات سخنان مهمي مطرح كردند.
اين مرجع تقليد شيعه در خصوص ولايت فقيه و نقش آن در جامعه و چگونگي نظارت بر آن گفت: كلمه مطلقه معناي فوق قانون بودن نيست بلكه به معناي ولايت عام است، ولايت عامه در مقابل ولايت امور حسبيه است. امثال مرحوم آقاي خويي معتقد بودند كه ولايت فقط در امور حسبيه است ما مي گوييم منحصر به امور حسبيه نيست بلكه مي تواند حاكم سياسي باشد نه اينكه به معناي فوق قانون باشد در واقع اين نظر در برابر برخي فقها بود كه مي گفتند ولایت مجتهد در عصر غيبت فقط در امور حسبيه است. وي خاطر نشان كرد: ولايت مطلقه از دو چيز نشات مي گيرد علم مطلق و قدرت مطلق كه فقط در خداست. خداوند عالم ولايت مطلق را دارد ولايت رسول اكرم و اميرالمومنين محدود است ولي فقيه غير از اينكه بايد عادل باشد بايد از قانون اساسي و خبرگان رهبري هم تبعيت كند ضمن آنكه بايد قانون عادي را هم رعايت نمايد و جالب است كه هرگاه اين شرايط را از دست بدهد خود به خود از جايگاه خود محروم مي شود و اين نص صريح قانون اساسي است نه حرف من.
آيت الله بيات زنجاني در واكنش به اظهار نگراني اعضاي شوراي سياستگذاري سايت سلام و نااميد بخش عظيمي از مردم نسبت به آينده گفت: الان بيشتر بايد اميدوار بود اين جريان يك نعمت الهي بود تا مردم به مباني فكري شان برگردند. اين مرجع تقليد تصريح كرد: بنده معتقدم خبرگان بايد به آيين نامه دوران امام برگردد و به معناي واقعي از ميان علما انتخاب شوند نه اينكه شوراي نگهبان اينها را تاييد كند. وي تاكيد كرد: وقتي خبرگان مستقل شد مي تواند به اعمال رهبري نظارت كند چراکه رابطه خبرگان با رهبري عينا مثل رابطه مجلس و دولت است.

۱۳۸۸ مرداد ۲۶, دوشنبه

متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان

برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه‌ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره‌ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.

در پی درج مقاله‌ای در کیهان، خطاب به دکتر علی مطهری، ایشان در نامه‌ای پاسخ خود را برای این روزنامه فرستاد که متأسفانه این نامه در کیهان به طور کامل بازتاب داده نشد.به گزارش «تابناک» در توضیح وی که برای ما فرستاده شده، آمده است:توضیح: نظر به اینکه روزنامه کیهان از درج متن کامل پاسخ اینجانب به مقاله «آقای علی مطهری بخواند» خودداری و تنها یک چهارم آن را در روز دوشنبه 88/5/19 درج نمود و سپس اتهاماتی به این جانب وارد کرد که علاوه بر هویدا بودن نشانه‌های خامی و کم سوادی از آن ـ مانند این که قیاس در منطق را بی پایه ترین نوع استدلال دانسته است ـ که پاسخ آنها در بخش چاپ نشده مقاله اینجانب موجود بود، لذا متن کامل پاسخ خود را در اختیار آن رسانه محترم قرار می‌دهم تا ظلم کیهان که با همه منتقدان به همین شیوه رفتار می‌کند، بر مردم شریف ایران به ویژه بسیجیان عزیز آشکارتر ‌شود.
متن کامل پاسخ سانسور نشده علی مطهری به کیهان آقای حسین شریعتمداری بخواند
در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقاله‌ای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلم‌هایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانت‌هایی که به شخص اینجانب شده بود در می‌گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان می‌نویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، می‌دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می‌شود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه می‌کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می‌شود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد. از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستی‌های حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستی‌های خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه‌ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است. از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله‌هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می‌شود روشن می‌شود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامه‌های دیگری که خود را اصولگرا نامیده‌اند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می‌پردازد و با مذاق توجیه‌گر آنها سازگار نیست درج نمی‌کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی‌کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه‌های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد می‌کنیم. اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است.
دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش می‌چربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان‌ها کرد و زمینه آشوب‌ها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه‌ساز آشوب‌ها به شکل دیگر بود.پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می‌توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست.
اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکسته‌اند، تحویل خانواده‌اش دادند؛ خانواده‌ای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده‌اند؛ گرچه اهل حق از بدترین روش‌های غیرمجاز استفاده کرده باشند.
سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد. این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل. بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است.
اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیم به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟
اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟!
اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسأله‌ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می‌توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق! ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید می‌آید، طبیعی است. در پاسخ می‌گوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید می‌آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشه‌ای از مکه به خاطر دشمنی‌های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می‌کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.
اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمی‌گیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونه‌ای که بخواهیم می‌توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده‌اند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند.
لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده‌اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه‌ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می‌شود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازات‌ها انجام می‌شود نه مانند داستان قتل‌های زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجی‌ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست.
به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می‌نویسیم و خانواده‌های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند. ما از مقتولان و مظلومانی سخن می‌گوییم که حامی ندارند و عده‌ای می‌خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد می‌آید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده‌اند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست.
اگر ما شیعه علی هستیم چگونه می‌توانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم. از اینها گذشته، ما می‌توانستیم این بحران را به گونه‌ای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادت‌ها و قتل‌ها و آسیب‌ها اتفاق نیفتد. می‌توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسأله‌دار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر می‌کردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می‌دیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.
شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابان‌ها شعار می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود.
اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب می‌دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود.
اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمی‌یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت‌الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است.
آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می‌کردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می‌کند.
به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می‌دهم:«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمى‏كند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمى‏گرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن، زيرا خون ناحق، پايه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل می‌سازد»alimutahhari@gmail.com

نامه تاثر برانگیز مهدی کروبی درباره نحوه برخورد با زندانیان سیاسی به رئیس مجلس خبرگان

نحوه رفتار برخی از ضابطان با بازداشت‌شدگان،
خصوصا زنان و دختران، در شأن جمهوری اسلامی نیست
قلم - مهدی کروبی از هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان خواست با تشکیل یک هیات به برخی شایعات و نحوه برخوردها با بازداشت‌شدگان رسیدگی شود. این نامه که حدود 10 روز بعد از ارسال به رئیس مجلس خبرگان، بصورت عمومی منتشر شده است، محتوای نامه ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت بازداشت شدگان و نحوه رفتار با آنان بر اساس شنیده های قابل اعتنا و متواتر می باشد. متن کامل نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی به این شرح است:


حضور محترم آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی
ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری
با سلام و احترام
بعد از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست‌جمهوری، حوادث تلخی به وجود آمد که به طور مفصل در خصوص آن، هم از سوی جنابعالی، هم از سوی افراد، گروه‌ها و رسانه‌های مختلف به آن پرداخته شد.
از دستگیری‌های بی‌حساب و کتاب، از ضرب و شتم و وارد کردن جراحات تا شهادت فرزندان این کشور، از حمله به خانه‌های مردم تا فاجعه خونین کوی دانشگاه و برخوردهای خشن و وحشت‌انگیز حتی با خانم‌ها در سطح خیابان‌های شهر- که تاکنون سابقه نداشته است- رخ داد که بسیار قابل تامل و پیگیری است. آنچه در این میان مطرح است در خصوص برخی از رفتارهای شناعت‌آمیز است که اگر به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده‌اند، نشنیده بودم، باورشان حداقل برای من و شما که در طول قریب به نیم قرن سردی و گرمی روزگار را چشیده‌ایم سخت بود.
از برخوردهای خشن و بی‌محابا، بر سر مردم باتوم را خرد کردن، آنچنان که بعد از گذشت قریب به 40 روز همچنان اوضاعشان غیرعادی است و عوارض آن روی بدنشان قابل مشاهده است.
هتاکی و ابراز دشنام و فحاشی رکیک به افراد و نثار نوامیس بازداشت‌شدگان و مردمی که برای نماز جمعه آمده بودند صورت گرفت. رفتارهایی که در فرهنگ دینی و اسلامی هیچ یک از گروه‌ها جایی ندارد و نشان‌دهنده آن است که افرادی برای این کار استخدام شده‌اند که حتی با اصول بدیهی اسلام آشنایی ندارند و البته شایعاتی نیز مطرح شده که فعلا به آن نمی‌پردازم.
احتمالا همانطور که مطلع هستید در این خصوص چندی پیش نامه‌ای خطاب به ریاست محترم قوه قضائیه ارسال کردم و جمعه هفته جاری همین نکات را به وزیر معزول اطلاعات یادآور شدم که روز شنبه در مطبوعات منتشر شد.
اما موضوعی را شنیده‌ام که هنوز از آن بر خود می‌لرزم. در دو روز اخیر که این خبر را شنیده‌ام خواب از سرم ربوده شده است. حدود ساعت دو که خود را برای خواب آماده می‌کردم. به بسترم رفتم ولی خدا شاهد است که بدون ذره‌ای مبالغه، خوابم نبرد، تا ساعت 4 بامداد که مجددا بلند شدم کمی قرآن خواندم، دوش گرفتم تا آب کمی آرامم کند، حتی نماز صبح را نیز خواندم و تا نزدیکی‌های طلوع آفتاب خوابم نبرد.
افرادی این مطالب را به من گفته‌اند که دارای پست‌های حساس در این کشور بوده‌اند. نیروهای نام و نشان داری که تعدادی از آنها نیز از رزمندگان دفاع مقدس بوده‌اند. این افراد اظهار داشته‌اند، اتفاقی در زندان‌ها رخ داده است که چنانچه حتی اگر یک مورد نیز صدق داشته باشد، فاجعه‌ای است برای جمهوری اسلامی که تاریخ درخشان و سپید روحانیت تشیع را تبدیل به ماجرای سیاه و ننگین می‌کند که روی بسیاری از حکومت‌های دیکتاتور از جمله رژیم ستمشاهی را سفید خواهد کرد.
گمان نمی‌کنم زندانیان دوران 15 ساله مبارزات قبل از انقلاب که از افراد توده گرفته تا گروه‌های مسلح مبارز التقاطی تا اعضای نهضت آزادی و موتلفه و حزب ملل اسلامی که در زندان با هم زندگی کرده‌اند، دیده یا شنیده باشند.
اینجانب این مطالب را برای شما می‌نویسم و مصرانه می‌خواهم روی این قضیه اقدام و به صورتی که صلاح می‌دانید با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مطرح فرمایید و با جدیت پیگیر شود تا روشن گردد اگر چنین اتفاقی نیفتاده که ان‌شاءالله هم نیست و بعید می‌دانم باشد، اعلام شود، چرا که در همین جامعه امروز و توسط خود بچه‌های بازداشتی در رسانه‌ها و سایت‌ها در حال مطرح شدن است و معلوم نیست آیندگان چه قضاوتی با شاخ و برگ دادن آن خواهند کرد. همچنان که جمهوری اسلامی و روحانیت مظلوم نیز مسوول آن شناخته خواهند شد. اگر هم خدای ناکرده رخ داده باشد، سریع با عوامل آن در هر جایگاهی برخورد و اعلام شود تا در شرایط فعلی که بازار شایعات داغ است، فرصت به فرصت‌طلبان داده نشود، همچنان که لازم است ترتیبی اتخاذ گردد تا این اقدام از سوی هیاتی عالیرتبه صورت گیرد تا افراد مورد بحث جرات بیان حقایق را داشته باشند چرا که شنیده‌ام تهدید شده‌اند که اگر مطلبی در این خصوص بیان نمایند، نابود خواهند شد.
جناب آقای هاشمی
اینجانب به خاطر اسلام و در رأس آن امام راحل و این همه فداکاری‌ها و شهادت‌ها و به قصد قربت الی الله، به‌رغم آنکه در شأن من نیز نمی‌باشد و به رغم همه مشغله‌ها و گرفتاری‌ها و به‌رغم آنکه می‌دانم به حیثیت اینجانب لطمه خواهد خورد، آماده‌ام مسوولیت تحقیق و بررسی جهت تعیین صحت و سقم این حوادث و اخبار رسیده را بر عهده گیرم و تعهد شرعی می‌نمایم بدون حب و بغض و با رعایت کمال انصاف به بررسی و ارائه گزارش بپردازم.
اما موضوع مطرح شده از این قرار است:
عده‌ای از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند که برخی افراد با دختران بازداشتی با شدتی تجاوز نموده‌اند که منجر به ایجاد جراحات و پارگی در سیستم تناسلی آنان گردیده است. از سوی دیگر افرادی به پسرهای جوان زندانی با حالتی وحشیانه تجاوز کرده‌اند به طوری‌که برخی دچار افسردگی و مشکلات جدی روحی و جسمی گردیده‌اند و در کنج خانه‌های خود خزیده‌اند.
با توجه به اهمیت مساله انتظار است این اقدام توسط هیاتی بی‌غرض و شفاف از طرف رئیس مجلس خبرگان رهبری مورد بررسی و پیگیری تا حصول نتیجه قرار گیرد. تا درسی برای آیندگان شود و فرصت به اراذل و اوباشی از این دست ندهد تا آبروی نظام و امام و جمهوری‌اسلامی را بر باد ندهند و خدمات هزار ساله روحانیت را مخدوش نمایند. به عنوان آخرین مطلب نیز یادآور می‌شوم از این نامه دو نسخه تهیه گردیده که یکی مهر و موم شده برای جنابعالی ارسال و دیگری نزد بنده قرار دارد.
با آرزوی توفیق
مهدی کروبی
7/5/1388

انتقام‌گيري 20:30 از فرزند روحاني استاد شهيد مطهري

شب گذشته، بخش خبري 20:30 در گزارش کوتاهي در برنامه‌اي درباره سرنوشت ترانه موسوي، بلافاصله پس از نقل چند جمله از سايت‌هاي ضد انقلاب و نيز اصلاح‌طلب، تصاويري از کاتوزیان، نماینده مردم تهران که تلاش‌های گسترده‌ای برای حقیقت‌یابی رويدادهاي اخیر از سوی مجلس انجام داده و همچنین حجت‌الاسلام دکتر محمد مطهري و نيز مقاله اخير وي در «تابناک» ـ با نام «دفاع از نظام اسلامي به هر وسيله» ـ پخش کرد تا به بينندگان چنين القا کند که در اين مقاله بدون هيچ دليلي با قطعيت از تعرض و قتل ترانه موسوي خبر داده شده است و بنابراين محتواي تمام مقاله وي از همين قبيل است!به گزارش خبرنگار «تابناک»، اين شيطنت تکراری در حالي انجام شد که محمد مطهري در مقاله خود با انتقاد از برخي رفتارها با بازداشت‌شدگان و بي‌اطلاع گذاردن خانواده‌هاي آنها از سرنوشت فرزندانشان که به ضد انقلاب سازي منجر مي‌شود، گفته بود: فضاي رسانه ملي نبايد به گونه‌اي باشد که شايعاتي درباره «ترانه موسوي» دهان به دهان بگردد و بايد براي پيشگيري از تکثير ضد انقلاب در اين باره، خبر موثقي به مردم داده شود. اين مطلب اساسا در قالب پرسش مطرح شده بود که «به سبب سياست خبري موجود، کسي نمي‌داند آيا مثلا آنچه در مورد افراد بي‌کسي مانند «ترانه موسوي» دهان به دهان مي‌گردد راست است؟» بدون اينکه سخني از تعرض و قتل به ميان آورد. ذکر این لازم است که فرزند روحاني استاد در سال گذشته، سيزده مقاله در نقد رفتار مسئولان و نيز مردم در «تابناک» منتشر کرد و در چند مقاله تحليلي از سياست‌هاي رسانه‌اي جاري و از جمله در مقاله سوم (چرا کشورمان چنين جرم خيز شده است؟) از بخش خبري 20:30 انتقاد کرده بود که چرا تنها مسائلي را که به امنيت نظام مربوط مي‌شود، «خبر» مي‌دانند و به اخبار متعرضان به جان و ناموس و امنيت مردم از اسيدپاشان و ربايندگان نوزادان گرفته تا متجاوزان به عنف نپرداخته، این افراد به چهره معرفي نمي‌شوند. شايد محمد مطهري هرگز گمان نمي‌کرد که روزي به جاي چهره آن مجرمان، تصوير خودش به دليل تأکيد بر رفتاراسلامي و عادلانه با بازداشت شدگان از همين بخش خبري پخش شود. گفتني است، سه فردي که اين روزها آشکارا از رفتار با بازداشتي‌ها، انتقاد کرده‌اند، يعني دکتر کاتوزيان، علي مطهري و محمد مطهري به شدت از سوي کيهان و 20:30 ـ که به کيهان تصويري معروف است ـ مورد پذيرايي قرار گرفته‌اند تا آنجا که در گزارش ديشب، تصويري از دکتر کاتوزيان هم که اساسا کلامي درباره ترانه موسوي مطرح نکرده بود، به عنوان مقصر در پخش اين شايعه به نمايش درآمد! عملکرد 20:30 نشان داد که محمد مطهري در مقاله اخيرش به درستي دريافته بود که «تقاضاي اجراي عدالت درباره يک مسأله امنيتي از سوي هر کس، مساوي است با همسو خوانده شدن با اسرائيل». لينک مقالات سال گذشته محمد مطهري در زير مصاحبه‌اي که در پايان آن سلسله مقالات با «تابناک» انجام داد، قابل دسترسي است. مطهري در آن مصاحبه (دي ماه 87) سکوت در برابر ظلم‌ها در نظام اسلامي را بدترين نوع «تشويش اذهان» دانسته بود.
C N M

حداقل 69 کشته، 4000 بازداشتی

آمار های نیروی انتظامی نادرست است
در حالی که نماینده میرحسین موسوی در دیدار با نمایندگان مجلس،فهرستی شامل نام 69 تن از کشته شدگان حوادث اخیر را ارائه کرده، سردار رادان آمار های منتشر شده در رسانه ها را "عملیات روانی" خوانده است. از سوی دیگر همزمان با سخنان فرمانده نیروی انتظامی مبنی بر اینکه "من مقصر فجایع کهریزک هستم"، آمار قوه قضائیه نشان می دهد تعداد بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات، حداقل 4 برابر رقمی است که نیروی انتظامی در گزارش تیر ماه خود اعلام کرده بود.
علیرضا بهشتی نماینده مهندس موسوی در "هیات ویژه آسیب دیدگان" دیروزبا شرکت در جلسه نمایندگان عضو کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان پس از انتخابات 22 خرداد،فهرستی را
ارائه کرد که به گفته وی شامل اسامی 69 نفر از کشته شدگان ناآرامی های پس از انتخابات است. او در این جلسه همچنین لیستی شامل اسامی 220 تن از بازداشت شدگان را نیز عرضه کرد.
در حالی که بسیاری از خانواده کشته و مفقود شدگان ناآرامی های دو ماه گذشته از سوی ماموران امنیتی تهدید شده اند تا از پیگیری آشکار وضعیت بستگان خود اجتناب کنند، حسینی بهشتی به نمایندگان مجلس توصیه کرد با انتشار فراخوانی از خانواده ها بخواهند در مورد اتفاقات رخ داده برای عزیزان شان به این کمیته گزارش دهند. فعالین حقوق بشر بر این باورند که در صورتی که فشار از روی خانواده ناپدید شدگان حوادث اخیر برای پیگیری و گزارش وضعیت وابستگان شان برداشته شود، آمار کشته شدگان به شدت افزایش خواهد یافت.
در این جلسه که به ریاست علاالدین بروجردی عضو کمیسیون امنیت ملی برگزار شد، نماینده مهندس موسوی ضمن ارائه گزارشی از نوع فعالیت کمیته منتخب موسوی و کروبی، تاکید کرد که فعالیت این کمیته "انسان دوستانه" بوده و ماهیتی "سیاسی" نداشته است.
در این دیدار که اولین ملاقات یک نماینده رهبران معترضین به انتخابات با نمایندگان مجلس به شمار می رود، علیرضا حسینی بهشتی دیگر پیشنهاد خود به کمیته ویژه مجلس را، اختصاص کمک برای "درمان" آسیب دیدگان اعلام کرد. وی همچنین در خصوص فشارها و آزارهای بسیاری که در دو ماه اخیر به بازداشت شدگان وارد شده است، از تهیه گزارش مستندی در مورد ضرب و شتم زندانیان خبر داد که قرار است آن نیز در تکمیل پرونده خشونت ها علیه مردم در اختیار مجلس گذاشته شود.
نگرانی رادان
در همین حال سردار رادان که از او به عنوان یکی از عاملین اصلی اعمال خشونت شدید علیه بازداشت شدگان در زندان کهریزک یاد می شود، ضمن اظهار نظری کشته شدن 69 نفر در بازداشتگاه کهریزک را تکذیب کرد. این اظهارنظر در حالی مطرح شده که بر اساس گزارش "هیات ویژه آسیب دیدگان" تمامی کشته شدگان در بازداشت کهریزک جان خود را از دست نداده اند. به باور برخی صاحب نظران،اظهارات شتاب زده جانشین فرمانده نیروی انتظامی بی ارتباط با فشارهایی که بر او به عنوان عامل اصلی خشونت های کهریزک وارد می شود نیست.
در همین راستا رادان در خصوص انتقادهای شدید برخی محافظه کاران از عملکرد نیروی انتظامی در شکنجه بازداشت شدگان، از ایجاد "تشکیک در درون ما" بر اثر آنچه وی "جنگ روانی" نامیده، شدیدا ابراز نگرانی کرد. این مقام نظامی ضمن اذعان به کشته و شکنجه شدن بازداشت شدگان کهریزک، در عین حال آمار های معترضین در مورد کشته شدگان را "عملیات روانی خواند : "البته استاندار تهران آخرین آمارها را داده است كه از نظر پلیس هم تائید شده است و این آمارهایی كه در برخی سایت‌های خبری قرار می‌گیرد، طبیعی است چون آنها وظیفه آمارسازی را داشته و عملیات روانی آنها آن‌قدر دقیق بود كه با این شایعه بعضی‌ها را تحت تاثیر قرار داده بودند."
رادان در باره نامه مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی هم که در آن شدیدا نسبت به انتشار اخباری مبنی بر تجاوز جنسی به مردان و زنان در زندان های جمهوری اسلامی ابراز نگرانی شده، بدون رد ادعای مهدی کروبی خاطرنشان کرد: "من فرد سیاسی نیستم، سوالاتی در رابطه با پلیس از من داشته باشید!"اپاسخی که بر شائبه تجاوز در زندان ها دامن بیشتری زده است.
نیروی انتظامی حداکثر تعداد کشته شدگان را ابتدا 20 و چندی بعد 30 نفر اعلام کرد؛ این آمار در تناقض با آمار واقعی منتشره از سوی نهاد ها و کمیته های مستقل پیگیر حقوق بشریست که کشته شدگان حوادث اخیر را بین 200 تا 300 تن می دانند. با این حال رادان در مورد صحت اخبار پلیس گفته است: "پلیس و سایر دستگاه‌ها آن‌قدر با مردم صادق هستند كه بتوانند اخبار را به درستی در اختیار مردم قرار دهند."

احمدی مقدم: من مقصر هستم
در همین حال مافوق آقای رادان، یعنی سردار احمدی مقدم که تا پیش از این حاضر نبود مسئولیت کشته شدن افراد در کمپ کهریزک را بپذیرد، پس از انتقادهای شدید از سوی مخالفان دولت و همچنین برخی نمایندگان مجلس اعتراف کرد در بازداشت ها و اتفاقات اخیر در کهریزک "مقصر" بوده است. هر چند وی همچنان مصرست علت کشته شدن بازداشت شدگان را به عللی غیر از ضرب و شتم از سوی ماموران نیروی انتظامی معرفی کند: "كشته شدگان در این بازداشتگاه بر اثر ضرب و جرح فوت نكرده‌اند بلكه بر اثر یك بیماری ویروسی جان باخته‌اند." احمدی مقدم که گفته است نمی خواهد از زیر مسئولیت حوادث کهریزک شانه خالی کند، توضیح نداده است که آیا می خواهد از مقام خود استعفا خواهد داد یا خیر.
از سوی دیگر امروز
گزارشی توسط سخنگوی قوه قضائیه منتشر شده که تمامی آمارهای نهادهای انتظامی درباره تعداد بازداشت شدگان حوادث اخیر را نقض می کند. علیرضا جمشیدی دیروز در جلسه هفتگی خود با خبرنگاران،تعداد کل بازداشت شدگان اخیر را "چهار هزار" نفر عنوان کرد، در حالیکه احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی طی اظهار نظری یک چهارم این تعداد را به عنوان تعداد بازداشت شدگان عنوان و تصریح کرده بود 1032 نفر در ناآرامی های پس از اعلام نتایج دهمین انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند.جمشیدی در توضیح آمار خود تاکید کرد سیصد نفر از این افراد همچنان در بازداشت به سر می برند. خبرگزاری
C N M

۱۳۸۸ مرداد ۱۸, یکشنبه